صفحه نخست عقاید (کلام) اسلام ناب داستان جالب از استخاره

داستان جالب از استخاره

آقاى دستغیب یکى از علماى شیعه درکتاب استعاذه (پناهندگى به خدا) در صفحات ۱۴٧ و ۱۴۸، داستانى نقل کرده که آن را در اینجا مى آوریم:

«در اصفهان یکى از اعلام به مرض حصبه مبتلا شد، پس از مداوا و اوان پرهیز بود که باید مخصوصاً از زیاده-روى در خوراک پرهیز کند وگرنه حصبه عود مى کند.

یکى از اعیان اصفهان از علما از آن جمله ایشان دعوت مى کند سفره رنگین را پهن مى کنند در آن انواع خوراکى ها موجود بود. در این حال این بزرگوار مردد مى شود چه کند؟ اگر نخورد به خودش سخت مى گذرد و هم به صاحب خانه برمى خورد و اگر بخورد خوف ضرر است. بالاخره با قرآن مجید استخاره کرد آیه شریفه: ﴿ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ... آمد که مضمونش آن است که وحى تکوینى به زنبور عسل رسید که « از هر میوه بخور...» این بزرگوار هم فوراً آستینش را بالا زد و از انواع خوردنی ها مشغول شد، خوردنى آن هم چه خوردنی، کسى که چند روز در پرهیز بود حالا به چنین سفره رنگینى رسیده اجمالاً در همان مجلس نعش کش آوردند و او را بیرون بردند و آخرش همان سفره به قیمت جانش تمام شد».