وضوح و روشنی حقيقت

با وجود صحت این اختلاف میان مردم در عقلها، اندیشه‌ها و قابلیت آنها برای اختلاف، خداوند بر سر راه حق نشانه‌ها و بر راه راست مناره‌هایی قرار داده است .... که استثنای «إلاّ من رحم ربك» در آیه فوق را به وسیله آن تأویل می‌کنند.

این امر در آیه دیگری آمده است: ﴿فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَا ٱخۡتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ ٱلۡحَقِّ بِإِذۡنِهِۦ [البقرة: ۲۱۳]. «پس خداوند، کسانی را که ایمان آورده بودند، با اجازه خویش [که مایه رشد فکری و ایمان پاک و زمینه‌هایی از انگیزه‌های نفسانی و تمسک کامل به کتاب آسمانی است] به آنچه که حق بود و در آن اختلاف ورزیده بودند، رهنمون شد».

اگر انسانها هواهای نفسانی خود را از بین ببرند و برای رسیدن به حقیقت تلاش کنند. آن هدایت به آنها اعطا خواهد شد. بلکه در فطرت او چیزی که موجب هدایت اوست وجود دارد. به این امر در آیه زیر توجه کنید: ﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٣٠ [الروم: ۳۰]. «روی خود را خالصانه متوجه آیین [حقیقی خدا، اسلام] کن. این سرشتی است که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. نباید سرشت خدا را تغییر داد. [و آن را از خداگرایی به کفر گرایی، و از دینداری به بی‌دینی، و از راست روی به کج روی کشاند.] این دین و آیین محکم و استوار است. اما اکثر مردم [چنین چیزی را] نمی‌دانند».

همچنین پیامبرص در حدیثی می‌فرماید: «ما مولود إلا يولد علی الفطرة، فأبواه يهوّدانه، وينصرانه، وبجسمانه، کما تنتج البهيمة جمعاء، هل تحسّون فيها من جدعاء حتی أنتم تجدعونها؟» «هر نوزادی براساس فطرت به دنیا می‌آید. پدر و مادرش او را یهودی، مسیحی یا زرتشتی می‌کنند. همچنان که همه حیوانات نوزادشان را به دنیا می‌آورند. آیا در آنها انحراف و نقضی می‌بینید تا آن را ناقص بشمارید».

این امر بیان می‌کند که اصول دین، کارهای نیک و بد اموری هستند که انسانهای عالم، بالغ و عاقل بر نیکی و ستودگی آن اتفاق دارند و به منافع فراوان آنها و زشت بودن و مذمت کردار بد معترف هستند. این امر در عبارات و متون ظاهر و واضحی، آمده است که غیر قابل تصرف، تأویل، جدال و تردید است و آن را ام الکتاب قرار داده است که همه احکامی که در آن آمده است بر محور این امر قرار دارد و هیچ کسی برای نپذیرفتن آن دلیلی ندارد. همچنین به عنوان یکی از اصول گفتگو و از بین بردن سختی خداوند انسان را از بازیچه و مطیع هوای نفس، شهوات و شبهات قرار دادن آن با استفاده از تأویل و توجیه برحذر داشته است. بلکه برای کسی که تلاش می‌کند ولی از یافتن جواب صحیح باز می‌ماند و اشتباه می‌کند، یک ثواب و برای کسی تلاش می‌کند و به جواب صحیح می‌رسد، دو اجر تعیین فرموده است تا انسانها بیشتر بیندیشند و تأمل کنند و در جستجوی حق و کسب منافع بهتری برای افراد و گروهها باشند. فقط خداوند در این امر حکمت فراوان و اراده تحقق یافتنی دارد.