۱۳ نقد کتب دعا و زیارت

دعا نقش بزرگی را در آرامش انسان و امیدوار شدن او ایفاء می‌کند و علاوه بر نصوص شرع مانند

﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ [۱۸۸] [غافر: ۶۰].

﴿قُلۡ مَا يَعۡبَؤُاْ بِكُمۡ رَبِّي لَوۡلَا دُعَآؤُكُمۡ [۱۸٩] [الفرقان: ٧٧].

﴿أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ [۱٩۰] [البقرة: ۱۸۶].

که عنایت خداوند متعال را به دعاکننده نشان می‌دهد، هزاران تجربۀ عملی، حسن اثر دعا را به اثبات می‌رساند.

همچنین سلام و درود بر رسول گرامی اسلام و آل او و بندگان صالح خداوند که مسلمانان در نمازهای شبانه‌روزی بدان می‌پردازند، مایۀ تقرّب به حق و طرفداری از اهل حق و تمایل به صلاح و نیکی می‌شود. چه بسیار دعاها و درودهای زیبا و معرفت‌آموزی که در احادیث رسول خدا -ج- و خاندان او آمده و فرهنگ مسلمانان را آراسته است ولی متاسفانه دست دوستان جاهل و غالیان کژاندیش [۱٩۱] نیز در کار بوده و آثار مداخلۀ آنان درکتب ادعیه و زیارات دیده می‌شود. ما با نقد کتاب‌های مزبور می‌توانیم به سرچشمه‌های اصیل و پاکیزۀ دعا نزدیک شویم و از انحراف تودۀ مسلمانان جلوگیری کنیم. بنابراین در فصل حاضر مانند فصول گذشته ده نمونه از دعاهای ساختگی و زیارت‌های غلو‌آمیز را مطرح می‌سازیم و به نقد آن‌ها می‌پردازیم.

از میان کتاب‌های دعا که در دسترس ما قرار دارند کتاب «مصباح المتهجد» اثر شیخ طوسی و «اقبال الاعمال» اثر ابن طاووس و «عده الداعی» اثر ابن فهد حلی و «زاد المعاد» اثر مجلسی و «مفاتیح الجنان» و الباقیات الصالحات» اثر محدث قمی را باید نام برد.*

گاهی عادت به خواندن ذکری یا مأنوس بودن با دعائی، دیدگان آدمی را می‌بندد و غلط روشنی را که در خلال آن ذکر یا دعا آمده نمی‌بیند و حتّی ممکن است دعائی چنان در نظر خواننده‌اش تقدّس و احترام پیدا کند که حاضر نباشد هیچ نقدی را در بارۀ آن تحمّل نماید ولی اگر خود دیانت و اصل شریعت نزد انسان محترم‌تر از روایت فلان محدث و فلان راوی باشد در آن صورت، شخص با ایمان همواره آمادۀ شنیدن نقد است تا هر چه بیشتر بر سر چشمۀ اصیل دین دست یابد و از آب زلال شریعت بنوشد. امید است خوانندگان ارجمند این کتاب از دستۀ رهیافتۀ اخیر باشند و نقّادی‌های ما بجای ملالت خاطر، مایۀ نزدیکی بیشتر ایشان به شریعت بی‌نقاب و اسلام ناب گردد. اینک نوبت آن فرا رسده که به آوردن شواهدی از دعاها و زیارت‌های مغلوط یا ساختگی بپردازیم.

۱- دعائی است مشهور که در ماه رجب پس از نمازها خوانده می‌شود. این دعا را در «مفاتیح الجنان» [۱٩۲] می‌یابیم ولی اصل آن در کتاب «اقبال» اثر ابن طاووس بدین صورت آمده است:

«علي بن محمد البرسي –رضي الله عنهم- قال أخبرنا الحسين بن أحمد بن شيبان، قال حدثنا حمزة بن القاسم العلوي العباسي، قال حدثنا محمد بن عبد الله بن عمر البرقي، عن محمد بن علي الهمداني قال أخبرني محمد بن سنان، عن محمد السجاد في حديث طويل قال: قلت لأبي عبد الله - -÷- - جعلت فداک هذا رجب علمني دعاء ينفعني الله به قال فقال لي أبو عبد الله - -÷- - أکتب: بسم الله الرحمن الرحيم وقل في کل يوم من رجب صباحا ومساء وفي أعقاب صلواتک في يومک وليلتک: يا من أرجوه لکل خير وآمن سخطه من کل شر» ... (الی اخر الدعاء) [۱٩۳]

