صفحه نخست فقه و اصول احکام القرآن آنچه در عده و رضاع و نفقات از شافعی رسیده

آنچه در عده و رضاع و نفقات از شافعی رسیده

خبر داد ما را ابوعبدالله الحافظ که قرائت کردم بر او از ابی العباس از ربیع از شافعی/ که گفت: خدای تعالی در سوره بقره آیه ۲۲۸ فرموده:

﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ [البقرة: ۲۲۸] .

«طلاق داده شدگان باید بمدت سه پاکی انتظار برند و خود را نگه دارند».

عایشهب گفته: منظور از أقراء در آیه سه طهر است که چون از حیض سوم خارج شد حلال است که شوهر رود. و به مثل همین قول، زید بن ثابت و عبدالله بن عمر و غیر ایشان گفته‌اند. ولی چند نفری نیز از اصحاب رسول خداج گفته‌اند: منظور از أقراء، سه حیض است، پس مطلقه حلال نمی‌شود حتی اینکه از حیض سوم غسل کند. سپس شافعی/ حجت هر دو قول را گفته، و قول اول را اختیار نموده است. و بر این قول استدلال کرده به اینکه هنگامی که فرزند عمر زن خود را در حال حیض طلاق داده بود، رسول خداج از عمرس خواست که فرزندش را امر کند که رجوع کند و زنش را نگه دارد تا پاک شود و در حال طهارت بدون اینکه جماع کرده باشد او را طلاق دهد و رسول خداج فرمود: «عِده‌ای که خدا برای زنان امر کرده که بر آن طلاق داده شوند این است»[۳۸] .

شافعی/ گوید: یعنی (و الله اعلم) قول خدا که در سوره طلاق آیه ۱ فرموده:

﴿إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ [الطلاق: ۱] .

«هرگاه زنان را طلاق دادید برای عده طلاق دهید».

پس رسول خداج خبر داده که عده، همانا پاکی است نه حیض، و دلیل آورده به اینکه خدا فرموده: ﴿ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ و برای غسل معنائی نیست. و استدلال کرده به اینکه حیض این است که رحم خون می‌ریزد تا خون ظاهر می‌شود، و طهر این است که خون را رحم نگه می‌دارد که ظاهر نشود، پس قرء بمعنی حبس است نه رها کردن، پس طهر در زبان عرب برای قرء مناسب‌تر است، زیرا آن حبس خون است. و در شرح این، کلام را بسط داده است.

خبر داد مرا ابوعبدالله الحافظ باجازه از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی/ گوید: خدا فرموده:

﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكۡتُمۡنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِيٓ أَرۡحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤۡمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ [البقرة: ۲۲۸] .

«و طلاق داده شدگان سه طهر انتظار می‌برند و خودداری کنند، و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند، برایشان حلال نیست که آنچه را خدا در رحم ایشان آفریده پنهان کنند».

شافعی/ گوید: پس در آیه روشن کرده که برای مطلقه حلال نیست که کتمان کند آنچه را در رحم دارد از حیض، پس گاهی برای شوهر فکری می‌آید وقتی که خوف از انقضاء عده دارد رایی پیدا می‌شود که او را نکاح کند و یا برای ادب طلاق دهد. سپس کلام را کشانیده و گفته: کتمان آنچه در رحم است محتمل است حمل باشد، زیرا حمل از چیزهایی است که خدا در رحم آنان خلق نموده است.

پس هرگاه مرد طلاق دهنده از زنش پرسید: آیا حامله‌ای و یا در حیض؟ برای او حلال نیست که کتمان کند. و نزد من هرگاه از او سؤال هم نشود بهتر است که خود این مطلب را خبر دهد. سپس کلام را کشانیده که اگر پس از سؤال کتمان کرد نزد من گناهکار است. و شافعی در این موضوع روایت کرده قول عطا و مجاهد را. و این در کتاب «الـمبسوط» و «الـمعرفة» نقل شده است.

