اعتراض حلی بر مجسمه

حلی گوید: «حشویه‌ی [٧٧] مشبهه گفته که برای خدا جسمی‌‌است دارای طول و عرض و عمق و ممکن است با او مصافحه کرد و صلحاء او را در دنیا می‌‌بینند و از داود [٧۸] حکایت شده که او گفته مرا از فرج و ریش معاف دارید و از غیر آن سؤال کنید و گوید معبود من دارای چشم و گوشت و خون و جوارح است حتی اینکه گفته‌اند دو چشم او بیمار شد و ملائکه به عیادت او رفتند و بر طوفان گریه کرد تا کنم بین گردید.»

[٧٧] حشویه به کسانی گویند که سخن زیاد و پرگویی کرده‌اند. ابن تیمیه در منهاج گوید اول کسی که این لفظ را استعمال نمود عمرو بن عبید معتزلی بود که عبدالله بن عمر را حشوی خواند. و مقصود گوینده از این لفظ عامه است و بعداً هر کسی متمسک به سنت و احادیث رسول خدا ج شده او را حشویه خوانده‌اند و کسانی که خود را عاقل و صاحب رأی می‌دانسته این تهمت را به هر کسی خواسته زده‌اند: اکثرا این کار را معتزله و رافضه مرتکب شده‌اند مثلا به عبدالرحمن بن عمر و احمد بن حنبل حشویه گفته‌اند. [٧۸] این همان داود جواربی است که ابوالحسن اشعری او را در مقالات اسلامیین در شمار قائلین به تجسم ذکر کرده. و سمعانی او را در کتاب انساب پس از هشام بن سالم جوالیقی ذکر کرده است.