ساعات پایانی نبرد صفین

در ساعات پایانی جنگ صفین برتری با سپاهیان حضرت علیس بود، زیرا صفوف مقدم سپاهیان شام را در هم شکسته و چیزی برای شکست نهایی آنان باقی نمانده بود.

در این ساعات بود که عمروبن عاص نزد معاویه رفت، و گفت: من پیشنهادی دارم که بر توانایی ما و تفرقه میان آنان می‌انجامد! پیشنهادم این است که قرآن‌ها را بالا ببریم و آنان را به داوری آن فرا بخوانیم! اگر پذیرفتند، جنگ پایان می‌پذیرد و اگر هم دچار اختلاف شدند، و به دو دسته موافق و مخالف تبدیل شدند، شکست می‌خورند و قدرت خود را از دست می‌دهند!.

ابووائل -برادر شقیق بن سلمه اسدی تابعی- می‌گوید: در صفین حضور داشتیم، وقتی جنگ و کشتار به نهایت خود رسید و سپاهیان شام در شرایط سختی قرار گرفتند و بر روی تپه‌ای پناه بردند، عمروبن عاص به معاویه گفت: قرآنی را برای علی بفرست و او را به داوری کتاب خدا فرا بخوان! مطمئن هستم پیشنهادت را رد نخواهد کرد!.

مردی همراه با قرآن نزد حضرت علی آمد و گفت: کتاب خدا میان ما و شما قضاوت کند و هر دو طرف داوری آن را بپذیریم تا جنگ پایان پیدا کند! او سپس این آیه از قرآن را خواند که خداوند می‌فرماید:

﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ يُدۡعَوۡنَ إِلَىٰ كِتَٰبِ ٱللَّهِ لِيَحۡكُمَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ وَهُم مُّعۡرِضُونَ٢٣ [آل عمران: ۲۳].

«آیا آگاهی از کسانی که به ایشان بهره‌ای از کتاب (آسمانی) داده شده است. (هنگامی که) ایشان به سوی کتاب خدا (قرآن) دعوت می‌شوند تا در میانشان داوری کند، سپس گروهی از ایشان سرپیچی می‌کنند و روی‌گردان می‌شوند».

حضرت علی فرمود: من در این ارتباط از شما اولی‌ترم و به حکمیت کتاب خدا رغبت بیشتری دارم!.

شورشیان و خوارج وقتی از قبول تحکیم توسط حضرت علیس باخبر شدند، در حالی که شمشیرهایشان را بر دوش گرفته بودند، نزد حضرت علی آمده و با فراخوانی شامیان به تحکیم کتاب خداوند مخالفت نموده و گفتند: باید جنگ را ادامه دهیم تا در نهایت خداوند میان ما و شما و ایشان خود داوری کند!.

سهل‌بن حنیف انصاریس خطاب به آنان گفت: ای مردم! رأی و دیدگاه خود را در برابر دین علم نکنید! اگر در روز حدیبیه اختیار می‌داشتم رأی خود را بر فرمان رسول خدا ترجیح می‌دادم! اما چون امر او دین بود، آن را پذیرفتیم!.

پس از آن سهل به بحران و نابسامانی در میان مسلمانان که پس از کشته شدن حضرت عثمان پیش آمده بود، اشاره نمود و گفت: سوگند به خداوند از زمانی که مسلمان شده‌ایم، در راستای دفاع از دین خداوند شمشیرهایمان را در هر کجا که به کار می‌گرفتیم می‌دانستیم که چکاری را داریم انجام می‌دهیم، به غیر از این وضعی که الآن داریم!. که هر گاه مشکلی از مشکلاتش را حل و فصل می‌نماییم مشکلی دیگری روی می‌دهد، که نمی‌دانیم چگونه با آن برخورد نماییم! [۱۵۰].

هم سپاهیان شام و هم سپاهیان عراق به این امید که راهی برای جلوگیری از خونریزی بیشتری و پایان دادن به اختلافات پیدا شود، به حکمیت و مصالحه تمایل خود را نشان دادند، و در این میان تنها خوارج و شورشیان بودند، که آشتی میان طرفین را به زیان خود می‌دانستند و به هر اقدامی برای جلوگیری از مصالحه دست می‌زدند!.

بر اثر آن فراخوانی به تحکیم کتاب خداوند عملاً جنگ صفین در روز جمعه دهم ماه صفر سال سی وهفت هجری پایان یافت.

تعداد کشته‌شدگان از هر دو طرف حدود هفتاد هزار نفر بود که چهل و پنج هزار نفر آنان از سپاه معاویه و بیست و پنج هزار نفر از سپاه حضرت علی بودند!؟ [۱۵۱].

این تعداد غیر از تعداد زخمی‌ها و آسیب‌دیده‌ها بوده است!.

از آمار بالای کشته‌شده‌ها معلوم می‌شود، که دامنه فاجعۀ بسیار وسیع بوده و در واقع جنگ صفین برای مسلمانان تراژدی بزرگی به شمار می‌آمد!.

رسول خدا ج سال‌ها قبل از وقوع جنگ صفین در مورد آن خبر داده بود!.

امام مسلم و بخاری از ابوهریره روایت می‌نمایند که رسول خدا ج فرموده‌اند:

«قیامت فرا نمی‌رسد، تا اینکه دو گروه بزرگ به جنگ با هم می‌پردازند و قتل و کشتار زیادی در میان آنان صورت می‌گیرد – در حالی که هر دوی آنها دارای یک ادعا هستند» [۱۵۲].

تعداد سپاهیان دو طرف نزاع در صفین بسیار زیاد بودند. سپاه حضرت علی متشکل از یکصد و بیست‌ هزار مرد جنگی و سپاهیان معاویه نود هزار نفر بودند و در مجموع تعدادشان به دویست‌ و ده هزار نفر می‌رسید، و آنان یعنی هفتاد هزار نفرشان کشته شدند، که تلفات و کشتار بسیار سنگین و وحشتناکی به شمار می‌آید!.

هدف و ادعای هر دوی آنان هم یکی بود، و هر دو طرف بر اساس اجتهاد و تأویل و توجیه خود خویشتن را حامی و مدافع حق و صواب به شمار می‌آوردند!

[۱۵۰] البدایة والنهایة: ج ۷ ص ۲۶۷ – ۲۶۸. [۱۵۱] البدایة والنهایة: ج ۷ ص ۲۷۵. [۱۵۲] البدایة والنهایة: ج ۷ ص ۲۷۵.