صفحه نخست فقه و اصول احکام القرآن آنچه از شافعی نقل شده در صید و ذبایح و در طعام و ...

آنچه از شافعی نقل شده در صید و ذبایح و در طعام و شراب

در کتاب سنن خواندم که حرملة بن یحیی از شافعی نقل کرده که گوید: خدای تعالی در سوره مائده آیه ۴ فرموده: ﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمۡۖ قُلۡ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُۖ فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ عَلَيۡكُمۡ وَٱذۡكُرُواْ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ [المائدة: ۴] .

«از تو سؤال می‌کنند چه چیز برای ایشان حلال است؟ بگو: آنچه پاکیزه است، براى شما حلال گردیده، (و نیز صید) حیوانات شکارى و سگهاى آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‏اید، (بر شما حلال است) پس، از آنچه این حیوانات براى شما (صید مى‏کنند و) نگاه مى‏دارند، بخورید و نام خدا را بر آن ببرید».

شافعی/ فرموده: منطقی است که خدای تعالی هرگاه اجازه دهد در خوردن آنچه حیوانات شکاری نگه داشته‌اند، همانا ایشان حیوانات شکاری را نگاه می‌داشتند برای آنچه دسترسی نداشتند و نمی‌توانستند آن را بدست آورند جز بوسیله حیوان شکاری، و اگر چه نصی در کتاب خدا نازل نشده بود. پس خدای تعالی در سوره مائده آیه ۹۴ نازل نمود که:

﴿لَيَبۡلُوَنَّكُمُ ٱللَّهُ بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلصَّيۡدِ تَنَالُهُۥٓ أَيۡدِيكُمۡ وَرِمَاحُكُمۡ [المائدة: ۹۴] .

«خدا شما را به چیزی از صید که دست‌های شما و نیزه‌های شما به آن می‌رسد آزمایش کند».

و در همان سوره، آیه ۹۵ فرمود:

﴿لَا تَقۡتُلُواْ ٱلصَّيۡدَ وَأَنتُمۡ حُرُمٞ [المائدة: ۹۵] .

«در حالی که محرم هستید صید را مکشید».

و در آیه ۲ فرمود:

﴿وَإِذَا حَلَلۡتُمۡ فَٱصۡطَادُواْ [المائدة: ۲] .

«و چون از احرام خارج شدید صید کنید».

شافعی/ گوید: و چون خدای تعالی امر به ذبح را ذکر کرد و فرمود: ﴿إِلَّا مَا ذَكَّيۡتُمۡ. «مگر آنچه را ذبح نمائید». همانا امر به ذبح کرده در چیزی که ذبح و تذکیه آن ممکن باشد. و چون آیه در حکم خدا احتمال داده می‌شود، بیان کردم سزاوار است برای اهل علم که بدانند چه حیوانی حلال است و تذکیة حیوانی که مقدور است مانند ذبح و یا نحر، و تذکیه آنچه مقدور نیست مانند آنچه کشته شود بتوسط حیوان شکاری و یا بواسطه سلاحی.

به همان اسناد شافعی/ فرمود: سگ تعلیم داده شده آن است که چون فرستادی برود و چون گرفت نگاه دارد و نخورد، پس این عمل را مکرر کرد یاد گرفته و صاحب آن می‌خورد از آنچه نگاه داشته و اگر چه به قتل رساند مادامی که از آن چیزی نخورده باشد.

شافعی/ گوید: و بتحقیق گاهی حیوان جوارح نامیده می‌شود زیرا مجروح می‌کند. پس نامی لازم شده برای آن و مطلقاً حلال است آنچه نگاه دارد.

به همان اسناد شافعی/ گوید: و چون حیوانات قربانی همانا خونی است که بآن تقرب جسته می‌شود، پس بهترین قربانی‌ها نزد من محبوبست. و بعضی از مفسرین در قول خدای که در سوره حج آیه ۳۲ فرموده:

﴿ذَٰلِكَۖ وَمَن يُعَظِّمۡ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقۡوَى ٱلۡقُلُوبِ ٣٢ [الحج: ۳۲] .

«و آنکه شعائر الهی را بزرگ شمرد پس آن از پرهیز دل‌ها است».

ادعا کرده‌اند تعظیم شعائر چاق کردن حیوان قربانی و نیکو پرورش دادن آنست، و از رسول خداج سؤال شد کدام قربانی افضل است؟ فرمود: «هر کدام قیمت بیشتر و نزد اهل آن مرغوب‌تر شد»[۵۹] .

