عصر جلوگیری از آشوب‌ها

در عصر عمر اسلام وارد اکثر کشورهای همسایه جزیره العرب گردید. سرزمین‌های شام و عراق و مصر، فارس، ارمنستان، آذربایجان، گرگان، ماوراء‌النهر در آسیا فتح شدند و در آفریقا طرابلس و برقه به تصرف مسلمانان درآمدند!.

خلافت حضرت عمر دیوار استواری در برابر فتنه‌گری‌ها و آشوب‌طلبی‌ها بود، شخصیت خود حضرت عمر در واقع دروازه پولادینی بود که به هیچوجه بر روی فتنه‌گرها باز نمی‌گردید و در عصر او فتنه و آشوب توانایی سر بیرون آوردن را نداشتند!.

اما زمانی که حضرت عمر س به شهادت رسید، آن دیوار استوار و دروازه پولادین در برابر فتنۀ فتنه‌گران فرو ریخت و تفرقه و هرج و مرج و آشوب و فساد از هر طرف بر مسلمانان سرازیر شد و بعد از شهادت او فتنه‌های سرکش همچون امواج سهمگین دریاها دین و دنیای مسلمانان را درنوردید.

به گفتگوی عجیب میان عمر بن خطاب و حذیفه بن یمان ش در مورد آشوب‌طلبی و فتنه‌گری گوش فرا می‌دهیم:

حذیفه بن یمان می‌گوید: ما نزد عمر بن خطاب بودیم.

او گفت: کدام یک از شما حدیثی را از رسول خدا در مورد فتنه و آشوب از بر (حفظ) دارد؟

گفتم: من حدیثی را در مورد فتنه درست همانگونه که رسول خدا ج فرمود از بردارم!.

گفت: بگو! خداوند پدرت را رحمت کند، تو آدم با شهامتی هستی!.

گفتم: از رسول خدا ج شنیدم که می‌فرمود:

«فتنة الرجل فی اهله وماله ونفسه وولده وجاره یکفّرها الصّیام والصّدقه والأمر بالـمعروف والنهی عن الـمنکر». «انسان در برابر خانواده و دارایی و نفس و فرزند و همسایه دچار فتنه خواهد شد، نماز و روزه و صدقه و امر به معروف و نهی از منکر آن را جبران می‌نماید»!.

گفت: منظور من این نوع از فتنه و تباهی نبود، مقصود من فتنه‌هایی است که به سان امواج دریاها سهمگین‌اند!.

گفتم: یا امیرالمؤمنین! شما را با آن چه کار؟ مگر نه این است که میان تو و آن فتنه‌ها دری محکم و سخت بسته وجود دارد؟!.

گفت: این در ممکن است شکسته، یا باز شود!.

گفتم: نه، شکسته می‌شود!!.

گفت: این در باید و برای همیشه، تا قیام قیامت بسته باقی نماند!.

ابووائل راوی از حذیفه پرسید: عمر می‌دانست که آن در کیست؟

حذیفه گفت: آری می‌دانست، همانگونه که می‌دانست به دنبال روز، شب خواهد آمد! من سخنانی را با او در میان نهادم که به هیچوجه یاوه و باطل به شمار نمی‌آیند!

ابووائل گفت: خواستیم از حذیفه سؤال کنیم، چه کسی دری استوار بر روی فتنه بود؟

به مسروق گفتیم: از حذیفه سؤال کن که در بسته بر روی فتنه و آشوب چه کسی بود؟

مسروق از حذیفه پرسید: باب چه کسی بود؟

حذیفه گفت: عمربن خطاب س!!.

در واقع حذیفه بن یمان کارشناس و آسیب‌شناس و متخصص در مسائل مربوط به آشوب و فتنه بود و این دانش را بیش از دیگر اصحاب از رسول خدا ج آموخته، و به همین خاطر بود که به حضرت عمر فاروق گفت: من همانگونه که رسول خدا ج فرموده‌اند، آن را از بردارم!.

حضرت عمر این موضوع را در مورد حذیفه می‌دانست و به همین علت بود که از او تعریف نمود و فرمود: تو انسان با شهامتی هستی!.

حذیفه این موضوع را به عمر فاروق یادآور گردید که: این دروازه محکمی است که از نفوذ و خروش و گسترش آسیب و آشوب به میان مسلمانان جلوگیری می‌نماید و بر روی آنها باز نمی‌شود! و به طور طبیعی باز نمی‌گردد، تا بستن آن ممکن باشد، بلکه در هم شکسته و از جا کنده می‌شود!.

این بدان معنی است که بعد از او تا قیام قیامت بسته نمی‌شود، این چیزی بود که عمر آن را می‌دانست! یعنی فتنه و آشوب در میان مسلمانان آن قدر گسترش خواهد یافت که نخواهند توانست آن را متوقف کنند یا از میان بردارند!.

یادآوری این مطلب ضروری است که حضرت حذیفه ل از طرف خود این را نیاورده بود، و انتظار وقوع حتمی آن را نداشت، زیرا او علم غیب را نمی‌دانست!.

حذیفه که در آسیب‌شناسی و تحلیل اسباب و عوامل فتنه‌ها و آشوبها کارشناس بود، این کلام را از رسول خدا شنیده و همانگونه که آن را شنیده، فهمیده و از بر (حفظ) کرده، به همین خاطر است که در ارتباط با گفتگوی خود و عمربن خطاب می‌گوید: حدیثی را برای تو نقل کردم که به هیچوجه باطل و نادرست نیست!.

یعنی حدیث صحیح و صادقی را که دروغ و غلطی در آن راه ندارد برای او نقل نمود، حدیثی که خود آن را از رسول خدا شنیده‌ام!.

از طرف دیگر خود عمربن خطاب س از حقیقتی که حذیفه او را از آن خبر داد مطلع بود و می‌دانست آن دروازۀ استواری که بر روی آسیب‌ها و فتنه‌ها بسته مانده خود اوست!.

یعنی حضرت عمر می‌دانستکه خلافت او دیوار استوار و در بسته‌ای است که از نفوذ آسیب و آشوب به میان مسلمانان جلوگیری می‌نماید و در عصر خلافت، فتنه و فساد زندگی مسلمانان را در نخواهد گرفت!.