صفحه نخست فقه و اصول احکام القرآن آنچه از شافعی رسیده در حج

آنچه از شافعی رسیده در حج

و در بین آنچه خبر داد ما را ابو عبدالله الحافظ بطور اجازه این است که خبر داد ما را ابوالعباس از ربیع که گفت: شافعی/ فرموده: آیه‌ای که در آن وجوب حج بیان شده آیه ۹۷ سوره آل عمران است که خدای تعالی فرموده:

﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا [آل عمران: ۹۷] .

«برای خدا بر مردم است که خانة او را زیارت کنند کسی که راهی به سوی او بتواند».

و در آیه ۱۹۶ بقره فرمود:

﴿وَأَتِمُّواْ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِ [البقرة: ۱۹۶] .

«و حج و عمره را برای خدا به اتمام رسانید».

شافعی/ از ابن عیینه، او از ابن ابی نجیح، او از عکرمه روایت کرده که گفت: چون آیه ۸۵ سوره آل عمران: ﴿وَمَن يَبۡتَغِ غَيۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِينٗا فَلَن يُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٨٥ [آل عمران: ۸۵] .

«هر کس دینی غیر از اسلام بجوید هرگز از او قبول نشود و او در آخرت از زیانکاران است».

نازل شد، یهود گفتند: ما مسلمانیم، پس خدا به رسول خدا فرمود: با ایشان محاجه کن که حج بروند. رسول خداج با ایشان محاجه کرد که حج کنید. گفتند: بر ما مقرر نشده و حج نکردند. پس خدا فرمود:

﴿وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٩٧[آل عمران: ۹۷] .

«هر کس کافر شود خدا بی‌نیاز از جهانیان است».

عکرمه گوید: هر کس کافر شود از اهل ملل خدا بی‌نیاز است.

شافعی گوید: عکرمه قول خدا را بیان کرده زیرا کفر به حج، کفر به آیه‌ای از کتاب خدا، و آن کفر است.

شافعی/ از مسلم بن خالد و سعید بن سالم از ابن جریج روایت کرده که گفت: مجاهد گفته: جمله: ﴿وَمَن كَفَرَ... در حق کسی است که اگر حج کند آن را کار نیکی نمی‌بیند و اگر نکند آن را گناه نمی‌شمرد. سعید بن سالم معتقد بود که انکار وجوب حج کفر به آیه‌ای از کتاب خدای می‌باشد و کافر است. و این واضح است.

«خبر داد ما را» ابو سعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع که شافعی گفته: قول خدای تعالی: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا [آل عمران: ۹۷] . استطاعتی که در سنت و اجماع بیان شده این است که قادر باشد بر تهیه مرکب و زاد و توشه که او را برساند و بر گرداند و او توانائی سوار شدن داشته باشد و یا مالی داشته باشد که کسی را برای حج اجیرکند و یا کسی را داشته باشد که اگر امر کرد در عوض او حج کند. و در شرح این مطلب شافعی بسط کلام داده است. و همانا مقصود، از این کلام استطاعتی است که سبب وجوب حج باشد. آن استطاعتی که خلق و ایجاد خدا باشد با کسب بنده شافعی/ در اول کتاب «الرسالة» بیان کرده که: حمد مخصوص خدائی است که اداء شکر نعمتی از نعمت‌های او نشود مگر بنعمت توفیق او که نعمت تازه‌ای است که موجب شکر اوست بهمین نعمت تازه. و بعد گوید: و من هدایت می‌جویم بهدایت او، آن هدایتی که هر کس آن هدایت به او انعام شده گمراه نمی‌شود.

و در آن کتاب گوید: مردم باید خود را بنده بدانند به اینکه بگویند ویا بجا آرند آنچه را مأمورند و از آن تجاوز نکنند. زیرا مردم خودشان بخود چیزی نداده‌اند، هر چه دارند عطای الهی است، جل ثناؤه. پس از خدا سؤال می‌کنیم عطائی را که موجب ادای حق او گردد و باعث مزید عطای او شود.