شافعی/ فرمود: و عقل ناچار است که بداند هر چیز وقتی موجب تقرب الی الله است که گرانبها باشد، پس هر چه زحمت آن بر شخص بزرگ باشد اجر آن عظیم‌تر باشد.

و خدای در حق آنکه حج تمتع می‌کند در سوره بقره آیه ۱۹۶ فرموده:

﴿فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِ [البقرة: ۱۹۶] .

«هر چه میسر است از قربانی بفرستید».

ابن عباس گفته: آن گوسفندی است[۶۰] . و رسول خداج به اصحاب خود امر فرمود: هر کس بعمره به سوی حج می‌رود یک گوسفند، ذبح کند. و این کم‌ترین چیزی بود، پس چون کمترین آن کافی باشد پس بر تو و بالاتر از آن بهتر است.

و به همان اسناد شافعی/ فرموده: خدای تعالی طعام اهل کتاب را حلال کرده، و طعام ایشان بنظر بعضی که من از قول او حفظ دارم از اهل تفسیر: ذبایح ایشان است. و آثار دلالت دارد بر حلال بودن ذبایحشان، پس اگر در ذبح نامه خدا می‌برند آن حلال است، و اگر نام غیر خدا می‌برند مانند نام مسیح و یا بنام دیگر، حلال نیست.

شافعی/ گوید: گاهی چیزی مطلقا مباح می‌شود ولی مقصود بعضی از آن است نه بعض دیگر. پس هرگاه کسی گمان کند که مسلمان اگر نام خدا را نسیان کرد ذبیحه او خورده می‌شود، و اگر نام خدا را برای استخفاف ترک کرده ذبیحة او خورده نمی‌شود، و آن برای شرک نیست، ولی برای شرک خورده نشود اولی است.

شافعی/ گوید: و بتحقیق خدا گوشت قربانی را حلال کرده مطلقاً، و در سوره حج آیه ۳۶ فرموده:

﴿فَإِذَا وَجَبَتۡ جُنُوبُهَا فَكُلُواْ مِنۡهَا [الحج: ۳۶] .

«پس هرگاه (آن شتران بعد از نحر بی جان) به پهلو افتادند از آن بخورید».

ما بعضی از مسلمین را یافتیم که معتقند از گوشت شتر قربانی که به نذر باشد و یا جزاء صید و یا فداء باشد نمی‌خورند. پس چون احتمالی در این آیه آمد ما به این احتمال توجه کرده و تمام آن را ترک کردیم نه اینکه بر خلاف قرآن باشد، ولیکن احتمال معقولی است که هر کس چیزی در مال او واجب باشد برای او سزاوار نباشد از آن چیزی مأخوذ دارد، پس همچنین ذبایح اهل کتاب که مورد احتمال است برای آنچه گفتیم۶۱.

به همان اسناد شافعی/ گوید: کسی که قربانی مستحبی انجام داده واجب است که اطعام کند به بینوای درویش، زیرا خدای تعالی در سوره حج آیه ۲۸ فرموده:

﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡبَآئِسَ ٱلۡفَقِيرَ ٢٨ [الحج: ۲۸] .

«پس از گوشت آنها بخورید و بینواى فقیر را نیز اطعام نمایید!».

و در همان سوره آیه ۳۶ فرموده:

﴿فَكُلُواْ مِنۡهَا وَأَطۡعِمُواْ ٱلۡقَانِعَ وَٱلۡمُعۡتَرَّ [الحج: ۳۶] .

«پس بخورید از آن قربانی و به سائل و راه گذر بخورانید».

و «قانع» سائل است، و «معتر» زائر و مرور کنندة بدون وقت است.

پس چون به یک نفر از آنان اطعام کرد از اطعام کنندگان است، و به آیه عمل کرده، و من دوست دارم که ثلث آن را اطعام کند، و ثلث دیگر را هدیه بفرستد و ثلث دیگر را ذخیره کند و هر کاری خواست بکند. شافعی/ گوید: قربانی مصرفش در این راه است.

و در کتاب «البویطی» گوید: «قانع»، فقیر است و «معتر» زائر که به این عطاء می‌رسند.

به همان اسناد شافعی/ فرموده: و اهل تفسیر و یا کسی که من از او شنیده‌ام از اهل تفسیر، در معنی قول خدای تعالی در آیه ۱۴۵ سوره انعام که فرموده:

﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ [الأنعام: ۱۴۵] .

