صفحه نخست عقاید (کلام) بررسی روایات ساختگی در کتب حدیث ۱ اخباری که بر جعل حدیث گواهی می‌دهند

۱ اخباری که بر جعل حدیث گواهی می‌دهند

پیش از آنکه در بارۀ متن و مضمون احادیث ساختگی سخن بگوییم و نیز از سند احادیث مزبور و انگیزه‌های جعل آن‌ها بحثی به میان آوریم بهتر است ثابت کنیم که اساساًس در میان احادیث امامیه، روایات قابل نقد و مجعول وجود دارد و سپس به بحث و تحقیق در بارۀ مباحث مذکور پردازیم.

برای اثبات این موضوع، راه روشن و منطقی آنست که از خود احادیث کمک بگیریم و آثاری را بگواهی آوریم که از جعل حدیث خبر می‌دهند. از دو صورت خارج نیست، یا این آثار از صحّت و اصالت برخوردارند و نادرست و ساختگی نیستند در اینصورت باید بپذیریم که بنا به مفاد همین آثار، احادیث جعلی در میان اخبار وجود دارد. و یا خود این آثار، ناصحیح و ساختگی‌اند. در اینصورت باز هم ثابت می‌شود که در میان احادیث، آثار دروغین وجود دارد زیرا خود همین اخبار از جملۀ احادیثی به شمار می‌روند که در کتب و جوامع حدیث آمده‌اند. اینک به اخباری که از رسول خدا -ج- و ائمه -علیم السلام- در کتب شیعه آمده است و بر جعل حدیث گواهی می‌دهند نظر می‌افکنیم:

در کتاب أصول کافی (باب اختلاف الحدیث) از امیرمؤمنان علی -÷- روایت شده که فرمود:

«قد کذب علی رسول الله -ج- علی عهده حتی قام خطيباً فقال: أيها الناس قد کثرت علی الکذبة، فمن کذب علی متعمداً فليتبوأ مقعده من النار. ثم کذب عليه من بعده» [۶]!

یعنی: «در روزگار پیامبر خدا -ج- بر او دروغ بستند تا آنجا که برخاست که سخنرانی کرد و فرمود: ای مردم! کسانی که بر من دروغ می‌بندند فراوان شده‌اند پس هر کسی عمداً بر من دروغ بندد برای خود جایگاهی از آتش گیرد. سپس، باز هم بر پیامبر خدا -ج- بعد از او دروغ بستند»!.

در کتاب رجال کشی [٧] از قول امام صادق -÷- آمده که در پاسخ فیض بن مختار در بارۀ «علّت» اختلاف شیعیان» فرمود:

«.... إني أحدث أحدهم بالحديث فلا يخرج من عندي حتی يتأوله علی غير تأويله وذلک أنهم لا يطلبون بحديثنا وبحبنا ما عند الله وإنما يطلبون به الدنيا وکل يحب أن يدعي رأسا» [۸]...

یعنی: «... من برای یکی از ایشان حدیثی می‌گویم و او از نزد من بیرون نمی‌رود تا آنکه حدیث مزبور را به غیر معنای حقیقی آن، تأویل می‌کند. زیرا که آن‌ها از حدیث ما و از محبّت ما (خاندان پیامبر -÷-) خشنودی خدا را نمی‌جویند بلکه از این راه دنیا را می‌طلبند و هر کدام دوست دارد که نام رئیس بر او نهاده شود».!...

و نیز کشّی در رجالش از امام صادق -÷- آورده است که فرمود:

«لا تقبلوا علينا حديثاً إلا ما وافق القرآن والسنة أو تجدون معه شاهداً من أحاديثنا المتقدمة، فإن المغيرة بن سعيد -لعنه الله- دس في کتب أصحاب أبي أحاديث لم يحدث بها أبي! فاتقوا الله ولا تقبلوا علينا ما خالف قول ربنا تعالی وسنة نبينا محمد -ج- فإنا إذا حدثنا قلنا: قال الله عز وجل وقال رسول الله -ج. [٩]

یعنی: «هیچ سخنی را - که به ما نسبت می‌‌دهند - نپذیرند مگر گفتاری را که با قرآن و سنّت موافق باشد یا اینکه شاهدی از احادیث (صحیح) گذشتۀ ما در موافقت با سخن مزبور پیدا کنید زیرا مغیره بن سعید - که خدا او را از رحمتش دور کند - در کتاب‌های یاران پدرم (امام باقر -÷-) احادیثی را با حیله ‌گری وارد کرده که پدرم آن‌ها را نگفته است. بنابراین از خدا بترسید و گفتاری را که از طرف ما بر خلاف گفتۀ خدای بزرگ و سنّت پیامبر ما (محمّد -ج-) گزارش کرده‌اند نپذیرید زیرا که ما چون به سخن پردازیم از قول خدای عزّوجل و از قول رسول خدا -ج- سخن می‌گوییم».