یعنی: علی بن محمّد برسی -که خدا از او خشنود باد- گفت حسین بن احمد شیبانی ما را خبر داد، گفت حمزه بن قاسم علوی عباسی برای ما حدیث کرد، گفت محمد بن عبدالله بن عمر برقی ما را حدیث گفت از محمد بن علی همدانی، گفت محمد بن سنان مرا خبر داد از محمد سجاد در حدیثی طولانی که گفت: به ابو عبدالله صادق - -÷- - گفتم: فدایت شوم این ماه، رجب است مرا دعائی بیاموز که خداوند بسبب آن نفعی به من رساند. ابو عبدالله صادق - -÷- - پاسخ داد: بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم و درهر روز از ماه رجب هنگام صبح و شام و پس از نمازهای خود در روز و شب این دعا را بخوان: یا من ارجوه لکل خیر و آمن سخطه من کل شر (ای کسی که برای هر خیری به او امیدوارم و در هر شری از خشم وی آسوده خاطرم)! تا آخر دعاء ...»

این دعا بلحاظ سند، غیر قابل اعتماد و بلحاظ متن، مغلوط است زیرا:

اولا در میان راویانش نام «محمد بن سنان» برده شده که قبلاً گفتیم ابن الغضائری (بنقل علامۀ حلی) در بارۀ او آورده است: «إنه ضعيف غال لا يلتفت إليه» [۱٩۴]. «او در حدیث ضعیف است، از اهل غلو شمرده می‌شود و به گزارش وی اعتنا نباید کرد». و نجاشی در حق وی می‌نویسد: «هو رجل ضعي جدا لا يعول عليه ولا يلتفت إلی ما تفردبه» [۱٩۵]. «او مردی است که در کار حدیث جدا ضعیف است و اعتماد بر وی روان نیست و بر آنچه به تنهایی نقل می‌کند اعتنا نباید کرد».

پس حدیثی که محمد بن سنان به تنهایی از محمد سجاد از امام صادق -÷- آورده، پذیرفته نیست. ثانیا دومین جمله از متن این دعا (به صورت‌هایی که روایت شده) با قرآن کریم مخالفت دارد چنانکه در مفاتیح بشکل:

و آمن سخطه عند کل شر و در اقبال بصورت: و آمن سخطه من کل شر و در مصباح المتهجد بشکل: و آمن سخطه عند کل عثره

آمده است که هر سه عبارت، یک مفهوم را می‌رسانند یعنی: «ای کسی که بهنگام هر شر و لغزشی از خشم او ایمن و آسوده خاطر هستم»! با اینکه خدای متعال در قرآن مجید می‌فرماید:

﴿فَلَا يَأۡمَنُ مَكۡرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ ٩٩ [الأعراف: ٩٩].

«از مکر خدا [۱٩۶] جز گروه زیان کار کسی آسوده خاطر نمی‌شود!».

آری شخص با ایمان بمحض آنکه گرفتار لغزش شود و شر و گناهی از او سر زند از خشم و کیفر خداوند ترسان می‌گردد و به استغفار و توبه روی می‌آورد، نه آنکه در هر عمل ناصوابی از عذاب حق، ایمان و آسوده خاطر باشد!

شگفت آنکه شیخ طوسی با آنکه «محمد بن سنان» را تضعیف نموده [۱٩٧] و خود نیز از زمرۀ قرآن شناسان و مفسّران کلام الله شمرده می‌شود (چنانکه تفسیر ارزندۀ التبیان از آن اوست) با این همه، دعای مغلوط مذکور را در کتاب «مصباح المتهجد» آرده است [۱٩۸]. و این نیست مگر نتیجۀ شتابزدگی نسبت به قاعدۀ مشهور «تسامح در ادله سنن». در صورتی که سنن منقول را هم مانند فرائض مأثور، باید با قرآن کریم سنجید و شک نیست که بمحض تعارض با قرآن، از درجۀ اعتبار ساقط می‌گردد بلکه بطلان و کذب سنن مذکور ثابت می‌شود. باری اثر این دعای ناصواب آنست که وجدان انسان را فریب می‌دهد زیرا بهنگام لغزش و گناهکاری، او را از خداوند بیمناک نمی‌سازد و به توبه و بازگشت بحق بر نمی‌انگیزد و ذلک هو الخسران المبین.

