قاعده ششم: اطمينان بخشيدن به مريض

هرگاه مرضی سخت کسی را در برگیرد، شیطان برای به وحشت انداختن او، و در نتیجه تسلط بر او حریص می‌شود. و مریض در اثر همین حالات، بر کج فکری و حرکات و رفتار اشتباه دچار گردیده و نسبت به وضعیت خویش دچار ناامیدی و اندوه می‌شود! پس بر دعاگو لازم است که به اعصاب او آرامش بخشد و اطمینان و اعتقاد او را اولاً به پروردگار و سپس به خودش (به عنوان سببی برای شفای او) جلب کند. و به او فهماند که آنچه بدان مبتلا گشته به خاطر بی‌محبتی خدا و انزجار از او نیست، بلکه همین ابتلا نشانه محبت خدا با اوست، و به لطف خدا به زودی برطرف می‌گردد. آنگونه که برخی نیکان در نصیحت فرزند خویش به هنگام مرض گفته‌اند: (فرزندم، این مصیبت بر تو نازل نشده که تو را به هلاکت رساند، بلکه به خاطر آزمایش صبر و ایمان تو نازل شده است. فرزندم قَدَر خداوند به مانند درنده‌ایست که از گوشت مردار استفاده نمی‌کند) [۵] .

در صورتی که مریض این گفته‌ها را پذیرفت، و با این باور به مقابله با مرض خود پرداخت، گام اول را در جهت مبارزه و غلبه بر سختی‌ها و حرکت به سوی درمان – به اذن خدا – برداشته است و در غیر این صورت با تسلیم نشدن در برابر این باور، و خاضع نشدن در مقابل قَدَر خداوند، و بر عکس تسلیم فریب و وسوسه‌های شیطان شدن، زندگی تلخی را برایش به بار می‌آورد که او را به تباهی می‌کشاند، و چه بسا عاقبت کار دیوانگی و یا مرگ باشد. علم پزشکی به اثبات رسانده است که مشکلات روحی بیشترین تأثیر را بر جسم افراد دارد. به طوریکه آنزیمهای مترشحه جهت هضم غذا به سمومی خطرناک تبدیل می‌شود، که شخص مبتلا با استفاده از بهترین اغذیه هم بهره‌ای نمی‌گیرد. و حتی منجر به ضایع شدن مینای دندان و پوسیدگی استخوان گشته و پیری زودرس، اضطراب و دلهره، افزایش اسید معده به گونه‌ای سبب زخم معده شده و بالا رفتن فشار و قند خون را به بار می‌آورد. علاوه بر این‌ها قولنج عصبی، سردردهای مزمن، ضعف اعصاب و لرزش اندام‌ها نیز از نتایج آن خواهد بود.

تسلیم شدن در مقابل دردهای جسمانی، آن‌ها را بزرگتر و اثرگذارتر می‌کند، و شیطان نیز فرصت خوبی برای القاءات خویش می‌یابد. و به گونه توان روحی شخص ضعیف می‌شود که حتی دستگاه ایمنی بدن توان خویش را برای مقابل از دست می‌دهد!. چیزی که پزشکی نوین نیز آن را به اثبات رسانده است. تا اینکه مریض تحت کنترل و سیطره درد و مرض خویش واقع می‌شود، و در نهایت هلاک می‌شود. پس بر دعاگو لازم است که به مریض خویش امید بخشیده و از تلقینات مثبت استفاده نماید. به همین دلیل است که بنی اکرم ص هنگامی که به بستر مریضی در حالت وفات حاضر شد، به نزدیکانش فرمود: «در مورد وفات او به وی تسلی دهید» [۶] .

با این اوصاف چه ایرادی دارد که ما اطمینان و مواجه با واقعیت را در درون مریض بکاریم، و به او گوشزد کنیم که باید در قبال مقدرات خداوند تسلیم بود چرا که هیچ کسی را یارای مخالفت با آن نیست، و خود خداست که مریضی را ایجاد کرده، و اگر بخواهد شفا می‌دهد. به طور قطع با این شیوه برخورد، ناآرامی و تشویش به اطمینان و اعتماد و ترس و وحشت به مهر و صفا تبدیل یافته، و روح و جسم وی آرام و راحت گشته، و شادی حاصل از امید، زندگی روح بخشی به وی بخشیده، و مقام وی را نزد خدا بالا می‌برد.

[۵] زادالمعاد، ابن قیم، ۴/۱٩۴. [۶] سنن ابن ماجه، ۱/۴۶۲، حدیث ۱۴۳۸.