و تمام اینها را خبر داده ابوعبدالله از ابی العباس از ربیع از شافعی، و برای شافعی این جنس کلمات بسیار است که دلالت بر حسن اعتقاد او و بی‌اعتمادی او به حول و قوة خود، و اینکه بنده استطاعت عمل به طاعت خدا ندارد جز بتوفیق او. و توفیق او نعمت تازه‌ای است که ببرکت آن می‌توان شکر نعمت گذشته را کرد و عطایی است که ببرکت آن حق او را باید ادا کرد. و هدایت اوست که ببرکت آن گمراه نمی‌شود هر کس که بآن انعام شده.

«خبر داد ما را» ابو سعید بن ابی عمرو از ابی العباس از ربیع از شافعی در بیان قول خدای تعالی:

﴿ٱلۡحَجُّ أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞ [البقرة: ۱۹۷] .

«حج را ماه‌های معینی باشد».

گوید: ماه‌های حج: شوال و ذو القعده و ذو الحجه است. و واجب نشده مگر در تمام شوال و تمام ذیقعده و نه روز از ذیحجه، و هر گاه ده روز از ذی الحجه گذشت واجب نمی‌شود و این ماه از ماه‌های حج در بعض آن حج است.

و در بیان قول خدای تعالی (سوره بقره آیه ۱۹۶):

﴿ذَٰلِكَ لِمَن لَّمۡ يَكُنۡ أَهۡلُهُۥ حَاضِرِي ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ [البقرة: ۱۹۶] .

«آن (احکامی که ذکر شد) مخصوص کسی است که خانوادة او (و وطن او) مسجد الحرام (یعنی مکه) نباشد».

پس مقصود از حاضر کسی است که نزدیک آن باشد، و آن هر کسی است که از نزدیکترین میقات به مکه نزدیکتر باشد. یعنی بین او و مکه از دو شب راه کمتر باشد.

و «خبر داد ما را» ابوسعید از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی/ گوید: در آنچه از وکیع به او رسیده از شعبه از عمرو بن مره از عبدالله بن سلمه از علیس در آیه ۱۹۶ سوره بقره که گفت: حاضر، از خانه‌های خانواده‌اش احرام می‌بندد.

و «خبر داد ما را» ابو سعید از ابی العباس از ربیع از شافعی که گفت: واجب نیست خون ریختن بر کسی که حج تمتع می‌کند تا آنکه احرام به حج بندد، زیرا خدای تعالی در آیة ۱۹۶ سوره بقره فرموده:

﴿فَمَن تَمَتَّعَ بِٱلۡعُمۡرَةِ إِلَى ٱلۡحَجِّ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِ [البقرة: ۱۹۶] .

«پس هر کس پس از عمره به حج پرداخت، هر چه میسر شود از قربانی ذبح کند».

و در کتاب خدا روشن است که تمتع همان احرام بستن از عمره است تا آنکه داخل شود در احرام حج، و چون داخل احرام حج شد تمتع را کامل کرده و تمتع را انجام داده، و چون کامل کرد واجب است بر او ریختن خونی (در منی)، و این قول عمرو بن دینار است.

شافعی، گوید: و ما می‌گوییم: آنچه میسر است از هدی، گوسفندی است. و از ابن عباس روایت شده، پس آنکه گوسفندی نیافت پس سه روز روزه بگیرد در اوقاتی که احرام بسته تا روز عرفه، و هرگاه روزه نگرفت، پس از منی در مکه و یا در سفر روزه بگیرد و هفت روز بعد از آن. و در جای دیگر گوید: و هفت روز در بازگشت به وطن، و در جای دیگر گوید: هرگاه به خانه خود برگشت.

«خبر داد ما را» ابو زکریا بن ابی اسحاق از ابی العباس از ربیع از شافعی از ابن عیینه از هشام از طاووس در آنچه گمان دارم که او گفت: حِجر از خانه کعبه است، و خدای تعالی در سوره حج آیه ۲۹ فرموده:

﴿وَلۡيَطَّوَّفُواْ بِٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ ٢٩ [الحج: ۲۹] .

«و باید طواف کنند به خانه کعبه».

و بتحقیق رسول خداج از پشت حِجر طواف نمود و حِجر را داخل طواف کرد. شافعی در غیر این روایت گوید: از عده‌ای از اهل علم از قریش شنیدم که ذکر می‌کردند که حِجر را از کعبه جدا شده بقدر شش ذراع.

