صفحه نخست فقه و اصول احکام القرآن شخصیت و صفات خاصه امام شافعی

شخصیت و صفات خاصه امام شافعی

۱- او ساکن مکه بوده و به زبان قرآن و سنت رسول خداج از سایر دانشمندان آشناتر بوده. زیرا والده ما جده او در بلاد شام یعنی در ارض مقدسه او را متولد نمود، سپس در دو سالگی او را به مکه برد و در آنجا ساکن شدند و در آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت، و از ائمه مسلمین از قبیل مسلم بن خالد زنجی و سایر علمای مکه استفاده نمود و از ابتدا معلومات خود را می‌نوشت، سپس از مکه به سوی مدینه منوره کوچ کرد و از امام بزرگوار مالک بن انس امام مالکیه استفاده کرد و شاگردی او را اختیار نمود. و مالک او را بسیار گرامی می‌داشت برای نسب و دانش و هم عقل و ادب و فهم او. و کتاب «الـموطأ» را از حفظ نزد مالک فرا گرفت و حفظ و قرائت او مالک را به عجب آورد در حالی که شافعی سیزده ساله بود. سپس به یمن رفت و متولی تدریس و تعلیم علوم دینی به دیگران شد و به حسن اخلاق و رفتار مشهور گردید. سپس به طرف عراق کوچ کرد و در اشتغال به علوم جدیت نمود، و با اعلم العلماء آنجا محمد ابن الحسن الشیبانی شاگرد امام ابوحنیفه مباحثه و مناظره کرد و به نشر علم و حدیث و سنت رسول خداج پرداخت، و فضل و دانش او شهرت پیدا کرد. حتی آنکه علمای معاصر او از او درخواست کردند که کتابی در اصول فقه بنویسد و عبدالرحمن بن مهدی که امام اهل حدیث زمان خود بود و هم چنین علمای دیگر مانند یحیی بن سعید القطان از علم و دانش او در شگفت بودند و اینان و هم احمد بن حنبل امام حنابله در حق او دعا می‌کردند و چون می‌دیدند بتوسط او و همت او دین خدا یعنی کتاب خدا و سنت رسول منتشر و ترویج می‌شود در نمازهای خود سلامتی و تأیید او را از خدا می‌خواستند، و پس از مدتی یعنی در سنة ۱۹۹ هجری به طرف مملکت مصر کوچ کرد، و کتب بسیاری تصنیف نمود و نام او در بلاد اسلامی شهرت یافت، و از نواحی شام و یمن و عراق دانشجویان اسلامی برای کسب علوم دینی از او، و خواندن و نسخه برداشتن کتب او نزد او هجوم می‌کردند. ربیع بن سلیمان مصری گوید: روزی دیدم در پشگاه خانة شافعی نهصد قافله برای شنیدن کتب او بار انداخته‌اند.

۲- تواضع و فروتنی او، با اینکه معاصرین او مانند ائمة شیعه و مرشدان صوفیه هر یک بنابر نقل رواتشان مدعی کشف و کرامات بودند و بر خلاف کتاب خدا هر کدام خود را حجت بر خلق و معدن وحی و عالم به ماکان و مایکون و محل نزول ملائکة وحی می‌دانستند، شافعی ابدا ادعایی نداشت و می‌گفت: من دوست دارم این مردم علم دین و کتاب خدا و سنت رسول را بیابند، از من فرا گیرند و حرفی از آن را به من نسبت ندهند و نامی از من به زبان نیاورند و نیز از او روایت شده که می‌فرمود: هرگاه با کسی مناظره کنم دوست می‌دارم که خدای تعالی حق را بتوسط او ظاهر کند و باضافه بر دانشجویان و واردین بسیار مهربان بود و آنان را پند و نصیحت می‌داد و به فراگرفتن کتاب خدا و سنت رسولج تشویق می‌کرد و خود مدعی آوردن مذهبی نگردید چنانکه هیچ کدام از ائمة مذاهب مدعی آوردن مذهبی نبودند.

۳- بر خلاف سیر علما و دانشمندان که دست بگیر دارند و چنانکه خدا در سورة توبه آیة ۳۴ فرموده:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡأَحۡبَارِ وَٱلرُّهۡبَانِ لَيَأۡكُلُونَ أَمۡوَٰلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ [التوبة: ۳۴] .

«ای مؤمنین، هشیار باشید که بسیاری از دانشمندان و مقدسین اموال مردم را بباطل می‌خورند (بنام‌های وجوه دینی از قبیل عشر و سهم امام و خمس و غیر اینها) و از راه خدا باز می‌دارند».

ولی شافعی بعکس دارای سخاوت و دست بخشندگی داشت. در تاریخ آمده که شافعی از صنعا به مکه آمد در حالی که ده هزار دینار همراه داشت، در بیابان مکه خیمه زد و مردم می‌آمدند می‌گرفتند و شب نشد که همه را تمام نمود. روزی بند نعلین او پاره شد مردی آن را اصلاح کرد شافعی به ربیع که همراهش بود گفت: آیا از مخارج ما چیزی باقی مانده؟ گفت: بلی هفت دینار، گفت همه را به او بده. ابو سعید گفته: شافعی از تمام مردم سخاوتمندتر بود. و ربیع گوید: چون سائلی از او چیزی می‌خواست او از خجالت رنگش سرخ می‌شد و بسرعت به او عطا می‌کرد.

۳- شافعی مرد جامعی بوده و به اشعار عرب و ایام عرب دانا و آنها را قبلاً فرا گرفته و سپس شروع به فقه نمود. مسلم بن خالد زنجی که از علمای مکه بود روزی او را دید در حالی که او به شعری از اشعار عرب متمثل بود و تازه جوان هم بود گفت: ای جوان، از اهل کجا و از کدام قبیله‌ای؟ گفت: از اهل مکه و از قبیلة عبد مناف. گفت: خداوند تو را شرافت دنیا و آخرت داده چرا فهم خود را در فقه مصرف نمی کنی که بر تو نیکوتر است. و شافعی در فنون طب و تیراندازی و اسب سواری نیز وارد بود، و دارای هیبت و شجاعت بوده است. و در آخر ماه رجب ۲۰۴ ﻫ وفات کرد و قبر او در مصر مشهور است. رحمه الله علیه.