۱۴ احادیث ساختگی و شناخت آن‌ها

احادیثی که در فصول گذشته به نقد آن‌ها پرداختیم نمونه‌هایی بود از صدها حدیث نادرست و اخبار ساختگی که در جوامع حدیث گرد آمده است و آنچه در این کتاب آوردیم در برابر اخباری که از آن‌ها یاد نکردیم مشتی نمونۀ خروار شمرده می‌شود. اکنون که به پایان سخن رسیده‌ایم لازمست برای آشنایی خوانندگان ارجمند، موازین و ضوابطی را خاطر نشان سازیم که در تشیخص احادیث ساختگی یا مغلوط نقش اساسی دارند.

۱- نخستین میزان برای جداسازی احادیث صحیح از ناصحیح «قرآن کریم» است چرا که قرآن در آیات متعددی، خود را «فرقان» خوانده [۲۱۴]. و فرقان که مصدر فرق یفرق است بمعنای «ما يفرق به بين الحق والباطل» می‌آید یعنی چیزی که حق از باطل بدان جدا می‌شود. از همین رو بنا به گزارشی که آمده پیامبر بزرگوار اسلام -ج- ضمن خطبه‌ای به مسلمانان فرمود:

«أيها الناس ما جائکم عني يوافق کتاب الله فأنا قلته وما جائکم يخالف کتاب الله فلم أقله». [۲۱۵]

«ای مردم! هر چه از من به شما رسید که با کتاب خدا سازگار بود، من آن را گفته‌ام و هر چه به شما رسید و با کتاب خدا سازگار نبود، من آن را نگفته‌ام».

امامان اهل بیت -÷- نیز بارها این گفتار پیامبر اکرم -ج- را تأیید نموده‌اند بطوریکه احادیث ایشان در این باره بلحاظ معنا، متواتر است چنانکه شیخ انصاری در کتاب «فرائد الأصول» بر تواتر معنوی احادیث مزبور، تصریح کرده است.

بنابراین، هر حدیثی در درجۀ اول باید به قرآن مجید عرضه شود و با کلام الهی ارزیابی گردد. البته در فهم کتاب خدا لازمست از «اصول تفسیر» بهره گرفت و قواعدی را که برای درک زبان عرب مؤثر است از یاد نبرد و با شیوۀ سخن قرآن آشنا شد و به توجیه و تأویل بی‌دلیل روی نیاورد.

ما در همین کتاب، بطور نمونه احادیثی را نشان دادیم که با کتاب خدا هماهنگی ندارند نظیر حدیث «جعلنا .... خزانه في سمائه وأرضه» [۲۱۶] که یادآور شدیم این جمله با آیۀ شریفۀ

﴿قُل لَّآ أَقُولُ لَكُمۡ عِندِي خَزَآئِنُ ٱللَّهِ [الأنعام: ۵۰].

نمی‌سازد و گفتیم که در توجیه حدیث مذکور (و امثال آن) نباید پافشاری داشت زیرا اگر بنای کار را بر تأویل و توجیه بگذاریم، در آن صورت اساساً حدیثی ناسازگار با قرآن نخواهیم یافت! و معلوم نمی‌شود که رسول خدا -ج- و ائمۀ هدی -÷- آن همه سفارش را برای چه کس و بچه منظوری نموده‌اند؟!

۲- دومین میزان برای تشخیص احادیث نادرست «سنت مسلم پیامبر -ج-» است به این معنا که اگر حدیث نادری در برابر آثار قطعی از سنت پیامبر -ج- قرار گیرد، حدیث مزبور را باید طرد کنیم چنانکه از امام صادق - -÷- - مروی است: «کل شيء مردود إلی الکتاب والسنة وکل حديث لا يوافق کتاب الله فهو زخرف». [۲۱٧]

«هر چیزی به کتاب خدا و سنت رسول باید برگردانده شود و هر حدیثی که با کتاب خدا سازگار نباشد، باطل و ساختگی است».

شاهد مثال روایتی است که دلالت دارد خطبه‌های نماز جمعه باید پس از نماز خوانده شود [۲۱۸]! این روایت در برابر آثار قطعی که شیعه و سنی از رسول خدا -ج- و امامان -÷- نقل کرده‌اند باطل و بی‌اعتبار است، آثار مزبور همگی دلالت دارند بر اینکه خطبه‌های نماز جمعه باید پیش از نماز خوانده شود.

۳- سومین میزان «اجماع امت اسلامی» است یعنی هر حدیثی که با اجماع امت مخالف باشد، مردود شمرده می‌شود چنانکه أبو قره (از محدثان دورۀ عبّاسی) در بحث از رؤیت خداوند در دنیا» به امام رضا - -÷- - گفت: فتکذب الروایات؟ «آیا پس روایات را تکذیب می‌کنی؟»

امام رضا پاسخ داد:

«إذا کانت الروايات مخالفة للقرآن کذبتها وما أجمع المسلمون عليه أنه لا يحاط به علما ولا تدرکه الأبصار وليس کمثله شيء» [۲۱٩]

یعنی: «هنگامی که روایات با قرآن مخالف باشد، آن‌ها را تکذیب می‌کنم و چیزی که مسلمین بر آن اجماع دارند اینست که احاطۀ علمی به خداوند ممکن نیست و دیدگان او را ادراک نمی‌کنند و هیچ چیزی همانند وی نیست» (در اینجا امام علاوه بر قرآن، اجماع مسلمین را نیز حجّت دانسته است).