۲- در کتاب «مصباح المتجهد» اثر شیخ ابو جعفر طوسی ضمن تعقیبات و دعاهای روز جمعه نوشته است:

«وعنه (أبي عبد الله الصادق) -÷-: من قال بعد صلوة الفجر أو بعد صلوة الظهر: «اللهم أجعل صلوتک وصلوة ملائکتک ورسلک علی محمد وآل محمد» لم يکتب عليه ذنب سنة». [۱٩٩]

یعنی: «از امام ابو عبدالله صادق - -÷- - روایت شده که هر کس پس از نماز صبح یا نماز ظهر بگوید: خداوندا درود خود و درود فرشتگان و فرستادگنت را بر محمد و آل محمد قرار ده. یک سال کناه او نوشته نمی‌شود»!

این روات در کتاب «مفاتیح الجنان» به نقل از شیخ طوسی نیز آمده است. [۲۰۰]

شیخ طوسی سند روایتش را نیاورده تا در بارۀ آن اظهار نظر شود امّا فساد متن روایت، آشکار است زیرا با درودی بر محمّد و آل محمّد، یک سال محرّمات الهی را به تعطیل می‌کشد! و مردم را در گناهکاری جرأت می‌بخشد و هدف شریعت را که ایجاد تقوی و تهذیب نفس است تباه می‌سازد بویژه اگر کسی هر ساله آن درود را تکرار نماید، البته تا پایان زندگانی نباید گناهش ثبت شود! پس گوید این دعاء برای نسخ محرمات ساخته شده است و بی‌گمان مقام امام صادق - -÷- - بالاتر از آنست که در بارۀ فضیلت درود مزبور، چنان سخنی گفته باشد.

۳- مجلس در کتاب «زاد المعاد» بمناسبت فضیلت و استجابت دعا در روز نهم ربیع الاول که مصادف با تقل «خلیفۀ ثانی» است روایت طولانی و شگفتی آورده و از قول «حذیفه بن الیمان» می‌نویسد که چون عمر در آن روز کشته شد:

«پس رفتم بخدمت امیر المؤمنین -÷- که آن حضرت را تهنیت و مبارک باد بگویم به آنکه آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالی و اصل گردید و چون حضرت مرا دید گفت: ای حذیفه آیا در خاطر داری آن روز را که آمدی بنزد سید من رسول خدا -ج- و من و دو سبط او حسن و حسین نزد او نشسته بودیم و با او طعام می‌خوردیم پس تو را دلالت کرد بر فضیلت این روز؟ گفتم بلی ای برادر رسول خدا، حضرت فرمود که بخدا سوگند که این روز است که حق تعالی در آن، دیدۀ آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز، هفتاد و دو نام می‌دانم! حذیفه گفت: یا امیر المؤمنین می‌خواهم که آن نام‌ها را از تو بشنوم. حضرت فرمود که: این روز استراحت است که مومنان از شر آن منافق استراحت یافتند. و روز زائل شدن کرب و غم است. و روز غدیر دوم است. و روز تخفیف گناهان شیعیان است. و روز اختیار نیکو برای مؤمنان است. و روز برداشتن قلم از شیعیان است. و روز بر هم شکستن کفر و عدوان است. و روز عافیت است. و روز برکت است. و روز طلب‌خون‌های مؤمنان است. و روز عید بزرگ خدا است. و روز مستجاب شدن دعا است...»! [۲۰۱]

این حدیث ساختگی نشان می‌دهد که به مناسبت روز قتل خلیفه، خداوند سبحان قلم از گناهان شیعیان بر داشته است! یعنی هر چه از فحشاء و منکر در آن روز مرتکب شوند به حساب نمی‌آید. آیا می‌توان باور کرد که این گفتار از امام متقیان باشد؟ آیا این سخن، افترا و تهمت بر امیر مؤمنان -÷- محسوب نمی‌شود؟ آیا این روایت، عوام را به گناه و فساد نمی‌کشاند.؟

نگارنده خود شاهد بودم که شخص ظاهر الصلاحی در روز نهم ربیع الاول، به گناه و فسق تجاهر می‌نمود و چون سبب آن از وی پرسیده شد، پاسخ داد: مگر نمی‌دانید که امروز، روز نهم ربیع است و قلم را از گناهان شیعیان برداشته‌اند؟!