و به همین اسناد شافعی گوید: شنیدم از کسی که او را می‌پسندم از اهل علم که می‌گفت: اول آیه‌ای که در عده نازل شده قول خدای است که فرموده: ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ [البقرة: ۲۲۸] . «طلاق داده شدگان انتظار می‌برند بمدت سه پاکی» پس ندانستند عده زنی که قرء یعنی طهارت از حیض ندارد چه قدر است، یعنی زنی که حیض نمی‌شود و همچنین عدة زن حامله را. پس خدای تعالی نازل کرد آیه ۴ سورة طلاق را که فرموده:

﴿وَٱلَّٰٓـِٔي يَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ وَٱلَّٰٓـِٔي لَمۡ يَحِضۡنَ [الطلاق: ۴] .

«آنان زنانی که از حیض شدن مأیوسند اگر به شک افتادید (که آیا حیض می‌شوند و یا نه) و همچنین آن زنان (دخترانی) که حیض نشده‌اند، پس عدة ایشان سه ماه است».

پس قرار داده عدة زنانی که یائسه‌اند و آنهائی که حیض نمی‌شوند سه ماه. و قول خدا که فرموده: ﴿إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ یعنی «ندانستند عده آنها را». و در آیه ۴ فرموده:

﴿وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّ [الطلاق: ۴] .

«و زنان باردار یعنی حامله مدتشان این است که وضع حمل نمایند».

شافعی گوید: (والله اعلم) که این آیه شباهت دارد با آنچه گفته‌اند.

و بهمین اسناد شافعی گوید: خدای تعالی در سوره احزاب آیه ۴۹ فرموده:

﴿إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ تَعۡتَدُّونَهَا [الأحزاب: ۴۹] .

«چون زنان مؤمنه را نکاح کردید سپس قبل از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید پس برای شما عده‌ای بر عهدة آنان نیست».

و در حکم خدا بیان شده که عده بر زنی که مس نشده نیست، و مس همان دخول است، و خلافی در این مطلب ندیده‌ام. و ذکر کرده آیاتی که در عده است. سپس گوید: عده از روزی است که طلاق واقع شده و یا وفات.

و بهمین اسناد شافعی/ گوید: خدای در سوره بقره آیه ۲۴۰ فرموده:

﴿وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوۡنَ مِنكُمۡ وَيَذَرُونَ أَزۡوَٰجٗا وَصِيَّةٗ لِّأَزۡوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلۡحَوۡلِ غَيۡرَ إِخۡرَاجٖۚ فَإِنۡ خَرَجۡنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ فِي مَا فَعَلۡنَ فِيٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعۡرُوفٖ [البقرة: ۲۴۰] .

«و کسانی که از شما وفات می‌کنند و همسرانی بجای می‌گذارند (قبل از فوت) برای همسرانشان (و تأمین نفقه و معاش ایشان) تا یکسال متاعی را وصیت کنند، در صورتی که زنان از منزل خارج نشوند، و اگر زنان خود بیرون روند بر شما گناهی نیست در آنچه آنان در حق خود اقدامی پسندیده انجام دهند».

شافعی گوید: از عده‌ای از اهل علم به قرآن شنیدم که این آیه نازل شده قبل از آیات ارث و بواسطة نزول آیات ارث این آیه نسخ شده است۳۹. و بعضی گفته‌اند که این آیه با آیاتی نازل شده که برای والدین و نزدیکان بهره‌ای از ارث است، و اینکه وصیت راجع به زن محدود به بهره یکسال است که نفقه و کسوه و سکنی به او بدهند و منع شده که خانوادة زوج آن زن را بیرون کنند، ولی او ممنوع نیست اگر خواست خود آن منزل را ترک گوید. و خدا بر او بیان کرده و عدة چهار ماه و ده روز را معین نموده که در ایام عده اختیار خارج شدن و نکاح به دیگری را ندارد. مگر آنکه حامله باشد که مدت وعده او این است که وضع حمل کند یعنی حده حامله وضع حمل است، حال این وضع زود انجام گیرد و یا بدرازا کشد که بواسطة وضع حمل عدة چهار ماه و ده روز ساقط می‌شود.

