صفحه نخست فقه و اصول احکام القرآن آنچه از شافعی رسیده در خرید و فروش و معاملات وارث...

آنچه از شافعی رسیده در خرید و فروش و معاملات وارث و وصایا

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع از شافعی که گفت: خدای تعالی در سوره بقره آیه ۲۷۵ فرموده:

﴿وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلۡبَيۡعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰاْ [البقرة: ۲۷۵] .

«خدا بیع را حلال و ربا را حرام فرمود».

گوید: حلال کردن بیع دو معنی را احتمال دارد: یکی اینکه حلال کرده هر بیعی را که دو نفر معامله خرید و فروش کنند امر ایشان در این معامله جایز است و از رضایت طرفین است، و این معنی ظاهرتر است.

دوم اینکه خدا بیع را حلال کرده هرگاه رسول او که مقصود خدا را بیان می‌کند از آن نهی نکند. پس این حکم از جمله احکامی است که خدا آن را در کتاب خود و به زبان رسول خود محکم نموده و چگونگی آن را بیان کرده، و یا از عموماتی است که خاص به آن اراده شده و رسول خدا بیان کرده مقصود او را از حلال و حرام آن، و یا از عموماتی است که مباح نموده مگر آنچه را بر زبان پیغمبرش حرام کند چنانکه وضووشستن پا واجب است بر هر وضو گیرنده‌ای که خفین ندارد.

و به هر معنی که باشد خدا بر خلق خود الزام نموده که بواجب او از طاعت رسول عمل کنند. پس چون رسول خداج از داد و ستدهائی نهی کرد که طرفین راضیند، ما استدلال می‌کنیم بر اینکه مراد خدا از حلال بیع آن مواردی است که بر زبان رسول او حرام نشده باشد (نه آن مواردی که حرام شده).

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو، گفت: حدیث کرد ما را ابوالعباس از ربیع از شافعی که او گفت: خدا در سوره بقره آیه ۲۸۲ فرموده: ﴿إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيۡنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى فَٱكۡتُبُوهُۚ وَلۡيَكۡتُب بَّيۡنَكُمۡ كَاتِبُۢ بِٱلۡعَدۡلِ [البقرة: ۲۸۲] .

«هرگاه با یکدیگر قرار دَینی تا مدت معین گذاشتید باید آن را بین شما کاتبی با عدالت بنویسد».

و در آیه ۲۸۳ می‌فرماید:

﴿وَإِن كُنتُمۡ عَلَىٰ سَفَرٖ وَلَمۡ تَجِدُواْ كَاتِبٗا فَرِهَٰنٞ مَّقۡبُوضَةٞۖ فَإِنۡ أَمِنَ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا فَلۡيُؤَدِّ ٱلَّذِي ٱؤۡتُمِنَ أَمَٰنَتَهُۥ [البقرة: ۲۸۳] .

«و اگر در سفری بودید و نویسنده‌ای نیافتید پس گروی قبض کنید پس اگر بعضی بعض دیگر را امین دانست و امانتی داد باید آن کس که امین شناخته شده امانت او را بوقتش برگرداند».

شافعی/ گوید که: در آیه امر شده به کتابت در حضر و سفر، و خدای تعالی گرو را ذکر کرده هرگاه مسافر بودند و کاتبی نیافتند، و این کار معقولی است (و خدا داناتر است)، در این آیه بیان شده که مأمورند به نوشتن و گرو برای احتیاط به نفع مالک حق که حق او فراموش نشود و بیاد باشد نه اینکه نوشتن و یا گرو گرفتن واجب باشد زیرا خدای فرموده:

﴿فَإِنۡ أَمِنَ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا فَلۡيُؤَدِّ ٱلَّذِي ٱؤۡتُمِنَ أَمَٰنَتَهُۥ [البقرة: ۲۸۳] .

«اگر بعضی به بعض دیگر امین دانسته امانتی داد باید آنکه امین شده امانت را رد کند».

شافعی/ گوید، آیه: ﴿إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيۡنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى... [البقرة: ۲۸۲] . احتمال هر دَینی را می‌دهد و احتمال دارد بخصوص سلف باشد، ولی در هر دینی بگوئیم و قیاس بر سلف کنیم. ابن عباس گفته: آیه در سلف وارد شده.

«خبر داد ما را» ابوسعید از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی گوید: قول خدای تعالی: ﴿وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡيَتَٰمَىٰ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغُواْ ٱلنِّكَاحَ فَإِنۡ ءَانَسۡتُم مِّنۡهُمۡ رُشۡدٗا فَٱدۡفَعُوٓاْ إِلَيۡهِمۡ أَمۡوَٰلَهُمۡ [النساء: ۶] .