همچنین در کتاب عیون أخبار الرضا تألیف محمّد بن علی بن بابویه قمّی (شیخ صدوق) آمده که امام علی بن موسی الرضا -÷- به حسین بن خالد فرمود:

«يابن خالد إنما وضع الأخبار عنا في التشبيه والجبر الغلاة» [۱۰]...

یعنی: «ای پسر خالد، غالیان از قول ما، اخباری را در بارۀ تشبیه (خدا به خلق) و عقیدۀ به جبر جعل کرده‌اند ...!».

باز در همین کتاب از قول امام رضا -÷- مأثور است که به ابراهیم بن أبی محمود فرمود:

«أن مخالفينا وضعوا أخباراً في فضائلنا وجعلوها علی ثلاثة أقسام، أحدها الغلوّ وثانيها التقصير في أمرنا وثالثها التصريح بمثالب أعدائنا» [۱۱] ...

یعنی: «مخالفان ما أخباری را در فضائل ما ساخته‌اند و آن‌ها را بر سه بخش کرده‌اند، یکی احادیث غلوآمیز. دوّم احادیثی که ضمن آن‌ها در حقّ ما کوتاهی شده است. سوّم احادیثی که در آن‌ها به عیوب دشمنان ما تصریح کرده‌اند ...».

در رجال کشّی از قول یونس بن عبدالرحمن آمده است که گفت:

«وافيت العراق فوجدت بها قطعة من أصحاب أبي جعفر -÷- متوافرين فسمعت منهم وأخذت کتبهم فعرضتها بعد علي أبي الحسن الرضا -÷- فأنکر منها أحاديث كثيرة أن يكون من أحاديث أبي عبد الله -÷ [۱۲]...

یعنی: «به عراق آمدم و در آنجا گروهی از یاران ابو جعفر باقر -÷- و نیز یاران بسیاری از ابوعبدالله صادق -÷- را یافتم و از ایشان احادیثی شنیدم و رسائل آن‌ها را گرفت و سپس آن رسائل را به ابوالحسن رضا -÷- نشان دادم و وی بسیاری از آن احادیث را انکار کرد که از ابو عبدالله صادق -÷- باشد ...».

اینگونه احادیث، بدانچه آوردیم محدود نیست و نظایر دیگری نیز دارد که ما باز گفتن همۀ آن‌ها را در اینجا لازم نمی‌بینیم امّا این نکته را خاطر نشان می‌سازیم که بنابر اخبار امامیه، احادیث ساختگی تنها به برخی از ائمه -÷- نسبت داده نشده بلکه از قول عموم ایشان دروغ‌هایی ساخته‌اند چنانکه امام صادق -÷- بر طبق روایت کشّی فرمود:

«إنا أهل بيت صادقون لانخلو من کذاب يكذب علينا فيسقط صدقنا بکذبه علينا عند الناس. کان رسول الله -ج- أصدق البرية لهجة وکان مسيلمة يكذب عليه، وکان أمير المؤمنين -÷- أصدق من برأ الله من بعد رسول الله -ج- وکان الذي يكذب عليه من الکذب عبدالله بن سبأ – لعنه الله – وکان أبو عبد الله الحسين بن علي -عليهما السلام- قد ابتلي بالمختار. ثم ذکر أبو عبد الله -÷- الحارث الشامي وبنان فقال کانا يكذبان علی علي بن الحسين -عليهما السلام-، ثم ذکر المغيرة بن سعيد وبزيعاً والسري وأبا الخطاب ومعمراً وبشار الأشعري وحمزه اليزيدي وصائد النهدي فقال: لعنهم الله» [۱۳]...