و برای شافعی در سکنای زنی که شوهرش وفات کرده قول دیگری است که اختیار با ورثه است که به او سکنی دهند، و اگر ندادند مالک مالند به هر صورت عمل کنند. و این را شافعی روایت کرده از شعبی از علیس.

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی گوید: خدای تعالی دربارة زنان طلاق داده شده در سورة طلاق آیه ۱ فرموده:

﴿لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ [الطلاق: ۱] .

«زنان را (در أیام عده) از خانه‌هاشان بیرون نکنید و آنان خارج نشوند مگر آنکه کار زشت آشکاری بیاورند».

شافعی/ گوید: فاحشه و کار زشت این است که بدگوئی کند به خانواده زوج و کاری کند که خوف اختلاف بین او و بین ایشان گردد، پس اگر چنین کرد برای آنان اخراج او حلال است، و بر ایشان است که او را منزلی غیر آن منزل بدهند و همین معنی را شافعی از ابن عباس نقل نموده است.

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع که شافعی گفته است: خدای تعالی در سوره نساء آیه ۲۳ فرموده:

﴿وَأُمَّهَٰتُكُمُ ٱلَّٰتِيٓ أَرۡضَعۡنَكُمۡ وَأَخَوَٰتُكُم مِّنَ ٱلرَّضَٰعَةِ [النساء: ۲۳] .

«و (حرام شده بر شما) مادرانی که شیرتان داده‌اند و خواهران شما از شیر (خواهران رضاعی شما)».

شافعی/ گوید: تحریم مادر و خواهر رضاعی دو معنی احتمال دارد: یکی آنکه خدا مادر و خواهر رضاعی را چون مادر و خواهر نسبی قرار داده، و معنی آن این است که هر چه بواسطة نسب حرام است، به شیر دادن نیز حرام است. و به این معنا ما قائلیم بدلیل سنت رسول خداج و قیاس بر قرآن.

معنی دیگر این است که حرام باشد مادر و خواهر رضاعی نه غیر این دو. سپس برای معنی اول شاهدی از سنت آورده و آن را اختیار کرده است.

شافعی/ گوید: رضاع نام کلی است که بر یک مکیدن شیر گفته می‌شود و بر کمال شیر دادن تا دو سال نیز گفته می‌شود، و بر رضاع پس از دو سال نیز گفته می‌شود. ولی ما دلیل داریم که بعضی از شیر دادن‌ها موجب تحریم است نه تمام آنها، پس هر چه نام رضاع گفته شود موجب حرمت نیست. و نظیر این آیه سارق و سارقه و آیه زانی و زانیه است که کلی است ولی بعضی از آنها موجب حد است. و حجت آورده که پنج مرتبه شیر دادن موجب حرمت است.

و استدلال کرده در دو سال که حق فرزند است به قول خدای تعالی در آیه ۲۳۳ سورة بقره که فرموده:

﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ [البقرة: ۲۳۳] .

«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر دهند، این حکم برای پدری است که بخواهد شیر دادن را کامل نماید».

سپس گوید: خدای، شیر دادن کامل را دو سال تمام ذکر کرده است. و (نیز خدا در همان آیه) فرموده:

﴿فَإِنۡ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٖ مِّنۡهُمَا وَتَشَاوُرٖ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡهِمَا [البقرة: ۲۳۳] .

«پس اگر والدین با رضایت و مشورت یکدیگر خواستند طفل را از شیر جدا کنند گناهی بر ایشان نیست».

یعنی (والله اعلم) که قبل از دو سال بخواهند طفل را از شیر بگیرند. پس آیه دلالت می‌کند بر رخصت جدا کردن طفل از شیر به تراضی زن و شوهر قبل از دو سال. و این نمی‌شود مگر اینکه حال طفل را والدین ملاحظه کنند که جدا کردن از شیر بهتر از تمام کردن مدت رضاع است، برای علتی از مصلحت طفل و یا زن مرضعه و یا طفل شیر غیر او را نمی‌گیرد و نحو آن.