«یتیمان را بیازمایید تا هنگامی که به سن ازدواج برسند، پس اگر در ایشان رشد عقلی یافتید اموالشان را در اختیارشان بگذارید».

دلالت دارد بر اینکه حجر و منع از تصرف در مال برای یتیمان ثابت است تا دارای دو خصلت شوند: یکی بلوغ و دیگر رشد.

(شافعی گوید): پس بلوغ کامل شدن ۱۵ سال است (که مرد و زن در این مورد مساویند) مگر آنکه قبل از ۱۵ سال مرد، محتلم و یا زن حیض شود که چنین آثاری بلوغ شناخته می‌شود.

شافعی/ گوید: (والله أعلم) رشد، صلاح در دیانت است تا آنکه شهادت او جایز باشد و دیگر اصلاح مال است، و همانا اصلاح مال به امتحان یتیم شناخته می‌شود.

و بهمین اسناد شافعی گوید: خدا امر کرده اموال پسر و دختر را به ایشان بدهند و مساوی نموده بین مرد و زن.

و شافعی/ در آیه ۲۳۷ از سوره بقره که فرموده:

﴿وَإِن طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدۡ فَرَضۡتُمۡ لَهُنَّ فَرِيضَةٗ فَنِصۡفُ مَا فَرَضۡتُمۡ إِلَّآ أَن يَعۡفُونَ [البقرة: ۲۳۷] .

«و اگر زنان را پیش از آنکه با ایشان آمیزش داشته باشید طلاق دادید و برای ایشان مهری معین کرده بودید، پس نصف مهر را بدهید مگر آنکه زنان بخشند».

گوید: آیه دلالت دارد بر اینکه بر مرد است که نصف مهر او را به او تسلیم کند مثل آنکه مدیون یک نفر اجنبی است و زن اختیار دارد و مسلط است که از مال خود عفو کند و ببخشد و خدا بخشش را مستحب قرار داده و ذکر کرده که آن به تقوی نزدیک‌تر است، و بین مرد و زن را مساوی نموده که هر یک نسبت به دیگری بخششی داشته باشد نسبت به آن چیزی که برای او واجب شده است.

و خدای تعال در سورة نساء آیه ۴ فرموده: ﴿وَءَاتُواْ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَٰتِهِنَّ نِحۡلَةٗۚ فَإِن طِبۡنَ لَكُمۡ عَن شَيۡءٖ مِّنۡهُ نَفۡسٗا فَكُلُوهُ هَنِيٓ‍ٔٗا مَّرِيٓ‍ٔٗا ٤ [النساء: ۴] .

«مهریه زنان را به طیب خاطر (و بدون توقع)، بعنوان پیش‌کشی بدهید، ولی اگر آنها چیزی از آن را به طیب نفس به شما واگذار کردند پس گوارا است آن را بخورید».

پس بر مردان قرار داده حق واجب و آنچه برای زنان مهر شده بدهند و برای مردان حلال کرده هر چه زنان با طیب نفس به ایشان دادند.

و شافعی استدلال کرده به آیة فدیه در خلع و به آیه وصیت و دین، سپس گفته: چون زن در آنجا مالی می‌دهد و یا می‌تواند وصیت کند پس می‌تواند از هر چه خواست از مال خود بدهد و اگرچه به غیر اذن زوج باشد. و کلام را بسط داده‌است.

«خبر داد ما را» ابو سعید از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی گوید: خدای تعالی ولایت بر سفیه و ضعیف و آنکه نمی‌تواند املاء کند ثابت نموده و امر کرده ولی او از طرف او املاء کند و ولی را قائم مقام او قرار داده در مواردی که از ولی بی‌نیاز نیست.

گفته: و بتحقیق گفته شده آنکه نمی‌تواند املاء کند محتمل است دیوانه باشد، و آن شبیه‌ترین معانی ناتوانی است. و الله اعلم.

و بهمین اسناد شافعی گوید: و شخص آزاد در مورد دین هرگاه برایش چیزی یافت نشود نمی‌توان او را اجیر کرد زیرا خدای تعالی در سوره بقره آیه ۲۸۰ فرموده:

﴿وَإِن كَانَ ذُو عُسۡرَةٖ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيۡسَرَةٖ [البقرة: ۲۸۰] .

«اگر مدیون در سختی است او را مهلت دهید تا برایش میسر گردد».