یعنی: «ما خاندانی راستگوییم ولی از شرّ دروغگویی که بر ما دروغ بندد بر کنار نماندیم و راستگویی ما با دروغ‌هایی که به ما می‌بندند نزد مردم از درجۀ اعتبار ساقط می‌شود. رسول خدا -ج- راستگوترین مردم بود ولی مسیلمه بر او دروغ می‌بست، همچنین امیر المؤمنین علی -÷- پس از پیامبر -ج- راستگوترین آفریده‌ای بود که خدا خلق کرده ولی عبدالله بن سبأ - که خدا از رحمت خود دورش کند- بر او دروغ می‌‌بست، و نیز امام حسین بن علی -علیهما السلام- به مختار مبتلا شد، سپس امام صادق -÷- از حارث شامی و بنان یاد کرد و گفت که این دو تن بر امام علی بن الحسین -علیهما السلام- دروغ می‌بستند آنگاه از مغیره بن سعید و بزیع و سری و ابو الخطاب (محمد بن مقلاص) و عمر و بشار أشعری و حمزۀ یزیدی [۱۴] و صائدنهدی نام برد (که بر او و پدرش امام باقر دروغ می‌بستند) و گفت خدا همۀ آن‌ها را لعنت کند»...

و همچنین ابو عمر و کشّی از امام علی بن موسی الرضا -÷- آورده که فرمود:

«کان بنان يكذب علی علي بن الحسين -عليهما السلام- فأذاقه الله حر الحديد، وکان مغيرة بن سعيد يكذب علی أبي جعفر -÷- فأذاقه الله حر الحديد، وکان محمد بن بشير يكذب علی أبي الحسن موسی -÷- فأذاقه الله حر الحدي، وکان أبو الخطاب يكذب علی أبي عبدالله -÷- فأذاقه الله حر الحديد و الذي يكذب علی محمد بن فرات. [۱۵]

یعنی: «بنان بر علی بن الحسین -علیهما السلام- دروغ می‌بست و خداوند گرمای آهن را به او چشانید (حکومت وقت، سرش را از تن با شمشیر جدا کرد). و مغیره بن سعید بر ابو جعفر باقر -÷- دروغ می‌بست و خداوند گرمای آهن را به او چشانید. و محمّد بن بشیر بر ابوالحسن موسی بن جعفر -÷- دروغ می‌بست او نیز گرفتار همان عقوبت شد. و ابو الخطّاب بر ابو عبدالله صادق -÷- دروغ می‌بست خداوند به او نیز گرمای آهن را چشانید و کسی که بر من دروغ می‌بندد محمّد بن فرات است».

چنانکه پیش از این گفتیم اینگونه روایات - که در کتب امامیه فراوانند- اگر صحیح باشند بنابر دلالت همین روایات ثابت می‌شود که احادیث ساختگی در میان روایات امامیه وجود دارند. و اگر خود این آثار، ناصحیح و مجعول باشند باز هم ثابت می‌شود که احادیث جعلی در بین أخبار موجودند چنانکه خود این احادیث ساختگی در میان آن‌ها دیده می‌شوند!

***

[۶] الأصول من الکافی، چاپ تهران، الجزء الأول، ص ۶۲ مقایسه شود با نهج‌البلاغة، چاپ بیروت، خطبه ۲۱۰. [٧] نام اصلی این کتاب چنانکه از «معالم العلماء» اثر ابن شهر آشوب استفاده می‌رود: «معرفة الناقلين عن الأئمة الصادقين» بوده است سپس شیخ ابو جعفر طوسی کتاب نامبرده را تلخیص کرده و «اختیار معرفة الرجال» بر آن نام نهاده است و کتابی که امروز در دست داریم همان ملخّص شیخ طوسی است. [۸] رجال الکشّی، ۱۲۴، چاپ کربلاء. [٩] رجال الکشّی، ص ۱٩۵، چاپ کربلاء. [۱۰] عیون أخبار الرضا، چاپ سنگی، ص ۸۲. [۱۱] عیون أخبار الرضا، ص ۱۶٩. [۱۲] رجال الکشّی، ص ۱٩۵، چاپ کربلاء. [۱۳] رجال الکشی، ص ۲۵٧-۲۵۸، چاپ کربلاء. [۱۴] در جامع الرواة اثر اردبیلی، نام این شخص «حمزه بربری» ضبط شده است (المجلّد الثانی، ص ۲۵۳). [۱۵] رجال الکشّی، ص ۲۵٩، چاپ کربلاء.