و آنچه خدای تعالی نهایت قرار داده برای حکمی، دلالت دارد که پس از گذشتن آن وقت، حکم عوض می‌شود و حکم بعد غیر از حکم قبل است، مثلاً در آیه ۲۲۸ سوره بقره:

﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ [البقرة: ۲۲۸] .

«طلاق داده شدگان را انتظاری بمدت سه پاکی است».

پس حکم زنان پس از گذشت سه طهر غیر از حکم ایشان در آن سه طهر است. و در آیة ۱۰۱ سوره نساء فرموده:

﴿وَإِذَا ضَرَبۡتُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَقۡصُرُواْ مِنَ ٱلصَّلَوٰةِ [النساء: ۱۰۱] .

«و چون پا به سفر در زمین به راه افتادید، پس گناهی بر شما نیست که نماز خود را قصر کنید».

و قصر را با شرایطی قرار داده که دلالت دارد در صورت فقدان آن شرایط، حکم ایشان قصر نیست.

خبر داد ما را ابوعبدالله الحافظ بقرائت بر او از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی/ گوید: خدای تعالی در سوره نساء آیه ۳ فرموده:

﴿فَٱنكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ مَثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۖ فَإِنۡ خِفۡتُمۡ أَلَّا تَعۡدِلُواْ فَوَٰحِدَةً أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَعُولُواْ ٣ [النساء: ۳] .

«پس نکاح کنید آنچه پاکیزه باشد برای شما از زنان: دو، سه، چهار، ولی اگر خوف و ترس از بی‌عدالتی داشتید به یک زن و یا ملک یمینی که در اختیار شماست اکتفاء کنید که این نزدیکتر است به اینکه جور نکنید و یا عیال‌مند نشوید».

شافعی/ فرموده: جمله: ﴿ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَعُولُواْ دلالت دارند بر اینکه بر زوج است نفقه زوجه او. و قول خدا که فرموده: ﴿أَلَّا تَعُولُواْ معنایش این است که عیال شما زیاد نشود در وقتی که مرد یک زن داشته باشد و اگر چه بیش از یک زن بر او مباح باشد.

خبر داد ما را ابوالحسن بن بشیران العدل در بغداد از ابی عمرو محمد بن عبدالواحد اللغوی صاحب ثعلب در کتاب «یاقوتة الصراط» در قول خدای: ﴿أَلَّا تَعُولُواْ، آورده که معنی آن «جور نکنید» می‌باشد. و عیال شما زیاد نشود. و از زید بن اسلم در این آیه روایت داریم که گوید: معنایش این است که: عیال شما زیاد نشود.

خبر داد ما را ابوعبدالله از ابی العباس از ربیع که شافعی/ گوید: خدای درباره مطلقات فرموده:

﴿أَسۡكِنُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ سَكَنتُم مِّن وُجۡدِكُمۡ [الطلاق: ۶] .

«زنان مطلقه را سکنی دهید از جائی که خود سکونت دارید بقدر وسع خودتان».

و (نیز) فرموده:

﴿وَإِن كُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَيۡهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّ [الطلاق: ۶] .

«و اگر حامله هستند بر آنان نفقه دهید تا وضع حمل کنند».

شافعی/ گوید: این آیه روشن کرده که دربارة مطلقه‌ای است که زوج نمی‌تواند رجوع کند، زیرا خدا بطور عموم امر نموده به دادن سکنی، و بعد گفته به حامله نفقه دهید تا وضع حمل کند. و این وصف دلالت دارد که بر غیر حامله نفقه نیست. زیرا واجب شده برای مطلقه‌ای که چنین وصفی دارد و این دلیل می‌شود که چون وصف نبود نفقه نیست. و چون مخالفی از اهل علم را ندانسته‌ام در اینکه مطلقة رجعیه در حکم ازواج است، پس آیة فوق به رجعیه مربوط نیست. و در شرح این مطلب بسط کلام داده و حجت آورده است.

