صفحه نخست فقه و اصول نماز جماعت بعضى از آثار و أقوال صحابه و تابعين در وجوب نماز ج...

بعضى از آثار و أقوال صحابه و تابعين در وجوب نماز جماعت

از أبى هریرهس روایت است که رسول اللهص فرمودند:

«وَالَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِحَطَبٍ فَيُحْطَبَ، ثُمَّ آمُرَ بِالصَّلاَةِ فَيُؤَذَّنَ لَهَا، ثُمَّ آمُرَ رَجُلاً فَيَؤُمَّ النَّاسَ، ثُمَّ أُخَالِفَ إِلَى رِجَالٍ فَأُحَرِّقَ عَلَيْهِمْ بُيُوتَهُمْ» [۱۱].

«بخدائیکه جان من در دست اوست تصمیم گرفتم هیزم جمع کرده، سپس دستور دهم تا اینکه أذان بگویند، سپس مردى را به إمامت واگذارم و بطرف مردانى روم که به جماعت حاضر نشده‌اند، و خانه‌هایشان را بر آنان آتش زنم».

و از أبى هریرهس روایت است: «أَتَى النَّبِىَّص رَجُلٌ أَعْمَى فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِى قَائِدٌ يَقُودُنِى إِلَى الْمَسْجِدِ. فَسَأَلَ رَسُولَ اللَّهِص أَنْ يُرَخِّصَ لَهُ فَيُصَلِّىَ فِى بَيْتِهِ فَرَخَّصَ لَهُ فَلَمَّا وَلَّى دَعَاهُ فَقَالَ: هَلْ تَسْمَعُ النِّدَاءَ بِالصَّلاَة. فَقَالَ نَعَمْ. قَالَ فَأَجِبْ» [۱۲].

«مرد نابینائى نزد رسول اللهص آمد و گفت: کسى ندارم که مرا به مسجد برساند و از آنحضرت إجازه خواست تا در خانه‌اش نماز بخواند، آنحضرت به او إجازه داد و وقتى آن مرد از آن‌جا دور شد و رفت او را صدا کرد و فرمود: آیا أذان را مى‌شنوى؟ جواب داد بلى، فـرمود: پس جواب أذان را بده، یعنى نماز را با جماعت أدا کن».

و أحادیث خیلى زیادى در وجوب نماز جماعت در مسجد وارد شده که ما به این چند حدیث اکتفا مى‌کنیم

از أمیرالمؤمنین عمر بن الخطابس روایت است که گفت: «ما بال أقوام يتخلفون، يتخلَّف بتخلّفهم آخرون، والله لقد هممت أن أرسل إليهم فيجأ في أعناقهم ثم يُقال: اشهدوا الصلاة» [۱۳].

«چرا و براى چه افرادى از حضور جماعت تخلف مى‌کنند، و به خاطر تخلف آنان، دیگران نیز تخلف مى‌کنند، به خدا سوگند که تصمیم گرفتم بر آنان مردانى بفرستم تا به گردنشان بزنند وبه آن‌ها بگویند: به نماز جماعت حاضر شوید».

و همچنین براى أمراء و فرمانداران شهرها نوشت: «إنَّ أهم أمركم عندي الصلاة فمن حفظها فقد حفظ دينه، ومن ضيّعها فهو لما سواها أضيع، ومن الـمحافظة عليها أداؤها جماعة في الـمسجد، وفي رواية: ولا حظ في الإسلام لـمن ترك الصلاة» [۱۴].

«مهمترین أمور شما نزد من نماز است، پس کسی که آن را حفظ کند دین خود را حفظ کرده، و کسی که آن را ضایع کند، ضایع کردن چیزهاى دیگر براى او آسان تر است، و از محافظت کردن آن این است که نماز با جماعت و در مسجد خوانده شود و در روایتى: و هیچ بهره و نصیب و خوش بختی در إسلام نیست، براى کسی که نماز را ترک کند».

أبوهریرهس مى‌گوید:

«لأن يمتلئ أذن ابن آدم رصاصاً مذاباً خيرٌ له من أن يسمع الـمنادي ثم لا يجبه» [۱۵].

«اگر گوش بنى‌آدم پر از سرب ذوب شده گردد بهتر است از اینکه صداى مؤذن را بشنود ولى آن را إجابت نکند».

از عبدالله بن عباسب سؤال شد:

مردى است که شب را به عبادت و نماز مى‌گذراند، و روز را به روزه، ولى نماز جماعت و جمعه حاضر نمى‌شود

جواب داد: او در جهنم خواهد بود، و بار دیگر بعد از یک ماه از او همین سؤال شد، بار دیگر همان جواب را داد).

عبدالله بن مسعود و أبو موسى الأشعرىب مى‌گویند: «من سمع الـمنادي ثم لم يجبه من غير عذر فلا صلاة له» [۱۶].