و شافعی در ذیل قول خدای تعالی:

﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ بِهِۦٓ أَذٗى مِّن رَّأۡسِهِۦ [البقرة: ۱۹۶] .

«هر کس از شما که بیمار بود و یا آزاری بسر داشت».

گوید: ظاهر قرآن این است که مریض و آنکه در سر او آزاری است و اگرچه مریض نباشد مأذون به تراشدن مو می‌باشد.

«خبر داد مرا» ابو عبدالله باجازه که ابو العباس حدیث کرد ایشان را از ربیع که گفت، شافعی/ در حج فرموده که: طفل می‌تواند حج کند و حج واجب بر او نوشته نشده، زیرا خدای تعالی بفضل نعمتش مردم را طبق اعمالشان چند مقابل ثواب می‌دهد و بر مؤمنین منت گذاشته به اینکه ذریات آنان را به ایشان ملحق کرده و اعمال ایشان را برایشان زیاد گردانیده، و در سوره طور آیه ۲۱ فرموده:

﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ ٢١ [الطور: ۲۱] .

«و آنان که ایمان آورده و فرزندانشان بسبب ایمان از ایشان پیروی کرده باشند فرزندانشان را به ایشان ملحق گردانیم و از عمل ایشان چیزی نکاسته‌ایم هر کس گرو اعمال خویش باشد که انجام داده‌است».

پس چنانکه بر ذریه‌های ایشان منت گذارده به داخل نمودن بهشت خود بدون عمل، منت گذارده بر آنان که عمل نیک در حج را برایشان بنویسد و اگرچه واجب نباشد بر ایشان، سپس شافعی به سنت استدلال کرده است.

«خبر داد ما را» ابو عبدالله الحافظ از ابی العباس از ربیع که گفت، شافعی/ گوید: خدای تعالی در آیه ۱۲۵ بقره فرموده:

﴿وَإِذۡ جَعَلۡنَا ٱلۡبَيۡتَ مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ وَأَمۡنٗا [البقرة: ۱۲۵] .

«و بیاد آر آنگاه را که ما خانة کعبه را برای مردم مرجع و محل امن قرار دادیم».

شافعی گوید: «الْـمَثَابَةُ» در کلام عرب موضع و محل است که مردم به سوی او جمع می‌شوند چه ابتدائاً جمع شوند و چه پس از برگشتن چنانکه در اشعار ورقه بن نوفل و خداش بن زهیر نصری و دیگران آمده.

شافعی در قول خدای تعالی که فرموده:

﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا جَعَلۡنَا حَرَمًا ءَامِنٗا وَيُتَخَطَّفُ ٱلنَّاسُ مِنۡ حَوۡلِهِمۡ [العنکبوت: ۶۷] .

«آیا ندیدند که ما حرمی را امن قرار دادیم در حالی که مردم از اطرافشان ربوده می‌شوند».

گوید: و الله اعلم، یعنی کسی که به آن حرم برود ربوده نمی‌شود و خدای تعالی به ابراهیم خلیل خود÷ در سوره حج آیه ۲۷ فرموده: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ ٢٧ [الحج: ۲۷] .

«اعلام کن در بین مردم به رفتن حج، بیایندت بطور پیادگانی و بر هر شتر لاغری ز یطهر درة عمیقی بیایند».

شافعی گوید: از اهل علم مورد پسندم شنیدم که می‌گفت: چون خدای تعالی ابراهیم÷ را امر کرد به این ندا، او بر مقام ایستاد و فریاد کرد بندگان خدا دعوت خدا را اجابت کنید، پس او را اجابت کردند حتی کسانی که در پشت مردان و رحم زنان بودند، پس هر کس پس از دعوت او حج رود او از کسانی است که دعوت ابراهیم÷ را اجابت کرده و وفا نموده، و داعی پروردگار خود را لبیک گفته است.

«خبر داد ما را» ابو سعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع که گفت: از شافعی سؤال کردم از حکم کسی که چیزی از صید را بکشد در حالی که محرم است او گفت: هر کس چیزی از جنبندگان را بکشد جزائی بمانند آن از چهارپایان دارد، زیرا خدای تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ [المائدة: ۹۵] .

«و کسی که صید را عمدا بکشد پس بمانند آنچه کشته جزائی دارد از چهار پایان».