شاهد مثال روایتی است که می‌گوید هر کس جمعه‌ای بر او بگذرد و در آن مدّت، سورۀ «قل هو الله أحد» را نخواند و سپس بمیرد، بر دین ابولهب مرده است! [۲۲۰] این حدیث به اجماع امّت اسلامی (از شیعه و سنی) باطل است زیرا خواندن سورۀ توحید -هر هفته یکبار- بر مسلمین واجب نیست تا چه رسد به آنکه تارکش بر دین ابولهب بمیرد!

۴- چهارمین میزان برای تشخیص احادیث ساختگی «عقل» است. عقل یکی از ملاک‌های پر اهمیت در این راه به شمار می‌آید زیرا حقّانیت اساس دین با عقل فهمیده می‌شود و اگر حجّیت عقل بکلّی مورد انکار قرار گیرد، اثبات اصول دین ممکن نیست از این‌رو در قرآن مجید بارها به تعقّل سفارش شده و حتّی استدلالات عقلی در قرآن صورت پذیرفته است. در احادیث نبوی و آثار اهل بیت هم مکرّر از اهمیت و حجّیت عقل سخن بمیان آمده است. ابن سکّیت (یکی از أئمۀ ادب در دورۀ عبّاسی) از امام هادی - -÷- - پرسید: «فما الحجة علی الخلق اليوم»؟ یعنی: «امروز حجت بر مردم چیست؟

امام پاسخ داد:

«العقل، يعرف به الصادق علی الله فيصدقه والکاذب علی الله فيکذبه»! [۲۲۱]

یعنی: «عقل است که بوسیلۀ آن هر کس بر خدا راست گوید شناخته می‌شود و تصدیق خواهد شد و هر کس بر خدا دروغ بندد نیز شناسایی می‌شود و تکذیب می‌گردد»!

بنابراین، عقل اجازه دارد اخبار ضدّ عقلی و راویان آن‌ها را تکذیب کند.

شاهد مثال: خبری است که می‌گوید پیامبر خدا -ج- به یارانش فرمود: صبحگاهان ستاره‌ای از آسمان فرود می‌آید و در خانۀ یک تن از شما سقوط خواهد کرد. هر کس آن ستاره در خانه‌اش فرود آید، او وصی و جانشین و امام پس از من خواهد بود. سپس ستارۀ آسمانی در خانۀ علی بن ابی طالب -÷- فرود آمد. [۲۲۲]

عقل، این خبر را نمی‌پذیرد و راوی آن را تکذیب می‌کند زیرا می‌داند که کوچک‌ترین ستارۀ آسمانی در تمام عربستان جای نمی‌گیرد تا چه رسد به خانۀ علی -÷-! در اینجا باید یادآور شد که مراد از حجّیت عقل، حجّیت «عقل طبیعی» است که دارای احکام روشن می‌باشد نه آراء پیچیدۀ عقلی که «عقل اکتسابی» نامیده می‌شود و مورد اختلاف عقلا قرار دارد.

۵- پنجمین میزان برای تمییز احادیث ساختگی «علوم قطعی تجربی» است (نه تئوری‌های اثبات نشده)! زیرا قرآن مجید، آثار علمی را حجّت شمرده و به کافران فرموده است:

﴿ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ٤ [الأحقاف: ۴].

«(بگو) کتابی پیش از این یا اثری علمی برای من آورید (که مدعای شما را به اثبات رسانند) اگر راست می‌گویید».

شاهد مثال: روایتی است که می‌گوید: روز جمعه کوتاه‌ترین روزها است زیرا در روزهای دیگر، خورشید متوقّف می‌شود تا ارواح مشرکان در برابر آن، شکنجه شوند ولی در روز جمعه خورشید از حرکت باز نمی‌‌ماند و از این‌رو روز جمعه کوتاه‌تر از دیگر ایام است! [۲۲۳]

این روایت با تجربۀ علمی مخالف است زیرا با اندازه‌گیری‌های دقیق معلوم شده که روز جمعه کوتاه‌ترین ایام نیست و بعلاوه به اثبات رسیده که گذشتن خورشید از افقها در روزهای غیر جمعه، توقف بردار نیست (صرفنظر از اینکه گذشتن خورشید را از افق، نتیجۀ حرکت زمین می‌دانند نه خورشید).

۶- ششمین میزان برای تعیین احادیث باطل، مخالفت آن‌ها با «تاریخ صحیح» است.

شاهد مثال: روایتی است که می‌گوید روز عرفه پس از تولد علی -÷- نامگذاری شد زیرا در آن روز، علی -÷- پیامبر خدا -ج- را شناخت [۲۲۴]! با آنکه نزد مورّخان از مسلمات تاریخی است که عرفه پیش از تولد علی - -÷- - نامگذاری شده بود و در میان عرب شهرت داشت.