«بگو: در آنچه که به من وحى شده است [چیز] حرامى را بر خورنده‏اى که آن را بخورد، نمى‏یابم. مگر اینکه مردار یا خون ریخته شده و یا گوشت خوک باشد، زیرا آن پلیدی است ....».

می‌گوید: یعنی از آنچه شما می‌خورید، زیرا عرب چیزهایی را حرام می‌دانست باعتبار اینکه خبائث است و چیزهایی را حلال می‌دانست باعتبار اینکه طیبات است، پس حلال شد برای ایشان آنچه طیبات می‌دانستند مگر آنچه از آن استثناء شده باشد و نیز آنچه خبائث بود بر ایشان حرام شد، چنانکه خدای تعالی در سوره اعراف آیه ۱۵۷ فرموده:

﴿وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ [الاعراف: ۱۵۷] .

«بر ایشان پاکیزه‌ها را حلال می‌گرداند و حرام می‌گرداند بر ایشان خباث را».

و به همان اسناد شافعی/ گوید: خدای جل ثناؤه در سوره مائده آیه ۹۶ فرموده:

﴿أُحِلَّ لَكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَحۡرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِلسَّيَّارَةِۖ وَحُرِّمَ عَلَيۡكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَرِّ مَا دُمۡتُمۡ حُرُمٗا [المائدة: ۹۶] .

«برای شما حلال شد صید دریائی و طعام آن، برای شما و برای قافله متاعی است، و حرام شد بر شما صید صحرا مادامی که در لباس احرامید».

پس دو چیز حلال بودند که حلیت یکی را اثبات کرد و آن صید دریا و طعام شور او و هر چه دریا آن را بیرون اندازد در حالی که زنده باشد، متاع ایشان است که به خوردن آن بهره‌برند. و صید صحرا را که از خوردن آن بهره برند حرام نمود، یعنی در حال احرام در کتاب خدا و سنت رسول چنین است، و خدا از صید صحرا در حال احرام، حرام نمی‌کند مگر آنچه را که قبل از احرام برای ایشان حلال بوده است.

و به همان اسناد شافعی/ گوید: خدای جل ثناؤه در سورة انعام آیة ۱۱۹ فرموده:

﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تَأۡكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ ٱسۡمُ ٱللَّهِ عَلَيۡهِ وَقَدۡ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيۡكُمۡ إِلَّا مَا ٱضۡطُرِرۡتُمۡ إِلَيۡهِ [الأنعام: ۱۱۹] .

«چه شده شما را که از آنچه نام خدا بر آن ذکر شده نمی‌خورید و حال آنکه برای شما بیان شده آنچه بر شما حرام شده مگر آنکه به آن مضطر شوید».

و در سوره بقره آیه ۱۷۳ و سوره نحل آیه ۱۱۵ فرموده:

﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ [البقرة: ۱۷۳ و النحل ۱۱۵] .

«همانا خدا بر شما حرام نموده مردار و خون و گوشت خوک و ..».

و در توضیح آنچه حرام شده در سورة مائدة آیة ۳ می‌فرماید:

﴿فَمَنِ ٱضۡطُرَّ فِي مَخۡمَصَةٍ غَيۡرَ مُتَجَانِفٖ لِّإِثۡمٖ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣ [المائدة: ۳] .

«پس هر کس مضطر شد در سال مجاعه و مائل به گناه نباشد همانا خدا آمرزنده و رحیم است».

شافعی/ فرموده: در اضطرار حلال می‌شود آنچه حرام بوده از مردار و خون و گوشت خوک و هرچه حرام شده از آنچه عقل را تغییر ندهد از خمر. و مضطر آن مردی است در جایی باشد که نه طعامی باشد و نه چیزی که سد جوع کند از شیر و مانند آن، و گرسنگی او را به حدی برسانند که خوف مرگ داشته باشد، و یا بیماری و اگر چه از مرگ نترسد و یا او را ضعیف کند، و یا به او ضرر زند، و یا او را علیل کند، و یا پیاده است از رسیدن مقصود ناتوان می‌شود و یا سواره است از سوار شدن ناتوان شود، و یا آنچه به این معنی باشد از ضرر معلوم، پس هر کدام اینها به او برسد می‌تواند از حرام بخورد و یا بیاشامد غیر مسکر، بمانند آبی که در آن میته و چیزی شبیه آن باشد، واجب است که بخورد و یا بیاشامد و یا جمع کند. پس بنابراین، خوف او که قطع شد و به مقداری از قوه رسید دیگر خودداری کند زیرا اضطرار زائل شده است. و چون به سیری و سیراب شدن رسید حق ندارد تجاوز کند زیرا تجاوز از آن به ضرر نزدیک‌تر است.

