آغاز تحقيق

سرانجام طرح جالبی به ذهنم رسید و آن اینکه آنچه خوانده ام مجددا آن را با دید محققانه‌ای باز خوانی کنم، بنا براین همه مصادر معتبر را خواندم نصوص و مسائل زیادی توجه مرا جلب می‌کرد که احساس می‌کردم باید چیزی در پای آن بنویسم، شروع به یاداشت و حاشیه نویسی نمودم، هنگامی‌که مطالعه مصادر معتبر را تمام کردم دیدم یاداشت‌های فراوانی در کتابخانه‌ام انباشته شده است، آنها را جمع وجور کردم و در جایی نگهداری نمودم به امید آنکه شاید خداوند شرایطی فراهم کند که بتوان از آنها استفاده کرد.

روابط من کماکان با همه علماء و مراجع دینی حسنه بود، و با این امید با آنان نشست و برخواست می‌کردم که به نتیجه برسم تا اگر روزی تصمیم دشواری گرفتم به من کمک کنند، مسائل بسیار شده بود، تا اینکه بالآخره صد در صد قانع شدم که تصمیم دشوار خودم را بگیرم، اما فقط در انتظار فرصت مناسبی بودم.