«خبر داد ما را» ابو سعید از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی گوید: خدای تعالی در سورة مائده آیه ۱۰۳ فرموده:

﴿مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٖ وَلَا سَآئِبَةٖ وَلَا وَصِيلَةٖ وَلَا حَامٖ وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ [المائدة: ۱۰۳] .

«خدا (مشروع) قرار نداده بحیره و نه سائبه و نه وصیله و نه حام را، ولیکن کفار این دروغ را بر خدا بستند»۲۵.

پس این حیوانات را زمان جاهلیت حبس و منع از کار می‌کردند و خدا قراردادهای آنان را باطل کرد و رسول خداج به امر خدا باطل نمود. و اهل جاهلیت به بنده خود می‌گفت: تو مانند سائبه حر و آزادی. پس چون آزادی بر حیوانات زبان بسته روا نبود، رسول خداج ملک آنها را به مالک آنها رد کرد. و در اینها اقوالی گفته شده و اهل جاهلیت این کارها را در اموال خود برکت می‌دانستند و از اخلاق گرامی می‌شمردند که در کتاب «ولاء» بطور مبسوط ذکر شده است.

خبر داد ما را ابوعبدالله الحافظ از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی گوید: خدا در سورة انفال آیة ۷۵ فرموده:

﴿وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ [الانفال: ۷۵] .

«و صاحبان رحم یعنی خویشاوندان در کتاب خدا بعضی (در ارث) سزاوارترند به بعضی دیگر».

گوید: این آیه نازل شد بواسطة اینکه مردم از یکدیگر ارث می‌بردند بواسطه قسم و یاری، سپس ارث بردند با سلام و هجرت، و مهاجر از مهاجر ارث می‌برد، و ورثة او که مهاجر نبودند ارث نمی‌بردند، و مهاجر نزدیکتر از ورثه بود، پس آیه نازل شد که طبق کتاب خدا و فرض او خویشان میت سزاوارترند.

«خبر داد ما را» ابوعبدالله الحافظ گفت: حسین بن محمد گوید: در آنچه خبر داده شده‌ام از محمد بن سفیان از یونس بن عبدالاعلی که شافعی در قول خدای تعالی در سوره نساء آیة ۷:

﴿ِّلرِّجَالِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٞ مِّمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ [النساء: ۷] .

«برای مردان بهره‌ایست از ما ترک والدین و خویشان، و برای زنان بهره‌ایست از ما ترک والدین و خویشان».

گوید: بواسطه این آیه احکام جاهلیت نسخ شد و مقرر شد که برای مرد و زن از فرائض بهره‌ای است.

و در قول خدای تعالی:

﴿وَإِذَا حَضَرَ ٱلۡقِسۡمَةَ أُوْلُواْ ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينُ... [النساء: ۸] .

«و چون هنگام قسمت حاضر شدند خویشان و یتیمان و مساکین... تا آخر آیه».

گوید: هنگام قسمت مورد ارث باید کسانی که حاضرند از خدا بترسند و به خیر حاضر باشند و بترسد که خود او نیز رفتنی است و جانشین می‌گذارد.

و خبر داد ما را ابوسعد بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع که شافعی/ در قول خدای تعالی:

﴿وَإِذَا حَضَرَ ٱلۡقِسۡمَةَ أُوْلُواْ ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينُ فَٱرۡزُقُوهُم مِّنۡهُ وَقُولُواْ لَهُمۡ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا ٨ [النساء: ۸] .

«و چون هنگام قسمت حاضر شدند خویشان و یتیمان و مساکین پس به ایشان نیز از آن روزی دهید و با ایشان با نیکی و مهربانی سخن گوید».

فرموده که خدا امر کرده در آن که مقداری از قسمت را روزی دهند به نزدیکان و یتیمان و مساکین که حاضرند در هنگام قسمت. و در آیه امر نشده که به دیگرانی که مانند ایشانند و حاضر نیستند چیزی داده شود، و برای این شبیه‌هائی است مثلاً اگر کسی آمد ضیافت کن و اگر کسی به قصد تو نیامده ضیافت لازم نیست و اگرچه محتاج باشد مگر آنکه خود بعنوان کار خوب ضیافت کند. و نظیر این تخصیص دادن رسول خداج می‌باشد به نشاندن با خودش و لقمه را روغنی کردن برای کسی که متولی طعام می‌شد از بندگان او یا خادم او.

شافعی/ فرموده: بعضی از اصحاب ما گفته: این آیه در قسمت مواریث است و بعضی گفته‌اند: در قسمت غیر ارث از غنائم است و این وسیع‌تر می‌باشد، و من دوست دارم که هر قدر خود عطاکننده خوش دارد بدهد، و محروم نشوند.