زُرارَه بن أعين

شیخ طوسی می‌فرماید:

«زراره از خانواده‌ای نصرانی است، پدربزرگش سنسن است که یک راهب نصرانی بود، پدرش غلامی رومی در خدمت مردی از بنی شیبان بود»[۱۲۵] .

این همان زراره است که می‌گفت:

«از امام صادق درباره تشهد پرسیدم....چون بیرون آمدم به ریشش گوزیدم! و گفتم هرگز رستگار! نخواهد «ضرَطتُ في لحِيَتِهِ و قُلتُ لَن يُفلِحَ أبداً»[۱۲۶] .

همچنین زراره می‌گوید:

«بخدا سوگند اگر همه آنچه که از امام صادق ÷ شینده‌ام بیان کنم «لانتفخت ذُكورُ الرِّجالِ عَلي الخَشَب» «آلت تناسل مردان بر چوب نهوض خواهد کرد»!!! یعنی نعوذ بالله امام آنقدر مسائل جنسی تحریک کننده‌ای به این آقا گفته‌اند که اگر روایت کند مردان نمی‌توانند خود را کنترل کنند ومجبور خواهند شد حتی اگر بر روی چوب هم که شده خودشان را ارضاء کنند!!!»[۱۲۷] .

از ابن مسکان روایت است که از زراره شیندم که می‌گفت:

«خداوند رحمت کند امام باقر را، و اما، امام صادق در باره او در دلم چیزی دارم! گفتم چرا زراره چنین موضعی گرفته؟ گفت: به این دلیل که امام صادق رسوایی‌های او را آشکار کرده است»[۱۲۸] .

لذا امام صادق ÷ فرمودند:

«لعن الله زراره» «خداوند لعنت کند زراره را» و فرمودند: پروردگارا! اگر دوزخ به اندازه یک بشقاب هم بیشتر نباشد امیدوارم آل اعین بن سنسن را در خود جای دهد»[۱۲۹] .

همچنین فرمودند:

«لعن الله بريدا، لعن الله زراره». «خداوند بُرید و زراره را لعنت کند».

همچنین فرمودند:

«زراره نخواهد مرد مگر سرگردان، لعنت خدا بر او باد».

همچنین فرمودند:

«بخدا قسم زراره بن اعین از کسانی است که خداوند آنها را در کتابش چنین توصیف کرده است:

﴿وَقَدِمۡنَآ إِلَىٰ مَا عَمِلُواْ مِنۡ عَمَلٖ فَجَعَلۡنَٰهُ هَبَآءٗ مَّنثُورًا ٢٣ [الفرقان: ۲۳] .

«و به هرگونه کاری که کرده‌اند می‌پردازیم و آن را هیچ و پوچ می‌گردانیم»[۱۳۰] .

همچنین امام صادق ÷ فرمودند:

«زراره از کسانی است که ایمان به آنها امانت داده می‌شود و سپس از آنها سلب می‌گردد، در روز قیامت به آنها «امانت‌داران» (الـمعارون) گفته می‌شود، بدانید که زراره ابن اعین از آنها است»[۱۳۱] .

هچنین فرمودند:

«اگر مریض شد حالش را نپرسید، اگر مُرد در جنازه اش شرکت نکنید، کسی با تعجب پرسید: زراره؟ فرمودند بله زراره، از یهود و نصاری بدتر است، کسی که گفته است خداوند یکی از سه تاست (ثالثُ ثَلاثة عقیده مسیحیان است) خداوند سرنگون کند زراره را، و فرمودند: زراره در امامت من شک کرد»[۱۳۲] .

حالا بنده نمی‌دانم که بعد از درج بخش‌هایی از زندگی طلایی زراره بن اعین راوی بزرگ و شاید بزرگ‌ترین راوی حدیث ما که در تمامی ‌کتب حدیث می‌توانید روایاتش را ملاحظه کنید چه کنم؟! باور کنید از شرمندگی قلم کشیدن هم برایم دشوار است! چنین شخصی چه می‌خواهد برای اسلام تقدیم کند و آنچه او بنام حدیث نقل می‌کند چگونه می‌تواند دین قرار بگیرد؟!.

[۱۲۵] الفهرست: ص/۱۱۴. [۱۲۶] رجال کشی: ص/۱۴۲. [۱۲۷] رجال کشی: ۱۲۳. [۱۲۸] رجال کشی: ص۱۳۱. [۱۲۹] رجال کشی: ص۱۳۳. [۱۳۰] رجال کشی: ص ۱۲۶. [۱۳۱] رجال کشی: ص ۴۱۴. [۱۳۲] رجال کشی: ص ۱۳۸.