شافعی/ فرموده: اما کسی که بیرون شد برای سفری که در آن عصیان خداست، پس به هیچ حالی برای او حلال نمی‌شود، زیرا خدای حلال کرده برای مضطری که ظالم و تجاوزگر و گناه کن نباشد.

و اگر خارج شد بعنوان عصیان، سپس توبه کرد و ضرورت و اضطرار به او رسید پس از توبه، امید است که خوردن محرم و شرب آن برای او جایز باشد.

و اگر بیرون رفت نه برای عصیان، سپس نیت عصیان کرد و به اضطرار رسید و نیت او عصیان شده می‌ترسم نتواند محرم را مرتکب شود، زیرا من به نیت او در حال اضطرار نظر می‌کنم نه قبل و بعد آن.

و به همان اسناد شافعی/ گوید: و دلیل در اینکه آنچه اصلا مباح بوده و بواسطه مالک شدن مالکی حرام می‌شود مگر آنکه مالک آن اذن دهد و محجور نباشد، این است که خدای تعالی در سورة نساء آیة ۲۹ فرموده: ﴿لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡ [النساء: ۲۹] .

«اموال خود را بین خودتان به باطل مخورید مگر آنکه بصورت تجارت و داد و ستد از روی رضایت طرفین شما باشد».

و در سوره نساء آیه ۲ فرموده:

﴿وَءَاتُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰٓ أَمۡوَٰلَهُمۡ [النساء: ۲] .

«اموال یتیمان را به ایشان بدهید».

و در آیه ۴ فرموده:

﴿وَءَاتُواْ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَٰتِهِنَّ نِحۡلَةٗ [النساء: ۴] .

«و مهریه و صداق زنان را بطیب خاطر (و بدون توقع) بعنوان پیش کشی بدهید».

بعلاوه آیات بسیاری در کتاب خدای که از اموال مردم منع شده مگر با رضایت خودشان و مگر به آنچه خدا واجب کرده باشد در کتاب خود سپس سنت رسول اوج و حجتی به آن آمده باشد.

شافعی/ فرموده: و اگر مردی ناچار شد و از مرگ ترسید سپس به طعامی می‌گذشت باکی نمی‌بینم که بخورد به قدری که گرسنگیش بر طرف شود، سپس قیمت آن را بدهد. و در شرح این بسط کلام داده‌است.

گوید: و گفته شده از اضطرار است که مردی بیمار شود و مردی از اهل علم به او بگوید و یا خود او اهل علم باشد که کمتر کسی است که از مانند این مرض خوب شود مگر آنکه بخورد و یا بیاشامد فلان چیز را. و یا گفته شود به او که فلان چیز زودتر تو را خوب می‌کند که فلان چیز را بخوری و یا بیاشامی و او ناچار بخورد مادامی که خمر نباشد که هرگاه فلان مقدار شود تو را مست کند و یا چیزی از عقل تو را ببرد از محرمات و غیر آن. زیرا بردن عقل حرام است، و ذکر کرده حدیث عرنیین را در بول شتر و شیر آن و اذن رسول خداج در شرب آنها برای اصلاح بدنشان.

به همان اسناد شافعی/ گوید: خدای تبارک و تعالی درسورة آل عمران آیه ۹۳ فرموده:

﴿كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلّٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسۡرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ [آل عمران: ۹۳] .

«هر طعامی بر فرزندان اسرائیل حلال بود مگر آنچه را یعقوب قبل از نزول تورات بر خود حرام نمود».

و در سوره نساء آیه ۱۶۰ فرموده:

﴿فَبِظُلۡمٖ مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ طَيِّبَٰتٍ أُحِلَّتۡ لَهُمۡ [النساء: ۱۶۰] .

«بسبب ستم یهودیان، برایشان طیباتی که حلال بود حرام کردیم».