و مانند نمی‌باشد مگر برای حیوانات رونده، اما پرنده مانند ندارد، و مانند آن قیمت آن است مگر آنکه ما می‌گوئیم: برای صید کبوتر مکه برای پیروی اخبار وارده گوسفندی است.

«خبر داد ما را» ابو سعید بن ابی عمرو از ابی العباس الاصم از ربیع بن سلیمان که گفت: شافعی در ذیل قول خدای تعالی: ﴿وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ، گوید که مثل مفرد است نه امثال که جمع است، پس چگونه گمان شده که اگر ده نفر یک صید را کشتند جزای آن ده مثل است.

و در کلام شافعی چنین آمده در فرق میان مثل و کفارة قتل که کفاره معین است، ولی مثل غیر معین است، پس مثل به دیه و قیمت شبیه‌تر است، و استدلال کرده در وجوب مثل در جزاء حیوانات صید نه قیمت به ظاهر آیه که خدای فرموده: ﴿فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ، و بتحقیق عمر و عبدالرحمن و عثمان و علی و ابن عباس و ابن عمر و غیر ایشان در شهرهای مختلفه و زمانه‌های پراکنده حکم کرده‌اند به مثل از چهارپایان. پس حاکم ایشان در شتر مرغ حکم کرده به بدنه که شتر باشد در حالی که شتر مرغ با شتر در (قیمت) مساوی نیست، و در الاغ وحشی حکم کرده به گاو و حال آنکه آن مساوی با گاو نیست، و در کفتار حکم کرده به میش در حالی که کفتار با میش مساوی نیست، و در آهو حکم کرده به بز در حالی که گاهی قیمت آهو به چند مقابل زیادتر است. و در خرگوش حکم کرده به بچه بزی، و در یربوع که حیوانی شبیه موش است حکم کرده به بچه بزی، در حالی که اینها مساوی نیستند. پس این حکم دلالت دارد که ایشان به حیوانی که نزدیک‌تر باشد و شبیه‌تر از حیث جسم حکم کرده‌اند نه از جهت قیمت. و اگر به قیمت حکم می‌کردند بحسب زمان‌ها و شهرها احکام ایشان اختلاف پیدا می‌کرد.

خبر داد ما را ابوزکریا بن ابی اسحاق از ابوالعباس از ربیع از شافعی از سعید بن سالم از ابن جریج که گفت: به عطا - در قول خدای تعالی: ﴿لَا تَقۡتُلُواْ ٱلصَّيۡدَ وَأَنتُمۡ حُرُمٞۚ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدٗا فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ [المائدة: ۹۵] . «صید را مکشید در حالی که محرمید و هر کس از شما آن را عمداً بکشد پس جزاء آن مانند آنست از چهار پایان» - گفتم: اگر کسی به خطا بکشد آیا غرامتی دارد؟ گفت: بلی، باین غرامت محرمات الهی تعظیم می‌شود و بآن سنت‌ها گذشته است.

شافعی گوید: روایت کرد ما را مسلم و سعید از ابن جریج از عمرو بن دینار که گفت: مردم را دیدم که در خطا مورد غرامتند، و در این باره شافعی از عماره و عبدالرحمن بن عوفش روایت کرده در مورد دو مردی که اسبان خود را راندند و به آهوئی رسیدند در حالی که محرم بودند، بر آنان حکم شد به بزی، و عمرس قرائت کرد آیه:

﴿يَحۡكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ [المائدة: ۹۵] .

شافعی این مسئله خطا را قیاس کرده بر قتل مؤمن خطائی که خدا در سوره نساء آیه ۹۲ فرموده:

﴿مَن قَتَلَ مُؤۡمِنًا خَطَ‍ٔٗا فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مُّؤۡمِنَةٖ وَدِيَةٞ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦٓ [النساء: ۹۲] .

«و هر کس مؤمنی را بخطا بکشد پس اسیر مؤمنی را آزاد کند و دیه‌ای تسلیم کسان مقتول نماید».

و منع از قتل عمومیت دارد و مسلمین فرق بین غرامت‌ها در ممنوع نگذاشته‌اند چه مردم باشد و چه اموال عمد باشد و یا خطا.