«کسی که أذان را بشنود ولى جواب آن را ندهد و به نماز جماعت نرود در حالیکه هیچ عذرى ندارد نماز او صحیح نیست».

على بن أبی طالبس مى‌گوید:

«مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يَأْتِ فَلَا صَلَاةَ لَهُ إلَّا مِنْ عُذْرٍ» [۱٧].

«کسی که أذان را بشنود ولى به مسجد نیاید، نماز او از سرش بالاتر نمى‌رود، یعنى نماز او قبول نمى‌شود مگر اینکه عذر داشته باشد».

على بن أبی طالبس مى‌گوید: «لاَ صَلاَةَ لِجَارِ الْمَسْجِدِ إِلاَّ فِى الْمَسْجِدِ. فَقِيلَ لَهُ: وَمَنْ جَارُ الْمَسْجِدِ؟ قَالَ: مَنْ سمع النداء» [۱۸].

«همسایه مسجد نماز او صحیح نیست مگر در مسجد است، گفته شد: اى أمیر المؤمنین همسایه مسجد چه کسى است؟ فرمود: کسى که أذان را بشنود همسایه مسجد است».

عطاء بن أبى رباح و أبو ثور رحمة الله عليهم مى‌گویند: «حضور نماز جماعت فرض است» [۱٩].

إمام شافعى/ مى‌گوی:

«فلا أرخص لـمن قدر على صلاة الجماعة في ترك إتيانها إلاَّ من عذر» [۲۰].

«کسیکه مى‌تواند به نماز جماعت حاضر شود إجازه تخلف از نماز جماعت به او نمى‌دهم، مگر اینکه عذر داشته باشد».

إمام خطابى/ گوید:

«حضور نماز جماعت در مساجد واجب است، زیرا اگر سنت بود عبدالله بن أم مکتوم که نابینا بود أولى‌تر بود که از آن تخلف کند، و همچنین براى کسانیکه ضعیف و نابینا هستند مانند او واجب است».

عطاء بن أبی رباح گوید:

«فليس لأحد من خلق الله في الحضر والقرية رخصة في أن يدع الصلاة» [۲۱].

«رخصتى براى هیچ کس از بشر نیست، چه کسى که مقیم باشد، و چه کسى که در قریه (مسافر) باشد از نماز جماعت تخلف کند».

إمام الأوزاعى/ گوید:

«هیـچ گناهى بعد از شرک به خـدا بزرگتر از تأخیر نماز از وقت خود، و کشتن مؤمنى بغیر حق نیست».

[۱۱] متفق علیه. [۱۲] متفق علیه. [۱۳] کنـز العمال - كتاب الصلاة من قسم الأفعال- الباب الخامس في الجماعة وفضل‌ها وأحكام‌ها - فصل في فضل‌ها - رقم الرواية ۲۲٧٩۵-۸/۲۵۲. [۱۴] مراجعه شود به کتاب: الصلاة وحكم تاركها لابن القيم الجوزية ص ۴۰۳ ـ ۴۰۴، وکتاب: مجموعة رسائل في الصلاة ص ۱۴۸. [۱۵] مصنف ابن أبي شيبة، كتاب الصلوات، من قال إذا سمع الـمنادي فليجب ۱/۳۴۵، والأوسط في السنن والإجماعوالاختلاف لابن الـمنذر، كتاب الإمامة، ذكر تخوف النفاق على تارك شهود العشاء والصبح جماعة، رقم الرواية ۱٩۰۵، ۴/۱۳٧، والمحلى لابن حزم ۴/۲٧۴. [۱۶] مصنف ابن أبي شيبة ۱/۳۴۵، والأوسط لابن الـمنذر ۴/۱۳۶ رقم الرواية ۱٩۰۲، والـمحلى لابن حزم ۴/۲٧۴. [۱٧] مصنف ابن أبي شيبة ۱/۳۴۵، والأوسط لابن المنذر ۴/۱۳۶ رقم الرواية ۱٩۰۱. [۱۸] عبدالرزاق في الـمصنف رقم الحدیث ۱٩۱۵-۱/۴٩٧-۴٩۸ ومصنف ابن أبي شيبة ۱/۳۴۵، والأوسط لابن الـمنذر ۴/۱۳٧ رقم الرواية ۱٩۰٧، والـمحلى لابن حزم ۴/۲٧۴-۲٧۵. [۱٩] الأوسط لابن الـمنذر ۴/۱۳۸، والمغنی لابن قدامه ۳/۵، تفسیر القرطبی ۱/۴۳٩، فقه الإمام أبی ثور لسعدی حسین علی جبر ص ۲۲۱. [۲۰] کتاب الأم للشافعی ۱/۱۵۴. [۲۱] الأوسط في السنن والإجماع والاختلاف لابن الـمنذر ۴/۱۳٧.