یعنی، خدا داناتر است طیباتی بوده که برایشان حلال بوده و حرام شده. و در آیه ۱۴۶ سوره انعام فرمود: ﴿وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمۡنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٖۖ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ وَٱلۡغَنَمِ حَرَّمۡنَا عَلَيۡهِمۡ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتۡ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلۡحَوَايَآ أَوۡ مَا ٱخۡتَلَطَ بِعَظۡمٖۚ ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِبَغۡيِهِمۡۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ١٤٦ [الأنعام: ۱۴۶] .

«و بر یهودیان حرام کردیم هر حیوان ناخن‌داری و از گاو و گوسفند بر ایشان حرام کردیم، پیه‌های آنها را جز پیهی که بر پشت‌های آنها باشد و یا پشگلدان‌های آنها و یا آنچه مخلوط به استخوان باشد، این حرام کردن کیفریست بدیشان دادیم بسبب ستمشان، و همانا ما راستگوئیم».

شافعی/ گوید: ﴿ٱلۡحَوَايَآ که در آیه آمده است آن خوردنی‌ها و آشامیدنی‌هائی است که در شکم آنهاست. پس همواره آنچه خدا بر بنی اسرائیل حرام کرده بود بر یهود و غیر یهود بطور عموم بود تا آنکه خدا محمدج را مبعوث کرد، پس ایمان به او را واجب نمود و امر کرد به پیروی او و اطاعت امر او، و به خلق خود اعلام کرد که اطاعت او اطاعت خداست، و دین او اسلام است که ناسخ هر دینی است که قبل از او بوده و قرار داد که هر کس او را درک کند و به او ایمان نیاورد و پیروی او را نکند کافر است، پس در سورة آل عمران آیه ۱۹ فرمود:

﴿إِنَّ ٱلدِّينَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُ [آل عمران: ۱۹] .

«همانا دین نزد خدا اسلام است».

و درباره مشرکین اهل کتاب آیه ۶۴ سوره آل عمران را نازل نمود که می‌فرماید:

﴿قُلۡ يَٰٓأَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ تَعَالَوۡاْ إِلَىٰ كَلِمَةٖ سَوَآءِۢ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمۡ أَلَّا نَعۡبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشۡرِكَ بِهِۦ شَيۡ‍ٔٗا وَلَا يَتَّخِذَ بَعۡضُنَا بَعۡضًا أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِۚ فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُولُواْ ٱشۡهَدُواْ بِأَنَّا مُسۡلِمُونَ ٦٤ [آل عمران: ۶۴] .

«بگو: ای اهل کتاب، بیائید به سوی کلمه‌ای که بین ما و بین شما مساوی باشد که جز خدا را نپرستیم و چیزی را به او شریک نگردانیم و بعضی از ما بعضی را اربابی جز خدا نگیرد، و اگر اعراض کردند بگوئید گواه باشید به اینکه ما مسلمان و تسلیم امر خدائیم».

و امر کرد به قتال آنان تا جزیه دهند اگر مسلمانان نشوند، و درباره آنان نازل کرد آیه ۱۵۷ سوره اعراف که می‌فرماید:

﴿ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِيَّ ٱلۡأُمِّيَّ ٱلَّذِي يَجِدُونَهُۥ مَكۡتُوبًا عِندَهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَٱلۡإِنجِيلِ يَأۡمُرُهُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَىٰهُمۡ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡخَبَٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنۡهُمۡ إِصۡرَهُمۡ وَٱلۡأَغۡلَٰلَ ٱلَّتِي كَانَتۡ عَلَيۡهِمۡۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ ١٥٧ [الاعراف: ۱۵۷] .

«آنان که پیروی می‌کنند از فرستاده (خدا)، پیغامبر امی (درس ناخوانده‏) که می‌یابند (صفات) او را نوشته شده نزدشان در تورات و انجیل که ایشان را به کار خوب امر و از منکر نهی می‌کند و حلال می‌کند برایشان پاکیزه‌ها را و حرام می‌گرداند بر ایشان خبائث را، و بر می‌دارد از ایشان بار سنگین و بندهایی که بر ایشان بود، پس آنان که به او ایمان آوردند و تأییدشان کنند و یاریش نمایند نوری که به او نازل شده پیروی کنند همانانند رستگاران».