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابوالعباس از ربیع از شافعی که گفت: اصل صید حیوان مأکول اللحم است و اگرچه غیر آن نیز صید نامیده می‌شود.

آیا نظر نمی‌کنی به قول خدای تعالی که در سورة مائده آیة ۴ فرموده:

﴿وَمَا عَلَّمۡتُم مِّنَ ٱلۡجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ [المائدة: ۴] .

«حلال است آنچه را که تعلیم داده‌اید از حیوانات شکاری که تربیت کرده‌اید از آنچه خدا به شما یاد داده تعلیمشان می‌کنید پس بخورید از آنچه برای شما نگاه داشته‌اند».

زیرا معقول نزد مردم این بود که حیوانات شکاری را بر سر حیوانی که مأکول بود می‌فرستادند. آیا نظر نمی‌کنی به قول خدای تعالی در آیة ۹۴-۹۶ سورة مائده که فرموده:

﴿لَيَبۡلُوَنَّكُمُ ٱللَّهُ بِشَيۡءٖ مِّنَ ٱلصَّيۡدِ تَنَالُهُۥٓ أَيۡدِيكُمۡ وَرِمَاحُكُمۡ [المائدة: ۹۴-۹۶] .

«خدا شما را به چیزی از صید که دست‌های شما و نیزه‌های شما به آن می‌رسد آزمایش کند».

﴿أُحِلَّ لَكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَحۡرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِلسَّيَّارَةِۖ وَحُرِّمَ عَلَيۡكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَرِّ مَا دُمۡتُمۡ حُرُمٗا [المائدة: ۹۶] .

«برای شما صید دریا حلال شده است، و طعام آن بهره و معاش برای شما و برای قافله است، و بر شما حرام شده است صید بیابان مادامی که محرمید».

که در این دو آیه خدای تعالی دلالت کرده بر اینکه در حال احرام بر ایشان حرام است از صید بیابان آنچه قبل از احرام حلال بود خوردن آن. و در جای دیگر شافعی گوید: خدا فقط در احرام حرام نکرده مگر آنچه قبلا مباح بود، اما آنچه حرام بوده بر محل همان حرام بودن اول کافی بوده است.

شافعی گوید: و اگر به این معنا نبود رسول خداج امر نمی‌کرد به قتل سگ گزنده و عقرب و کلاغ و زغن و موش در حرم و در خارج حرم. ولیکن آن جناب مباح قرار داد قتل آنچه مضر باشد از غیر مأکول اللحم. و شافعی کلام را بسط داده‌است.

خبر داد ما را ابو سعید از ابی العباس از ربیع از شافعی از مسلم از ابن جریج از عطاء که گفت: محرم از صیدی که کرده فدیه نمی‌دهد مگر صید مأکول اللحم.

و در آنچه خبر داد ابوعبدالله بطور اجازه که عباس حدیث کرده ایشان را از ربیع از شافعی از سعید بن سالم از ابن جریج که گفت: به عطا گفتم: در بیان قول خدا در سوره مائده آیه ۹۵:

﴿عَفَا ٱللَّهُ عَمَّا سَلَفَ [المائدة: ۹۵] .

«خدا از گذشته عفو کرده».

گفت: یعنی از آنچه در جاهلیت کرده‌اند. گفتم: قول خدا:

﴿وَمَنۡ عَادَ فَيَنتَقِمُ ٱللَّهُ مِنۡهُ [المائدة: ۹۵] .

گفت: (و هر کس در اسلام تکرار کند خدا از او انتقام می‌کشد) عطا گفت و بر او کفاره است۲۴.

شافعی/ تشبیه کرده این گناه را به آدم کشی و زنا و آنچه در اینها و در کفر از وعده عقاب آمده است، چنانکه در سوره فرقان آیه ۶۸-۶۹ فرموده: ﴿وَٱلَّذِينَ لَا يَدۡعُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ وَلَا يَقۡتُلُونَ ٱلنَّفۡسَ ٱلَّتِي حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَا يَزۡنُونَۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ يَلۡقَ أَثَامٗا ٦٨ يُضَٰعَفۡ لَهُ ٱلۡعَذَابُ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا ٦٩ [الفرقان: ۶۸-۶۹] .