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع که شافعی/ گوید: خدای تبارک و تعالی در سوره بقره آیه ۲۳۳ فرموده:

﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِۖ لِمَنۡ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَۚ وَعَلَى ٱلۡمَوۡلُودِ لَهُۥ رِزۡقُهُنَّ وَكِسۡوَتُهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ [البقرة: ۲۳۳] .

«و مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند، این حکم برای پدری است که بخواهد شیر دادن را کامل نماید، و پدر باید خوراک و پوشاک ایشان را بشایستگی فراهم کند».

و در سوره طلاق آیه ۶ فرموده:

﴿فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأۡتَمِرُواْ بَيۡنَكُم بِمَعۡرُوفٖۖ وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ ٦ [الطلاق: ۶] .

«پس اگر برای شما شیر دادند اجرشان را بدهید و بین خودتان بخوبی و مسالمت‌آمیز امر یکدیگر را بپذیرید، و اگر بسختی مبتلا شدید و بهم سختی نمودید، پس شیر آن طفل را زن دیگری بر عهده گیرد».

شافعی/ گوید: در کتاب خدا و سنت رسول ج بیانی است که اجاره جایز است، زیرا خدا در آیة فوق فرموده: ﴿فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فَ‍َٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ «پس اگر برای شما شیر دادند پس اجرشان را بدهید»، و شیر دادن مختلف است، یک طفلی بیشتر از طفل دیگر شیر لازم دارد و یک زنی بیشتر از زن دیگر شیر دارد و شیر او کم و زیاد می‌شود.

پس امور اجاره جایز است، و جایز است اجاره بستن بر خدمت بنده‌ای قیاس بر شیر دادن طفلی، و در غیر این نیز از آنچه متعارف است بین مردم است، اجاره کردن اجیر نمودن جایز است.

شافعی گوید: نفقه و مخارج فرزند بر عهدة پدر است نه مادر، چه مادر در ازدواج باشد و چه مطلقه. و در این مطلب دلالت است بر اینکه نفقه بر وارث نیست، زیرا مادر ارث بر است، و باز نفقه بر او نیست، و نفقه و شیر بر پدر است. و ابن عباس در قول خدای که فرموده:

﴿وَعَلَى ٱلۡوَارِثِ مِثۡلُ ذَٰلِكَ [البقرة: ۲۳۳] .

«و بر وارث نیز چنین امری واجب است (یعنی هزینة شیر را بپردازد».

گوید: از اینکه نباید مادر بواسطة فرزندش ضرر بخورد، رضاع بر مادر نیست.

و به همین اسناد شافعی/ در کتاب املاء گوید: لازم نیست که زن شیر دهد فرزند خود را، چه آن زن نزد شوهر خود باشد و یا نباشد مگر آنکه خود بخواهد چه زن شریفه باشد و یا غیر شریفه، چه غنی باشد و چه فقیر. زیرا خدا در سورة طلاق آیه ۶ فرموده:

﴿وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ ٦ [الطلاق: ۶] .

«اگر بر یکدگر سخت‌گیری کنید زن دیگری او را شیر خواهد داد».

و شافعی/ در کتاب اجاره زیاد کرده، پس گوید: خدای تعالی در کتاب خود اجاره را ذکر نموده، و بعضی از انبیاء به آن عمل کرده‌اند. در سورة قصص آیة ۲۷ دختر شعیب به پدر خود گوید:

﴿يَٰٓأَبَتِ ٱسۡتَ‍ٔۡجِرۡهُۖ إِنَّ خَيۡرَ مَنِ ٱسۡتَ‍ٔۡجَرۡتَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡأَمِينُ ٢٦ [القصص: ۲۶] .

«ای پدر، موسی را اجیر کن که بهترین کسی را اجیر کرده‌ای، قوی و امین است».

پس خدا ذکر کرده که یکی از پیامبران او سال‌های معینی خود را اجاره داده که بآن ناموس زنی را مالک شود، پس دلالت دارد بر تجویز اجاره و اینکه باکی نیست در اجاره بر سال‌ها. بنابراین، اجاره بهر حالی جایز است. و گفته شده: او را اجیر کرد بر اینکه گله و چهارپایان او را بچراند. و الله اعلم.