که این رسول بار سنگین را از دوش ایشان بر می‌دارد، پس گفته شده اوزار و گناهان مذکور در آیه همان محرمات و ممنوعاتی بود که خود ایجاد کرده بودند قبل از شرع محمدیج. پس باقی نماند خلق عاقلی از ابتدای بعثت محمدج چه کتابی و چه بت پرستی، و هیچ زنده‌ای از جن و انس که دعوت محمدج به او رسیده باشد مگر آنکه حجت بر او قائم شده و حجت خدا به او رسیده که باید تابع دین او و مؤمن به پیروی او باشد، و به ترک پیروی او کافر است. و به هر مردی از آنان لازم است که به او ایمان آورد و آنچه را خدای به زبان پیغمبرش حرام کرده حرام بداند، در یکی از ملل مباح بوده و یا غیر مباح.

و حلال بداند آنچه را بر زبان محمدج حلال کرده، خواه در یکی از ملل حرام باشد و یا نباشد. و خدا حلال کرده طعام اهل کتاب را که وصف آن را در ذبایح ایشان گفتیم و از آن چیزی استثناء نکرده پس جایز نیست که حرام بدانی ذبیحه کتابی را و نیز آن ذبیحه‌ای که حرام بوده بر اهل کتاب قبل از محمدج، و جایز نیست که چیزی از پیه گاو و گوسفند بر حرمت باقی بماند اگر کتابی ذبح کرد برای خودش و مباح کرد برای مسلمان. و جایز نیست که چیزی از حلال برای کسی حرام باشد، زیرا خدای تعالی بطور عموم مباح کرده نه بطور خصوص. و آیا بر اهل کتاب حرام است آنچه قبل از محمدج بر ایشان حرام بود از همین پیه‌ها و غیر پیه‌ها هرگاه پیروی محمدج را نکردند؟ شافعی گوید: گفته شده کل آن حرام است بر ایشان تا آنکه ایمان آورند. و حال آنکه سزاوار نیست بر ایشان حرام باشد چیزی که به دین محمدج نسخ شده هرگاه خمر برای ایشان حلال بود، چون بر زبان پیغمبر ما محمدج حرام شده بر ایشان حرام است و اگر چه داخل دین او نشده‌اند.

و به همان اسناد شافعی/ فرموده: مشرکین بر خود حرام کردند چیزهایی از اموال خودشان را که خدا بیان کرد آنها بواسطة تحریم ایشان حرام نیست، و این مانند بحیره و سائبه و وصیله و حام که رها می‌کردند و آنها را ترک می‌کردند در مورد شتر و گوسفند مانند عتق. پس شیر آنها و گوشت آنها و ملک آنها را حرام می‌کردند که من در غیر اینجا آن را تفسیر کردم. و خدا در سوره مائده آیه ۱۰۳ فرموده:

﴿مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٖ وَلَا سَآئِبَةٖ وَلَا وَصِيلَةٖ وَلَا حَامٖ [المائدة: ۱۰۳] .

«خدا مشروع قرار نداده بحیره را و نه سائبه را و نه وصیله را و نه حام را...».

و در سوره انعام آیه ۱۴۰ فرموده:

﴿قَدۡ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓاْ أَوۡلَٰدَهُمۡ سَفَهَۢا بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفۡتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِۚ قَدۡ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهۡتَدِينَ ١٤٠ [الأنعام: ۱۴۰] .

«بتحقیق زیان‌کارند آنان که از سفاهت و نادانی اولاد خود را کشتند، و آنچه خدا روزی ایشان نموده حرام کردند برای افتراء بر خدا، بتحقیق گمراهند و هدایت یافته نیسنتد».

و باز خدای در همان سوره آیه ۱۳۸-۱۳۹ ذکر می‌کند آنچه را که حرام کرده‌اند، و می‌فرماید:

﴿وَقَالُواْ هَٰذِهِۦٓ أَنۡعَٰمٞ وَحَرۡثٌ حِجۡرٞ لَّا يَطۡعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ بِزَعۡمِهِمۡ وَأَنۡعَٰمٌ حُرِّمَتۡ ظُهُورُهَا وَأَنۡعَٰمٞ لَّا يَذۡكُرُونَ ٱسۡمَ ٱللَّهِ عَلَيۡهَا ٱفۡتِرَآءً عَلَيۡهِۚ سَيَجۡزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ ١٣٨ وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلۡأَنۡعَٰمِ خَالِصَةٞ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِنَاۖ وَإِن يَكُن مَّيۡتَةٗ فَهُمۡ فِيهِ شُرَكَآءُۚ سَيَجۡزِيهِمۡ وَصۡفَهُمۡۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٞ ١٣٩ [الأنعام: ۱۳۸-۱۳۹] .