«و آنچه در هر یکی از این گناهان آمده از حدود در دنیا، گوید چون خدا حدود را بر ایشان واجب کرده دلالت دارد بر اینکه عذاب آخرت حکم دنیوی را ساقی نمی‌کند».

خبر داد ما را ابو زکریا ابی اسحاق از ابی العباس الأصم از ربیع از شافعی از سعید از ابن جریج از عمرو بن دینار که گفت: هر چیزی که در قرآن در آن کلمه: «او» وارد شده تخییر است، مگر قول خدای در سوره مائده آیه ۲۳:

﴿إِنَّمَا جَزَٰٓؤُاْ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسۡعَوۡنَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓاْ أَوۡ يُصَلَّبُوٓاْ أَوۡ تُقَطَّعَ أَيۡدِيهِمۡ وَأَرۡجُلُهُم مِّنۡ خِلَٰفٍ أَوۡ يُنفَوۡاْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ [المائدة: ۳۲] .

«همانا جزای کسانی که با خدا و رسول او محاربه می‌کنند و در زمین به فساد کوشش دارند این است که کشته شوند و یا به دار آویخته گردند و یا تبعید شوند».

(زیرا آنکه محاربة مداوم علیه خدا و رسول داشته و در زمین فساد کرده و هم آدم کشته و هم غارت کرده و مردم را ترسانیده کشته می‌شود، اما آن کس که فساد کرده ولی آدم نکشته و غارت نکرده باید تبعید شود. [مترجم] . شافعی مانند ابن جریج و دیگران در محارب و غیر او در این مسئله موافقت دارد، و نیز سعید از ابن جریج از عطا روایت کرده که هر چیزی در قرآن کلمه «او» دارد صاحب آن مخیر است

و شافعی در فدیه استدلال کرده به حدیث کعب بن عُجره.

و «خبر داد ما را» ابو زکریا از ابوالعباس از ربیع از شافعی از سعید از ابن جریج که گفت: به عطا گفتم: خدا فرموده:

﴿فَجَزَآءٞ مِّثۡلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحۡكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدۡلٖ مِّنكُمۡ هَدۡيَۢا بَٰلِغَ ٱلۡكَعۡبَةِ أَوۡ كَفَّٰرَةٞ طَعَامُ مَسَٰكِينَ أَوۡ عَدۡلُ ذَٰلِكَ صِيَامٗا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمۡرِهِۦ [المائدة: ۹۵] .

«پس جزائی دارد بمانند آنچه کشته، (ذبح) حیوانی از چهار پایان، که بمثلیت آن دو نفر عادل از شما حکم می‌کند در حالی که آن را هدیه به کعبه برساند و یا آنکه بعنوان کفاره، مساکینی را اطعام کند، و یا معادل آن روزه گیرد، این حکم برای آنست که بدی کارش را بچشد».

او گفت: این جزاء از جهت این است که در حرم این کار را کرده و کفاره آن را باید همانجا ادا کند. و اما روزه، پس خبر داد ما را ابوسعید از ابی العباس از ربیع که گفت: شافعی فرماید: جزائی که بواسطه روزه باشد هر جا شد باشد (یعنی در هر جای که خواست در همانجا روزه بگیرد) زیرا منفعیت برای مساکین حرم در روزه نیست.

و در روزه استدلال کرده در آنچه خبر داد مرا ابوعبدالله الحافظ بطور اجازه از ابی العباس از ربیع از شافعی که گفته است: خدا برای آنکه حج متعه کرده و از فدیه عاجز است فرموده که روزة او سه روز است در ایام حج، و هفت روز چون برگشت، و برای روزه منفعیت برای مساکین حرم نیست، بر خود مرد روزه‌گیر نافع است، پس هر جا خواست عمل کند.

خبر داد ما را ابوسعید بن ابی عمرو از ابو العباس از ربیع، از شافعی، که گفت: احصار و محاصره یعنی منع شدن از حج که خدای تعالی ذکر نموده که آیة ۱۹۶ سورة بقره نازل شده در روز حدیبیه که خدا فرموده:

﴿فَإِنۡ أُحۡصِرۡتُمۡ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِ[البقرة: ۱۹۶] .

«پس اگر از حج منع شدید آنچه میسور است از حیوانات را برای ارسال و هدیة کعبه ذبح و یا نحر کنید».