٧- هفتمین میزان برای شناخت احادیث دروغین «تعارض دو حدیث با یکدیگر» است که قطعاً هر دو نمی‌توانند درست باشند.

شاهد مثال: روایتی است که بر لزوم وضوء بهمراه غسل جمعه دلالت دارد و روایتی که وضوء را با غسل جمعه، لازم نمی‌شمارد [۲۲۵]!

۸- هشتمین میزان برای شناخت احادیث نادرست «وعدۀ ثواب‌های مبالغه‌آمیز برای عملی آسان» است.

شاهد مثال: روایتی است که دلالت دارد هر کس فلان نماز را بخواند، خداوند ثواب دوازده هزار شهید را به او می‌دهد! [۲۲۶]

٩- نهمین میزان برای تمییز احادیث دروغین «جرأت بخشیدن مردم، به گناهکاری» است.

شاهد مثال: حدیثی است که می‌گوید: هر کس فلان درود را بر محمد و آلش -ج- بفرستد تا یک سال گناهان او نوشته نمی‌شود! [۲۲٧]

۱۰- دهمین میزان برای تشخیص احادیث ساختگی، اموری است که امام علی بن موسی الرضا -÷- آن‌ها را بدینصورت توصیف نموده‌اند:

«إن مخالفينا وضعوا أخبارا في فضائلنا وجعلوها علی ثلاثة أقسام، أحدها الغلو وثانيها التقصير في أمرنا وثالثها التصريح بمثالب أعدائنا فإذا سمع الناس الغلو فينا کفروا شيعتنا ونسبوهم إلی القول بربوبيتنا وإذا سمعوا التقصير اعتقدوه فينا وإذا سمعوا مثالب أعدائنا بأسمائهم ثلبونا بأسمائنا وقد قال الله عز وجل: ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم». [۲۲۸]

یعنی: «مخالفان ما اخباری را در فضائل ما ساخته‌اند و آن‌ها را بر سه بخش کرده‌اند: یکی احادیث غلوآمیز. دوّم احادیثی که ضمن آن‌ها در حقّ ما تقصیر و کوتاهی شده است. سوّم احادیثی که در آن‌ها به عیوب دشمنان ما تصریح کرده‌اند. پس همین که مردم روایات غلو‌آمیز را در بارۀ ما می‌شنوند، پیروان ما را تکفیر می‌کنند و به آن‌ها نسبت می‌دهند که مقام خدایی برای ما قائلند. و چون تقصیرها و کوتاهی‌هایی را که در حقّ ما روا داشته‌اند می‌شنوند، به آن‌ها عقیده پیدا می‌کنند و هنگامی که عیوب دشمنان ما را با نام و نشان آن‌ها، از قول ما می‌شنوند با نام و نشان به ما ناسزا می‌گویند! با اینکه خدای تعالی (در قرآن کریم) فرموده است: غیر خدا را -که مشرکان می‌خوانند- ناسزا مگویید زیرا ایشان نیز از راه تجاوز و نادانی به خدا ناسزا خواهند گفت».

و همچنین امام علی بن موسی الرضا -÷- به حسین بن خالد فرموده است:

«يا بن خالد إنما وضع الأخبار عنا في التشبيه والجبر الغلاة»! [۲۲٩]

یعنی: «ای پسر خالد، غالیان از قول ما، اخباری را در بارۀ تشبیه (خدا به خلق) و عقیدۀ به جبر، جعل کرده‌اند»!

در پایان کتاب از خداوند متعال درخواست می‌کنیم که با توفیق روز افزون به علمای روشنگر و دلسوز، فرهنگ مسلمانان را از گزند احادیث دروغین و خرافات ساختگی پاک فرماید.

«بمنه وکرمه وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين»

[۲۱۴] به آیات ۱۸۵ / بقره و ۴ / آل عمران و ۱ / فرقان نگاه کنید. [۲۱۵] الأصول من الکافی، ج ۱، ص ۶٩. [۲۱۶] الأصول من الکافی، ج ۱، ص ۱۴۴. [۲۱٧] الأصول من الکافی، ج ۱، ص ۶٩. [۲۱۸] من لا یحضره الفقیه، ج ۱، صص ۴۳۲-۴۳۳. [۲۱٩] الاصول من الکافی، ج ۱، ص ٩۶. [۲۲۰] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۵۱۰. [۲۲۱] الاصول من الکافی، ج ۱، ص ۲۵. [۲۲۲] الصافی فی تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۱٧ ببعد. [۲۲۳] مصباح المتهجد، ص ۲۰۵. [۲۲۴] بحار الأنوار، ج ۳۵، ص ۳۸. [۲۲۵] وسائل الشیعة، ج ۱، ص ۵۱۴ و همان کتاب، ج ۱، ص ۵۱۳. [۲۲۶] إقبال الأعمال، ۱٩۳. [۲۲٧] مفاتیح الجنان، ۴٩. [۲۲۸] عیون اخبار الرضا، ص ۱۶٩. [۲۲٩] عیون اخبار الرضا، ص ۸۲.