«و گفتند: این چهارپایان و زراعت ممنوع است نمی‌خورد اینها را مگر کسی که ما بخواهیم، بگمانشان. و چهارپایانی حرام شده پشتهایشان (یعنی سواری بر آنها) و چهارپایانی که نام خدا را بر آنها نمی‌برند برای افتراء بر خدا، بزودی جزا دهیم ایشان را بمقابل افترای شان و گفتند: آنچه در شکم‌های این چهارپایان است مخصوص مردان ما و حرام است بر زنان ما، و اگر آنچه در شکم حیوان مرده بود پس مرد و زن در آن شریکند، بزودی جزا می‌دهیم ایشان را بر سخنانشان، زیرا خدا حکیم و داناست».

و در آیه ۱۴۳ فرموده:

﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ أَمَّا ٱشۡتَمَلَتۡ عَلَيۡهِ أَرۡحَامُ ٱلۡأُنثَيَيۡنِۖ نَبِّ‍ُٔونِي بِعِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ ١٤٣ [الأنعام: ۱۴۳] .

«(مشرکین می‌گفتند): هشت جفت، از گوسفند دوتا، و از بز دوتا (بر ما حرام است) بگو: آیا آن دو نر حرام است و یا دو ماده و یا آنچه در رحم آن دو ماده است؟! طبق دانش خبر دهید مرا اگر راست می‌گوئید» تا آخر آیه ۱۴۵.

پس خدای تعالی ایشان را اعلام کرد که چیزهائی که خود حرام کرده‌اند بر ایشان حرام نیست، و فرمود: ﴿قُلۡ هَلُمَّ شُهَدَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ يَشۡهَدُونَ أَنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَ هَٰذَاۖ فَإِن شَهِدُواْ فَلَا تَشۡهَدۡ مَعَهُمۡ [الأنعام: ۵۰] .

«بیاورید شاهدان خود را که شهادت دهند خدا اینها را حرام کرده و تازه اگر شهادت دادند تو شهادت مده» تا آخر آیات.

که رد کرده خرافات و محرمات ایشان را، همچون بحیره و سائبه و وسیله و حام، و بیان کرده که خداوند این چیزها را با تحریم کردن ایشان حرام نکرده است. و در اول سورة مائده می‌فرماید:

﴿أُحِلَّتۡ لَكُم بَهِيمَةُ ٱلۡأَنۡعَٰمِ إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ [المائدة: ۱] .

«برای شما حلال است چهار پایان مگر آنچه تلاوت می‌شود بر شما».

﴿إِلَّا مَا يُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ (که خدا داناتر است) یعنی از مردار.

و گفته می‌شود که در این باره نازل شده آیه ۱۴۵ سوره انعام که فرموده:

﴿قُل لَّآ أَجِدُ فِي مَآ أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٖ يَطۡعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيۡتَةً أَوۡ دَمٗا مَّسۡفُوحًا أَوۡ لَحۡمَ خِنزِيرٖ فَإِنَّهُۥ رِجۡسٌ أَوۡ فِسۡقًا أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ [الأنعام: ۱۴۵] .

«بگو: در آنچه به سوی من وحی شده حرامی که بر خورندة طعام حرام باشد نمی‌بینم مگر مردار و یا خون ریخته شده و یا گوشت خوک باشد که آن پلیدی است و یا حیوانی که بعنوان فسق نام غیر خدا به آن برده شده و ذبح شده».

و خدای تعالی در آیه ۱۱۴-۱۱۵ سوره نحل فرموده:

﴿فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلٗا طَيِّبٗا وَٱشۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ ١١٤ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيۡكُمُ ٱلۡمَيۡتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحۡمَ ٱلۡخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيۡرِ ٱللَّهِ بِهِۦ [النحل: ۱۱۴-۱۱۵] .

«پس از آنچه خدا شما را روزی کرده بخورید حلال پاکیزه و نعمت خدا را شکر گذارید اگر او را می‌پرستید. همانا بر شما مردار و خون و گوشت خوک و آنچه برای غیر خدا بآن بانگ شده (نام برده شده و برای غیر خدا ذبح شده) حرام است».

و این آیه مانند آیات قبل روشن است.

شافعی/، (در روایت حرمله از او) گوید: خدای در سوره مائده آیه ۵ فرموده:

﴿وَطَعَامُ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ حِلّٞ لَّكُمۡ [المائدة: ۵] .

«و طعام اهل کتاب برای شما حلال است».

