چرا شيعه بودم؟

پس از آنکه این حقایق برایم آشکار گردید و دیگر مسائل روشن شد شروع به بحث و جستجوی دیگری کردم و آن اینکه بنده چرا شیعه هستم؟ و اصلاً خانواده و خویشان من چرا شیعه هستند؟

سرانجام دریافتم که قبیله ما دربست اهل سنت بوده‌اند، تقریبا حدود صد و پنجاه سال پیش دعوتگرانی از ایران به جنوب عراق آمده بودند و با بعضی از رؤسای عشایر تماس گرفته بودند و با استفاده از خوش اخلاقی و کم علمی آنان فرصت را غنیمت شمرده و آنان را فریب می‌دهند، قبیله ما وبسیاری عشایر دیگر فقط به همین علت شیعه شده‌اند، و اصلاً چیزی از حقیقت قضایا نمی‌دانند، بخاطر اینکه امانت علمی را رعایت کرده باشم در اینجا اسمای بعضی از این عشایر را ذکر می‌کنم مثل:

بنوربیعه، بنوتمیم، الخزاعل، الزبیدات، العمیر(بطنی از تمیم است) خزرج، شمَّر، طوکه الدوار، الدفافعة، آل محمد (از عشایر العمارة) عشایر الدیوانیة (آل اقرع و آل بُدیر) عفج، الجیور، الجلیحة، عشیره کعب، بنولام و غیره، اینها همه از عشایر معروف و اصیل عراقی هستند که به شجاعت و کرم‌شان شهرت دارند، و همه نیز عشایر بزرگی هستند که متأسفانه طی همین صد و پنجاه سال به دست داعیان ماهری که از ایران آمده بودند فریب خورده‌اند و هرکس به نحوی به این دام افتاده است.

این عشایر شجاع فراموش کرده‌اند که با وجود شیعه بودنشان شمیشر امام قائم همچنان منتظر است تاگردنشان را ببوسد چون امام قائم تصمیم دارد تمامی عرب‌ها را حتی اگر شیعه باشند به بدترین وضع قتل عام کند! چنانکه در کتب بزرگ‌مان این حقیقت روشن است.