و رسول خدا ج منع شد بواسطه دشمن. پس آنکه بین او و خانه کعبه منع شود بواسطه مرض و یا مانع دیگر در معنی آیه نیست، زیرا آیه در مورد حائل شدن دشمن است. والله اعلم. و از ابن عباس روایت شده که گفت: حصر و منعی نیست مگر منع دشمن. و از ابن عمر و عایشه بهمین معنی روایت شده است. شافعی/ گفت: و رسول خدا ج در خارج از حرم نحر نمود و گفته شده در حرم، و همانا ما معتقدیم که نحر او در خارج حرم بوده، و بعضی از حدیبیه در حرم بوده و بعضی از آن در خارج حرم، زیرا خدا فرموده: ﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥ [الفتح: ۲۵] .

«اینان همان کسانیند که کافر شدند و شما را از مسجد الحرام با قربانی‌ها که بسته بودید برای قربانگاه باز داشتند».

و حرم تمامش محل قربانی است نزد اهل علم (پس چون خدا فرموده: قربانی به محل خود نرسیده معلوم می‌شود قربانی رسول خدا در خارج از حرم بوده).‌ پس هر جا مردی منع شد چه نزدیک حرم باشد و چه دور، بواسطة دشمن حائل شد، دشمن مسلم باشد و یا کافر، پس مردم ممنوع، احرام بسته ذبح گوسفندی کند و از احرام خارج شود و قضائی بر او نیست مگر حج او حجة الإسلام واجبی باشد که قضا بکند. از جهت اینکه خدا فرموده: اگر منع شدید آنچه میسر است قربانی کنید و نفرموده قضاء کنید.

خبر داد ما را ابوسعید از ابوالعباس از ربیع که گفت: شافعی/ گوید: قول خدای تعالی:

﴿أُحِلَّ لَكُمۡ صَيۡدُ ٱلۡبَحۡرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِلسَّيَّارَةِ [المائدة: ۹۶] .

«حلال شد برای شما صید دریا و طعام آن که مایة بهره و زندگی شما و مسافران است».

و در سوره فاطر آیه ۱۲ فرموده:

﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡبَحۡرَانِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ سَآئِغٞ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞۖ وَمِن كُلّٖ تَأۡكُلُونَ لَحۡمٗا [فاطر: ۱۲] .

«دو دریا مساوی نیستند، این یکی شیرین گوارا و آشامیدنی است، و این دیگر شور و تلخ است و از همه گوشتی تازه می‌خورید».

پس، گوید: هر چه در آن صیدی باشد چاه باشد و یا محل جمع آب و یا چشمة شور و یا شیرین، آن حکم دریا را دارد، در حرم باشد و یا خارج حرم، ماهی باشد و یا مانند آن از چیزهایی که در آب زندگی می‌کنند و اکثر زندگی او در آبست. پس محرم و غیر محرم می‌تواند آن را صید کند و بخورد.

و اما پرنده‌ای که در زمین مأوی می‌گیرد، پس آن از صید صحرا می‌باشد، اگر صید شود جزاء و کفاره دارد.

خبر داد ما را ابوعبدالله الحافظ او و حسین بن محمد الماسرجسی، در جمله‌ای به من خبر داده از او ابو محمد بن سفیان از یونس بن عبدالاعلی روایت کرده‌اند که شافعی در ذیل آیة ۱۹۹ سوره بقره:

﴿ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنۡ حَيۡثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ [البقرة: ۱۹۹] .

«آنگاه حرکت کنید از همان جائی که مردم حرکت کنند».

گوید: قریش و قبائلی در عرفات توقف نمی‌کردند و می‌گفتند: ما ممتازیم هرگز سب نشده‌ایم و در جاهلیت کسی داخل ما نشده و همیشه در حرم بوده‌ایم، ولی سایر مردم در عرفات توقف می‌کردند، پس خدای تعالی ایشان را امر کرد که در عرفه با مردم توقف کنند.

یونس گوید، محمد بن ادریس برای من گفت که «أیام معلومات» ده روز ذیحجه است و «أیام معدودات» فقط ایام منی می‌باشد. و در کتاب بویطی گوید: چنین گمان می‌شود، و از ابن عباس روایت شده.