شگفت‌تر آنکه در همین روایت مجعول با کمال جسارت آمده است که خداوند سبحان به پیامبر خود فرمود:

«امر کرده‌ام ملائکۀ نویسندگان اعمال را که از این روز تا سه روز، قلم از مردم بدارند و نویسنده گناهان ایشان را برای کرامت تو و وصی تو».! [۲۰۲]

راوی ناندان، چنان پنداشته که گرامی داشت پیامبر و امام، وابسته به آنست که خداوند، مردم را در گناه‌کاری تا سه روز (همچون حیوانات) آزاد گذارد!

آیا اینست معنای اکرام پیامبر -ج- و علی -÷- از سوی خداوند پاک؟!

۴- در کتاب «الباقیات الصالحات» اثر محدث قمی که در حاشیۀ مفاتیح الجنان به چاپ رسیده است، دعائی برای «رفع دندان درد» آمده که از عجائب ادعیه شمرده می‌شود. محدّث قمّی در این باره می‌نویسد:

«و ایضا وارد شده که چوبی یا آهنی بگذارد بر دندان درد کن(!) و افسون کن آن را از جانب آن هفت مرتبه: «بسم الله الرحمن الرحيم العجب کل العجب دوده تکون في الفم تأکل العظم وتنزل الدم. أنا الراقي والله الشافي» [۲۰۳] .... »!

معنای عبارت اخیر اینست که: «جای شگفتی است، کمال شگفتی! کرمی است در دندان که استخوان را می‌خورد و خون را می‌ریزد. من افسون‌کننده‌ام و خدا، شفابخش ...».

گویا اصطلاح «کرم خوردگی دندان» مخترع این دعا را بگمان افکنده که واقعاً کرم در دندان پنهان شده است! و لذا افسون مذکور را برای آن ساخته تا هر چه زودتر، کرم موذی بیرون آید و از خوردن استخوان و ریختن خون باز ایستد. البته راوی این افسوند و سند روایت، معلوم نیست و کسی هم بخود اجازه نمی‌دهد تا افسون فوق را نزد دندان پزشکان تحصیل کرده مطرح کند و صحت و سقم آن را جویا شود!

۵- در «مفاتیح الجنان» در بیان «اعمال روز جمعه» می‌نویسد:

«بدانکه از برای خواندن آية الکرسی علی التنزیل در روز جمعه فضیلت بسیار روایت شده». [۲۰۴]

آیا آية الکرسی علی التنزیل (یعنی بدانگونه که بر پیامبر خدا -ج- نازل شده) کدامست؟ محدث قمی در «الباقیات الصالحات» آن را بدین صورت توضیح می‌دهد:

«علامه مجلسی فرموده که به روایت «علی بن إبراهیم وکلینی، آیۀ الکرسی علی التنزیل چنین است: الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تاخذه سنه ولا يوم له ما في السموات وما في الأرض وما بينهما وما تحت الثري عالم الغيب والشهاده الرحمن الرحيم، من ذا الذي تا هم فيها خالدون». [۲۰۵]

این روایت، یک عیب اساسی و اصلاح نشدنی دارد و آن اینست که ادعا می‌کند آیه الکرسی در قرآن کریم تحریف شده و شکل صحیحش در این روایت آمده است! چنین ادعایی اساس اسلام را متزلزل می‌کند و قرآن مجید را از حجیت ساقط می‌نماید. عباراتی که در این روایت بر آیه الکرسی افزوده‌اند کلماتی می‌باشد که از مواضع دیگر قرآن کریم برداشته شده است مثلاً: «له ما في السموات وما في الأرض وما بينهما وما تحت الثري» عینا ششمین آیه از سورۀ شریفۀ «طه» است. و نیز «عالم الغيب والشهاده هو الرحمن الرحيم». بخشی از آیۀ بیست و دوم از سورۀ کریمۀ «حشر» شمرده می‌شود.

در جای خود به اثبات رسیده که قرآن مجید از هر گونه تحریف و تبدیلی مصون مانده است و این قبیل روایات قابل اعتماد و در خور اعتناء نیستند چنانکه بزرگان فرقۀ امامیه مانند شریف مرتضی و شیخ طوسی و شیخ طبرسی و دیگران بر این قول رفته‌اند و از جمله ادلۀ این امر آنست که در آثار «متواتر» از رسول خدا -ج- و امامان -÷- آمده که احادیث را به قرآن عرضه کنید و حق و باطل آن‌ها را با کلام الهی بسنجید که اگر قرآن دستخوش تحریف شده بود، در آن صورت نمی‌توانست میزان تشخیص حق از باطل قرار گیرد.

