۴٧- و در صفحه ۲۱٧-۲۱۸ می‌گوید:

زیرا علی÷ داناتر و شجاع‌تر از همه اصحاب -به اجماع امت- بود.

اگر هدف او، اجماع امت شیعه است سخنش درست است. و اگر هدف او ما اهل سنت هستیم، این دروغی است که بر ما بسته شده است و دروغ گفتن عادت تیجانی است و هیچ جای تعجب و شگفتی ندارد.

این اجماع کجاست و چه کسی آن را نقل کرده است؟ این تنها یک ادعا است و هرکسی می‌تواند در هر موردی که بخواهد چنین ادعایی بکند. به اعتقاد ما اهل سنت، حضرت علیس از شجاع‌ترین صحابه و از دانشمند‌ترین آنهاست. اما اینکه از همه شجاع‌تر وداناتر است این دروغ بر اهل سنت است. و برای پاسخ سخن تیجانی (دانا‌ترین مردم بود) به پاسخ شماره: ۵۴ نگاه کنید.

اما اینکه (علی شجاع‌ترین مردم بود) برای پاسخ آن به مطلب زیر بنگرید:

شجاعت دو تفسیر دارد، یکی، بمعنی قوت قلب و پایداری در جاهای هراسناک. دوم: جنگ سخت با بدن بطوریکه افراد زیادی را بکشد. اولی در واقع شجاعت است و دومی بر قدرت بدنی و کاری فرد دلالت دارد و چنین نیست که هرکس بدنی قوی داشته باشد، قلبش هم قوی است و اگر کسی قلب قوی داشته لازم نیست بدنش قوی باشد. به همین خاطر فردی را می‌بینی که اگر افرادی با او باشند که امنیتش را حفظ نمایند، می‌جنگد و افراد زیادی را به قتل می‌رساند در غیر این صورت دچار ترس و بزدلی شده و دلش از جا می‌رود. و فردی دیگر را مشاهده می‌کنی که دارای قلبی ثابت و استوار است و افراد زیادی بدست وی کشته نشده‌اند، در مواقع ترس و وحشت ثابت و استوار بوده و بی‌باکانه به هر خطری اقدام می‌کند و امیران و فرماندهان و پیشکسوتان جنگی به این صفت، بیشتر از صفت اولی نیاز دارند زیرا فرمانده اگر دارای قلبی شجاع و استوار باشد، پیشاپیش حرکت کرده، مقاومت می‌کند و شکست نمی‌خورد در نتیجه سربازان کنار او می‌جنگند اما اگر فرمانده فردی بزدل و ضعیف القلب باشد، ناتوانی او آشکار شده و اقدام نمی‌کند و ثابت قدم نمی‌ماند اگرچه قدرت بدنی زیادی داشته باشد.

پیامبر خداص در این شجاعتی که برای فرماندهان جنگی مطلوب است، کامل‌ترین مردم بود ولی بادست خودش فقط، ابی بن خلف را به قتل رساند و هیچکس را بدست خودش، قبل از جنگ احد و بعد از آن نکشت و او شجاع‌تر از همه صحابه بود بطوریکه حضرت علی و دیگران به رسول خداص پناه می‌بردند [۱۱۲] اگرچه تعدادی از آن‌ها با دست خودشان افراد بیشتری از رسول اکرمص، به قتل رساندند.

و اگر شجاعت مطلوب از ائمه، شجاعت قلب است پس در این شکی نیست که حضرت ابوبکر از حضرت عمر شجاع‌تر بود و حضرت عمر از حضرت عثمان، حضرت علی، حضرت طلحه و زبیرش شجاع‌تر بود و کسیکه از سیرت و اخبار این بزرگواران اطلاع دارد، این موضوع را خوب می‌داند، حضرت ابوبکر،س وارد مواقع ‌ترسی شد که رسول اکرمص وارد آن‌ها شد و بزدلی و ترس را به خود راه نداد، خسته نشد و شکست نخورد. بی‌باکانه به مواقع ترس وارد می‌شد، خودش از رسول خداص حفاظت می‌کرد، گاهی با دست، گاهی با زبان و اوقاتی، بوسیله مالش با مشرکین جهاد می‌کرد وی در تمام این موارد، در مقدمه قرار داشت. روز بدر باوجود اینکه می‌دانست دشمن مکان رسول خداص را مورد هدف قرار خواهد داد اما دلیر، بی‌باک و استوار، کنار رسول خداص قرار گرفت و هنگامی‌که رسول اکرمص دنیا را وداع گفت، حضرت ابوبکرس برخاست، سخنرانی و موعظه نمود و صحابه را به ثبات، پایداری و شجاعت دعوت نمود، و سپاه اسامه را برای حمله آماده کرد و با مرتدین و مانعین زکات جهاد و مبارزه کرد پس شجاعتی که از یک رهبر، مطلوب است بعد از شخص رسول خداص کامل‌تر از حضرت ابوبکر و عمرب در شجاعت نبود.

اما اگر شجاعت، به کثرت قتل باشد، پس در این شکی نیست که صحابه دیگر، تعداد بیشتری از کفار را به قتل رساندند. در نتیجه بسیاری از صحابه، از حضرت علیس شجاع‌تر بودند. حضرت براء بن مالک صد نفر را در مبارزه رویاروی به قتل رساند بجز کسانی در کشتن آن‌ها شرکت کرد.

و تعداد کسانی را که خالد بن الولیدس به قتل رساند، را بجز خداوند کسی نمی‌داند و فقط در جنگ مؤته نه شمشیر در دستش شکست و در این شکی نیست که او چند برابر حضرت علی از کفار به قتل رساند [۱۱۳].

[۱۱۲] مجلسی از حضرت روایت است که او, روز بدر به رسول خدا پناه می‌برد. بحار الأنوار: ۶-۲۳۲. [۱۱۳] با تصرف از منهاج السنة: ۸/٧٧ و بعد از آن.