وحدت وجود

سؤال: درباره وحدت وجود در قرآن چه آمده است؟

جواب: وحدت وجود در قرآن رد شده است هیچ آیه اى در قرآن وجود ندارد که در آن گفته شده باشد خداوند عین هر شیئى است بلکه در آیات قرآن خدا را خالق کل شیء معرفى نموده است و همچنین در قرآن آیاتی است که خدا را به هر چیز محیط دانسته است و خداوند در قرآن مى فرماید: ﴿ وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ [الحدید: ۴]. یعنى: «... و او با شماست هرجا که باشید و خدا به آنچه انجام مى دهید بیناست».

در این آیه شریفه مشاهده مى نماییم که فرموده است: «... خدا با شماست هرجا که باشید.» و نفرموده است «خدا عین شماست». عالم محدود است و خدا نامحدود است و قبل از این که عالم را خدا به وجود آورده باشد خدا وجود داشته است و از ازل وجود داشته است ولى عالم حادث است و محدود و خدا قدیم است و نامحدود.

در خطبه اول نهج البلاغه تفسیر جالبى از آیاتى که درباره خدا در قرآن است نموده وگفته است:

«الحَمْدُ للهِ الَّذَي لاَ يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ القَائِلُونَ، وَلاِ يُحْصِي نَعْمَاءَهُ العَادُّونَ، ولاَ يُؤَدِّي حَقَّهُ الُمجْتَهِدُونَ، الَّذِي لاَ يُدْرکُهُ بُعْدُ الهِمَمِ، وَلاَ يَنَالُهُ غَوْصُ الفِطَنِ، الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ، وَلاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ، وَلا وَقْتٌ مَعْدُودٌ، وَلا أَجَلٌ مَمْدُودٌ.فَطَرَ الْخَلائِقَ بِقُدْرَتِهَ، وَنَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ، وَوَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ. أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ، وَکَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْديقُ بِهِ، وَکَمَالُ التَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ، وَکَمَالُ تَوْحِيدِهِ الْإِخْلاصُ لَهُ، وَکَمَالُ الْإِخْلاصِ لَهُ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ، لِشَهَادَةِ کُلِّ صِفَةٍ أَنَّها غَيْرُ المَوْصُوفِ، وَشَهَادَةِ کُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ الصِّفَةِ، فَمَنْ وَصَفَ اللهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ، وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ، و َمَنْ ثَنَّاهُ فَقَد جَزَّأَهُ، وَمَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ، وَمَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ، وَمَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ، وَمَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ، وَمَنْ قَالَ: «فِيمَ» فَقَدْ ضَمَّنَهُ، وَمَنْ قَالَ: «عَلاَمَ؟» فَقَدْ أَخْلَي مِنُهُ. کائِنٌ لاَ عَنْ حَدَث، مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَمٍ، مَعَ کُلِّ شَيْءٍ لاَ بِمُقَارَنَةٍ، وَغَيْرُ کُلِّ شَيءٍ لَا بِمُزَايَلَةٍ، فَاعِلٌ لا بِمَعْنَي الْحَرَکَاتِ وَالْآلَةِ، بَصِيرٌ إذْ لاَ مَنْظُورَ إلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ، مُتَوَحِّدٌ إذْ لاَ سَکَنَ يَسْتَأْنِسُ بهِ وَلاَ يَسْتوْحِشُ لِفَقْدِهِ. أَنْشَأَ الخَلْقَ إنْشَاءً، وَابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً، بِلاَ رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا، وَلاَ تَجْرِبَةٍ اسْتَفَادَهَا، وَلاَ حَرَکَةٍ أَحْدَثَهَا، وَلاَهَمَامَةِ نَفْسٍ اضْطَرَبَ فِيهَا...». یعنى: «ستايش مخصوص آفريننده اى است كه سخنگويان فصيح به كمترين پايه ى توصيف او نرسند و محاسبان دقيق نعمت بى شمارش را به تعداد در نياورند. خداپرستان كه در اطاعتش مى كوشند آن گونه كه لايق اوست نمى توانند او را پرستش كنند. افكار بلندنظران به حقيقت ذاتش راه نيابد و عقول عاليه هوشمندان در درياى حقيقتش غوص نتواند. خدايى كه اوصاف كماليه اش را حدّ و نهايت نيست و به وصف و تعريف درنيايد و در حدود زمان و امتداد زمانى نگنجد. جهانيان را به قدرت كامله خود بيافريد. بادها را براى انبساط رحمت خود در جهان برانگيخت و عرصه زمين را به كوه ها استوار ساخت. نخستين پايه دين ايمان و معرفت اوست و كمال مرتبه توحيد اخلاص به اوست و كمال اخلاص منزه دانستن ذات يكتا و يگانه اش از هر وصفى كه عقول در او بينديشد مى باشد زيرا هر صفتى مغاير با موصوف و هر موصوفى مباين با صفت است. پس هر كه خدا را توصيف كند به صفاتى كه عين ذات او نباشد براى او قرين ثابت كرده و هركه قرين براى او بينديشد از مقام شناسايى و توحيد او درمانده و به ورطه شرک افتاده است و هر كه در او مشرك گردد وى را به يكتايى نشناخته و مركب پنداشته و چنين كس جاهل به معرفت خدا و جاهل به توحيد اوست و دليل جهل به توحيد خداي متعال اشاره كردن به اوست زيرا لازمه اشاره مكانى به او حدّ و اندازه و تعدّد وى است و خدا از آن معانى منزه است و هر كه خدا را در مكان پندارد او را محاط دانسته و هركه خدا را بر چيزى تصور كند عالم را از احاطه او خالى تصور كرده است. خداوند موجود ازلى است. نه حادث است كه از عدم به وجود آمده باشد. با همه موجودات هست ولى نه به طور اتصال و بيرون از هر موجودى هست ولى نه به صورت دورى و به وسيله و حركت نيازمند نيست. خداوند بيناست به حقايق موجودات پيش از آن كه اشياء را به عرصه وجود درآورد و او فرد يگانه است زيرا موجودى كه به او انس جويد نبود و از اين يگانگى وحشتى نداشت. خلايق را به نظمى كه علم ازلى او مقتضى بود ايجاد فرمود بى آن كه به فكر و تأمل و حركت و تجربه نيازمند باشد...».

این خطبه که الهام گرفته شده از آیات قرآن است خدا را به خوبى وصف نموده و وحدت وجود را رد مى-کند.