۶- محدّث قمّی در کتاب «مفاتیح الجنان» زیارتی را با عنوان «زیارت جامعۀ کبیره» از شیخ صدوق نقل کرده است [۲۰۶] که هر چند مورد توجه فراوان قرار گرفته و کسانی از غلاه (همچون شیخ احمد احسائی) بر آن شروحی نوشته‌اند ولی بخش‌هایی از آن، آشکارا با قرآن مجید مخالفت دارد. مثلاً در این زیارت خطاب به امامان گفته می‌شود:

«إياب الخلق إليکم وحسابهم عليکم»

یعنی: «بازگشت خلق به سوی شما و حساب ایشان بر عهدۀ شما است»!

با آنکه در قرآن مجید می‌خوانیم:

﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ ٢٥ ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم ٢٦ [الغاشية: ۲۵- ۲۶].

«همانا بازگشت ایشان بسوی ما است سپس حسابشان بر عهدۀ ما است».

برخی، در مقام رفع این تعارض بر آمده چنین پاسخ داده‌اند که: مردم به (اذن خدا) به پیامبر و امامان باز می‌گردند و حسابشان با ایشان خواهد بود همانگونه که قبض نفوس بهنگام مرگ، در قرآن کریم به خداوند و نیز به فرشتگان نسبت داده شده است یعنی فرشتگان به اذن خدا این کار را بر عهده می‌گیرند.

جواب ما به دستۀ مزبور اینست که: اگر خداوند سبحان اذن داده بود تا پیامبر اکرم و امامان - -÷- - حساب مردم را بر عهده گیرند هیچگاه در کتابش به رسول خود اعلام نمی‌فرمود:

﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ [الأنعام: ۵۲].

«حساب ایشان به هیچ وجه بر عهدۀ تو نیست»! [۲۰٧].

همانگونه که اگر در قرآن مجید به تصریح آمده بود: «قبض نفوس به هیچ وجه بر عهدۀ فرشتگان نیست» در آن صورت ما حق نداشتیم این کار را به آن‌ها نسبت دهیم. امامان - -÷- - به ما سفارش نموده‌اند که روایات مخالف با قرآن را نپذیرید، ما نمی‌دانیم اگر جملۀ «حسابهم عليکم» با آیۀ شریفۀ ﴿مَا عَلَيۡكَ مِنۡ حِسَابِهِم مِّن شَيۡءٖ مخالفت نداشته باشد، پس معنای «روایت مخالف با قرآن» کدامست؟!

اگر ما به خود اجازه دهیم تا هر جمله‌ای را به «تأویل» کشیم و بدلخواه، توجیه و تفسیر کنیم در آن صورت آیا سخنان مخالف با قرآن، اساساً مصداقی پیدا می‌کنند؟ پس سفارش رسول اکرم و ائمه - -÷- - برای چه کس و در چه موضوعی بوده است؟!

در مورد راوی اول این زیارت، یعنی «موسی بن عبدالله نخعی» کتاب‌های رجال سخنی نگفته‌اند و بقول مامقانی «به اهمال برگزار کرده‌اند» [۲۰۸] و ینز در بارۀ دوّمین راوی آن یعنی «محمد بن اسماعیل بر مکی» علمای رجال، اختلاف دارند. علامۀ حلی در «خلاصة الأقوال» می‌نویسد:

«اختلف علماؤنا في شأنه، فقال النجاشي: إنه ثقة مستقيم. وقال ابن الغضائري: إنه ضعيف». [۲۰٩]

یعنی: «علمای ما در مقام او به اختلاف سخن گفته‌اند. نجاشی گفته‌ است که وی مورد وثوق می‌باشد و انحراف در مذهب ندارد و ابن الغضائری گفته که او ضعیف است».

اگر ما «میزان قرآنی» را در دست بگیریم با ابن الغضائری همسخن خواهیم شد.