گوید: احتمال ذبایح و غیر ذبایح را دارد از طعام ایشان که ما معتقدیم بر ما حرام نیست، پس ظرف‌هایشان هرگاه شسته شود دیگر در نفس ما چیزی نیست. سپس کلام را بسط داده در مباح بودن طعام ایشان که در غیاب ما تهیه می‌کنند، هرگاه ندانیم در آن چیز حرامی و نجسی باشد.

سپس شافعی فرموده: در اینجا که خرید و فروش با مسلمانی که کسب حلال و حرام دارد و بازارهایی که پول حرام در آن وارد می‌شود چگونه است، و اگر کسی اجتناب کند و بپرهیزد ولی به نیت حرام ترک نکند کار نیکی است، زیرا برای او حلال است که ترک کند چیزی را که شکی در حلیت آن ندارد. ولیکن من خوش ندارم که بعنوان حرام آن را ترک کند که جهل به سنت و اعراض از آن است.

و به اسناد سابق شافعی در قول خدای تعالی در آیه ۲۹ سوره نساء که می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡ [النساء: ۲۹] .

«ای مؤمنین، اموال خود را بین خودتان به باطل نخورید مگر آنکه بصورت تجارت و با رضایت طرفین باشد».

گوید: کیفیت اموال در این جا سه قسم احکام دارد، و سوای آنها اکل به باطل است. بر مرد در مال او واجبی از خدای تعالی است که سزاوار نیست در آن تصرف کند و چیزی می‌دهد به میل خودش، و از باطل است که بگوید: بگو در دست من چه قدر است؟ اگر گفتی، مال تو.

و به همان اسناد شافعی گوید: تمام آنچه حلال است که مرد از مرد مسلمان بگیرد بر سه وجه است: یکی آنچه در مال مردم واجب است که حق ندارد خودداری کنند از جنایات خود و جنایات بستگان خود، و آنچه واجب است بر ایشان بزکات و نذر و کفارات و مانند اینها.

و دوم، آنچه بر خود لازم کرده‌اند که در مقابل گرفتن عوض باشد از قبیل خرید و فروش و اجاره و بخشش‌های برای ثواب و مانند اینها.

و سوم، آنچه می‌دهند بقصد استحباب برای طلب رضای خدا و ثواب او، و دیگر برای حمد و ثنای گیرنده، و هر دو خوب و نیکو است. و ما امیدوار ثوابیم بر آن ان شاء الله.

سپس آنچه مرم از اموال خود را می‌دهند غیر از وجوهی که ذکر شد به یکی از دو صورت است: یا حق است و یا باطل. آنچه از باطل بدهند برای ایشان جایز نباشد نه برای آنان و نه برای گیرندگان، و همین است قول خدای تعالی که در سوره بقره آیة ۱۸۸ فرموده:

﴿وَلَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ وَتُدۡلُواْ بِهَآ إِلَى ٱلۡحُكَّامِ لِتَأۡكُلُواْ فَرِيقٗا مِّنۡ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلۡإِثۡمِ وَأَنتُمۡ تَعۡلَمُونَ ١٨٨ [البقرة: ۱۸۸] .

«و اموال یکدیگر را بین خودتان به باطل مخورید و آن را به سوی حکام نیندازید تا مقداری از اموال مردم را بگناه (مثل رشوه و مانند آن) بخورید و حال آنکه می‌دانید (چنین خوردنی ناحق است)».

پس حق از این وجوه که در قرآن ذکر شده و در سنت و در تاریخ، آن است که خدا تکلیف کرده اهل دین خود را.

و در آیه ۶۰ سوره انفال فرموده: ﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ تُرۡهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمۡ [الانفال: ۶۰] .

«و مهیا سازید برای کفار هر چه می‌توانید از قوی و اسباب و اسبان مهیا که با آن بترسانید دشمن خدا و دشمن خود را».

پس اهل علم به تفسیر گمان کرده‌اند که قوة مقصود در آیه تیراندازی است.

و خدای تبارک و تعالی در آیه ۶ سوره حشر فرموده:

﴿وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ [الحشر: ۶] .

«و آنچه خدا از مال کفار به رسول خود عائد نمود پس شما اسبی و شتری بر آن نتاختید».

سپس شافعی/ ذکر فرموده حدیث ابی هریره و سپس حدیث ابن عمر را در مسابقة اسب دوانی و تیر اندازی و غیره، سپس حلال و حرام آن را ذکر نموده است.