وضعیت حضرت علی س

«حضرت علی وصیت‌نامه‌ای را خطاب به حسن و حسین و دیگر پسران و دخترانش و همۀ مسلمانان نوشت ودر آن همه را به تقوای الهی و نماز و زکات و صبر و بردباری، صله رحم، شکیبایی در برابر جاهلان، و آگاهی و معرفت دینی، تحقیق در امور، پیوند با قرآن، و مراعات حقوق همسایگی، امربه معروف و نهی از منکر و پرهیز از فساد و فحشاء توصیه فرمود» [۱۷۷].

حضرت علی سه روز رااز بامداد روز جمعه تا شب یکشنبه بر اثر ضربت شدیدی که بر سر او وارد شده بود، در بستر قرار داشت، و در آن سه روز بیشترین و شاید همه کلام و ذکر او «لااله الاّ الله» بود!.

در شب یکشنبه نوزدهم ماه رمضان سال چهل هجری امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابیطالبس بر اثر زخمی که از ضرب شمشیر مسموم ابن ملجم برداشته بود، وفات یافت و بدست آن خارجی درمانده و شقاوت‌پیشه به شهادت رسید و با این مقام به پیشگاه پروردگار شرفیاب گردید!.

حضرت علی مانند رسول اکرم و ابوبکر صدیق و عمربن خطاب در سن ۶۳ سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به رفیق اعلا پیوست و به شهادت رسید.

مدت خلافت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب چهار سال و چند روزی کمتر از نه ماه بود!.

خلافت و بیعت با او یک هفته بعد از شهادت حضرت عثمان س یعنی روز جمعه آغاز شده بود.

پس از آنکه حضرت علی به شهادت رسید، حضرت حسن و حسین ش او را غسل دادند، حضرت حسن نماز را بر پیکر مبارک او همراه با نُه تکبیر خواند!.

پس از آنکه شب فرارسید، در نیمۀ شب بود که حضرت حسن و حسین و محمدبن حنیفه و جمعی از نزدیکان حضرت علی را مخفیانه در دارالأماره کوفه آن بزرگوار را به خاک سپردند، و از ترس آنکه خوارج قبر مبارک او را نبش کنند، و به خاطر حقد و کینه‌ای که از او داشتند، و پیکرش را پاره پاره نکنند، هیچ آثار و نشانه‌‌ای را بر روی قبر مطهرش قرار ندادند!.

از امام محمدبن باقر یکی از ائمۀ آل‌البیت در مورد امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب سؤال شد که:

هنگام شهادت، او چند سال داشت؟

گفت: ۶۳ سال.

سؤال شد: کجا او را به خاک سپردند؟

امام باقر فرمودند: شبانه او را در دارالأماره کوفه دفن کردند، و از ترس خوارج محل قبر او را پنهان داشتند!.

خداوند حضرت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب را مشمول رحمت و رضایت خویش قرار دهد!.

بعد از شهادتش حسن بن علی ابن ملجم را برای محاکمه و گرفتن قصاص از او و دادگاهی او را احضار کرد!.

ابن ملجم گفت: من پیشنهادی را با تو در میان می‌گذارم!.

حضرت حسن گفت: چه پیشنهادی؟!.

ابن ملجم گفت: من در کنار کعبه با خداوند پیمان بسته بودم که علی و معاویه را به قتل برسانم، یا در این راه کشته شوم! اکنون علی را کشتم! و می‌خواهم مرا برای آنکه بتوانم معاویه را هم بکشم آزاد نمایی؟! من به تو قول می‌دهم، اگر نتوانستم او را بکشم، برگردم و خود را در اختیار تو بگذارم و چنانچه توانستم او را بکشم و نجات پیدا کردم باز هم قول می‌دهم که خود را در اختیارتان قرار بدهم تا مرا قصاص کنید!.

حسن گفت: به هیچوجه پیشنهادت را نمی‌پذیرم و باید قصاص بشوی!.

پس از آن فرمان قصاص ابن ملجم ملعون را صادر نمود!. [۱۷۸]

خوارج بعداً اقدام ابن ملجم را در مورد به شهادت رسیدن حضرت علی مورد ستایش قرار داده و عمران بن حطّان شاعر خارجی در مدح ابن ملجم ملعون این شعر را سروده است که:

یا ضربة من تقیّ ما أراد
إلا لیبلغ من ذی العرش رضواناً
أنّی لأذکره یوماً فأحسبه
أوفی البریّه عندالله میزانا
ً

«بنازم به ضربه‌ای که آن پرهیزکار تنها به خاطر کسب خوشنودی خداوند صاحب عرش (آن را بر علی وارد کرد) من به آن روزی فکر می‌کنم که کفه اجر و پاداش او در پیشگاه خداوند از همۀ انسا‌ن‌ها سنگین‌تر است»!؟.

این دروغ بزرگی از جانب ابن حطّان در مورد ابن ملجم شقاوت‌پیشه است! در واقع او به خاطر جنایت بزرگی که مرتکب شد، مشمول خشم و عذاب خداوند می‌شود، و نه اینکه سعادتمندترین انسان‌ها نیست بلکه شقی‌ترین و بدعاقبت‌ترین آنها به شمار می‌رود!.

[۱۷۷] نص کامل وصیت‌نامه حضرت علی س را در البدایة والنهایة: ج ۷ ص ۳۲۸ – ۳۲۹ ملاحظه فرمایید!. [۱۷۸] برای تفصیل بیشتر در مورد توطئه‌ ترور حضرت علی به کتاب «البدایة والنهایة» ابن کثیر: ج ۷ ص ۳۲۶ – ۳۳۱ مراجعه شود!.