٧- محدث قمی در «مفاتیح الجنان» در خلال اعمال روز جمعه آورده است:

«از حضرت موسی بن جعفر - -÷- - مروی است که هر که یک انار در روز جمعه ناشتاب خورد تا چهل روز دلش را نورانی گرداند و اگر دو انار بخورد تا هشتاد روز و اگر سه انار بخورد تا صد و بیست روز وسوسۀ شیطان را از او دور گرداند و هر که وسوسۀ شیطان از او دور گردد، معصیت خدا نکند و هر که معصیت خدا نکند داخل بهشت شود»! [۲۱۰]

در این روایت شکفت با یک قیاس مسلسل و مرکّب! (هر کس انار بخورد وسوس نشود، و هر کس وسوسه نشود معصیت نکند، و هر کس معصیت نکند، به بهشت رود، پس هر کس انار بخورد به بهشت رود!) کار بهشت رفتن را آسان نموده است. آیا این‌ها از تعالیم عالیۀ اسلام است یا انار فروش مدینه برای رونق بازارش بچنین جعلیاتی دست زده است؟!

۸- شیخ ابو جعفر طوسی در کتاب «مصباح المتجهد» در خلال اعمال روز جمعه آورده است:

«روي محمد بن إسماعيل بن بزيع عن الرضا - -÷- - قال قلت: بلغني أن يوم الجمعة أقصر الأيام. قال: کذلک هو! قلت: جعلت فداک کيف ذاک؟ قال قال أبو عبد الله - -÷- - إن الله يجمع فيه أرواح المشرکين تحت عين الشمس، فإذا رکدت الشمس عذبت أرواح المشرکين برکود الشمس فإذا کان يوم الجمعة رفع عنهم العذاب لفضل يوم الجمعة فلا يکون للشمس رکود» [۲۱۱]!

یعنی: «محمد بن اسماعیل بن بزیع از ابو الحسن رضا - -÷- - روایت نموده که گفت به امام گفتم: به من رسیده که روز جمعه کوتاه‌ترین روزها است. پاسخ داد: این چنین است!س گفتم فدایت گردم این امر چگونه است؟ پاسخ داد: ابو عبدالله صادق - -÷- - گفته است که خداوند ارواح مشرکان را در زیر چشمۀ خورشید گرد می‌آورد و چون خورشید از حرکت ایستاد ارواح مشرکان بسبب توقّف خورشید، عذاب می‌شوند ولی هنگامی که روز جمعه فرا رسد بخاطر فضیلت آنروز، عذاب از مشرکان بر طرف خواهد شد و از این‌رو برای خورشید توقّف و رکودی در آنروز نیست (و لذا جمعه کوتاه‌ترین روزها است)»!

داوری در بارۀ این روایت را به آشنایان با علوم می‌سپارم.

٩- شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» در خلال اعمال ماه شعبان می‌نویسد:

«روي محمد بن مارد التميمي قال: قال قال لنا أبو جعفر - -÷- - من زار قبر الحسين - -÷- - في النصف من شعبان غفرت له ذنوبه ولم تکتب عليه سيئة في سنته حتی يحول عليه الحول». [۲۱۲]

یعنی: «محمد بن مارد تمیمی روایت کرده که ابو جعفر باقر - -÷- - برای ما گفت: هر کس در نیمۀ شعبان قبر حسین - -÷- - را زیارت کند گناهانش آمرزیده می‌شود و در آن سال بدی‌های وی نوشته نخواهد شد تا آنکه یک سال بر او بگذرد»!

این روایت هم از قماش روایات پیشین است و در جرأت دادن مردم به بدکاری، نقش مؤثری دارد.

۱۰- سید بن طاووس در کتاب «اقبال الاعمال» در فضیلت ماه شعبان می‌نویسد:

«عن النبي - -ج- - أنه قال: من صلي أول ليلة من شعبان اثنتي عشرة رکعة يقرء في کل رکعة فاتحة الکتاب وقل هو الله أحد خمس عشرة مرة اعطاه الله تعالي ثواب اثني عشر ألف شهيد وکتب له عبادة اثنتي عشرة سنة وخرج من ذنوبه کيوم ولدته أمه وأعطاه الله بکل آية في القرآن قصرا في الجنة»! [۲۱۳]

یعنی: «از پیامبر -ج- روایت کرده‌اند که فرمود: هر کس در شب اول شعبان دوازده رکعت نماز گزارد و در هر رکعت، فاتحه الکتاب و قل هو الله احد را پانزده مرتبه بخواند، خداوند پاداش دوازده هزار شهید را به او می‌دهد و ثواب دوازده سال عبادت را برایش می‌نویسد و از گناهان خود بیرون می‌آید همانند روزی که مادرش او را زاده بود و خداوند به تعداد هر آیه‌ای در قرآن (یعنی ۶۲۳۶ آیه) قصری در بهشت بدو می‌‌بخشد».

خوشبختانه این روایت سند ندارد و گرنه، شهدای راه خدا بسیار مغبون می‌شدند زیرا اگر بجای جانبازی در راه حق، نماز مزبور را می‌خواندند دوازده هزار مرتبه، پاداش بیشتری نصیب ایشان می‌شد!

***

[۱۸۸] مرا بخوانید، دعای شما را مستجاب می ‌کنم. [۱۸٩] بگو: اگر دعای شما نباشد خدای من با شما چه کند؟ (چه ارزشی به شما دهد؟). [۱٩۰] دعای خواننده را، چون مرا بخواند مستجاب می‌کنم. [۱٩۱] در خصال شیخ صدوق از رسول خدا –ج- روایت شده است که فرمود: «صنفان من أمتي لا نصيب لهما في الإسلام الغلاة والقدرية» (الخصال، ص ٧۲). یعنی «دو صنف از امت من بهره‌ای در اسلام برای آن‌ها نیست: یکی غالیان و دیگری قدریة».! [۱٩۲. از میان کتب مذکور، کتاب «عدة الداعي ونجاح الساعي» اثر احمد بن فهد حلی از سایر کتاب‌ها، مهذب‌تر است. [ ]- مفاتیح الجنان (در اعمال ماه رجب)، ص ۱۳٧ (از انتشارات کتابفروشی اسلامیه). [۱٩۳] إقبال الإعمال، اثر ابن طاووس، ص ۱۴۳ (چاپ قم، دارالحجة). [۱٩۴] خلاصة الأقوال، ص ۳٩۴. [۱٩۵] رجال النجاشی، ص ۲۳۰. [۱٩۶] مکر خدا، همان مهلت دادن پروردگار به مجرمان برای عذاب آن‌ها است در حالی که مجرم، به جای توبه، از عذاب آسوده خاطر می‌شود و گمان می‌کند که جرم سنگین وی پیامد بدی ندارد.! [۱٩٧] علامة حلی در این باره می‌نویسد: و اما الشیخ الطوسی – (رح) فانه ضعفه. (خلاصة الأقوال، ص ۳٩۴). [۱٩۸] مصباح المتهجد، صص ۲۵۵-۲٧۱، چاپ بیروت (۱۴۱۸ ه‍. ق). [۱٩٩] مصباح المتهجد، ص ۲۶۳. [۲۰۰] مفاتیح الجنان (در اعمال روز جمعه)، ص ۴٩. [۲۰۱] زاد المعاد، اثر ملا محمد باقر مجلسی، باب هشتم (اعمال ماه ربیع الاول) ص ۴۰٩، چاپ کتابفروشی اسلامیه. [۲۰۲] زاد المعاد، ص ۴۰۸. [۲۰۳] الباقیات الصالحات، در حاشیه مفاتیح، صص ۲۸٩-۲٩۰. [۲۰۴] مفاتیح الجنان (در اعمال روز جمعه)، ص ۳۶. [۲۰۵] الباقیات الصالحات (در حاشیه مفاتیح) ص ۳۶. [۲۰۶] مفاتیح الجنان، ص ۵۴۴ به بعد. [۲۰٧] با توجه به آنکه نکره در سیاق نفی، مفید عموم است. [۲۰۸] مامقانی اضافه می‌کند: «واهمالهم ذکره في کتب الرجال غير قادح فيه والعلم عند الله تعالی» (تنقیح المقال، ج ۳، ص ۲۵٧). یعنی: «اینکه در کتاب‌های رجال ذکر او را نیاورده‌اند دلیل بر قدح وی نمی‌شود با این حال علم به احوال وی نزد خدای تعالی است»! باید گفت: اصل در پذیرش قول راوی، وثاقت اوست و با اهمال ذکرش در کتب رجال، وثاقت وی ثابت نمی‌شود و او مهمل و مجهول می‌ماند.! [۲۰٩] خلاصة الأقوال، ص ۲۵۸. [۲۱۰] مفاتیح الجنان (در اعمال روز جمعه)، ص ۳۶. [۲۱۱] مصباح المتهجد، ص ۲۰۵. [۲۱۲] مصباح المتهجد (فی اعمال شهر شعبان)، ص ۵٧۴. [۲۱۳] إقبال الأعمال (فی فضل شعبان المعظم)، ص ۱٩۳.