صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد ششم ۵- باب: رُؤيَا النَّهَارِ
باب [۵]: خواب دی...

۵- باب: رُؤيَا النَّهَارِ
باب [۵]: خواب دیدن در روز

۲۱۸۱- عَنْ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ س قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ج يَدْخُلُ عَلَى أُمِّ حَرَامٍ بِنْتِ مِلْحَانَ وَكَانَتْ تَحْتَ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ، فَدَخَلَ عَلَيْهَا يَوْمًا فَأَطْعَمَتْهُ، وَجَعَلَتْ تَفْلِي رَأْسَهُ، فَنَامَ رَسُولُ اللَّهِ ج ثُمَّ اسْتَيْقَظَ وَهُوَ يَضْحَكُ، قَالَتْ: فَقُلْتُ: مَا يُضْحِكُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي عُرِضُوا عَلَيَّ غُزَاةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ، يَرْكَبُونَ ثَبَجَ هَذَا البَحْرِ، مُلُوكًا عَلَى الأَسِرَّةِ، أَوْ: مِثْلَ المُلُوكِ عَلَى الأَسِرَّةِ» - شَكَّ إِسْحَاقُ - قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ، فَدَعَا لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ج، ثُمَّ وَضَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ اسْتَيْقَظَ وَهُوَ يَضْحَكُ، فَقُلْتُ: مَا يُضْحِكُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي عُرِضُوا عَلَيَّ غُزَاةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ» كَمَا قَالَ فِي الأُولَى، قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ، قَالَ: «أَنْتِ مِنَ الأَوَّلِينَ» فَرَكِبَتِ البَحْرَ فِي زَمَانِ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ، فَصُرِعَتْ عَنْ دَابَّتِهَا حِينَ خَرَجَتْ مِنَ البَحْرِ، فَهَلَكَتْ [رواه البخاری: ٧٠٠۲].

۲۱۸۱- از انس بن مالکس روایت است که گفت: پیامبر خدا ج نزد (ام حرام دختر ملحان) همسر عباده بن صامتس می‌رفتند.

روزی نزد آن زن رفتند، آن زن طعامی را برای‌شان آورد، و بعد از آن به پالیدن سر پیامبر خدا ج شروع کرد، پیامبر خدا ج را خواب برد، هنگامی که از خواب بیدار شدند می‌خندیدند.

ام حرامل گفت: گفتم: یا رسول الله سبب خندۀ شما چیست؟

فرمودند: «مردمی از امت من برایم نشان داده شدند که در میان همین دریا به جهاد فی سبیل الله بیرون شده‌اند، و گویا پادشاهانی هستند که بر تخت نشسته‌اند» - یا مثل پادشاهان بر تخت نشسته‌اند – [شک از راوی است].

ام حرامل گفت: گفتم: یا رسول الله! دعا کنید که خداوند مرا از جملۀ این مردم بگرداند، پیامبر خدا ج برایش دعا کردند.

دوباره سر خود را گذاشته [و خوابیدند]، چون از خواب بیدار شدند، باز هم می‌خندیدند.

گفتم: یا رسول الله! سبب خندۀ شما چیست؟

فرمودند: «مردمی از امت من برایم نشان داده شدند که به جهاد فی سبیل الله بیرون شده‌اند»، همان طوری که در مرتبۀ اول گفتند.

گفتم: یا رسول الله! دعا کنید که خداوند مرا هم از جملۀ آن‌ها بگرداند.

فرمودند: «تو از جملۀ گروه اول هستی».

و همین زن بود که در زمان معاویه بن ابی سفیان به دریا سفر نمود، و هنگامی که از دریا بیرون شد، از مرکبش افتاد و مرد [۳۲٧].

[۳۲٧] این وقاعه در زمان امارت معاویهس بر شام خلافت عثمانس صورت گرفت، و این زن بعد از انکه مجاهدین از جهاد برگشتند، از مرکبش افتاد و مرد، و در قبرس دفن گردید، و قبرش تاهم اکنون در آنجا باقی است، و این واقعه هم از اعلام نبوت پیامبر خدا ج می‌باشد، زیرا همان طوری واقع شد که خبر داده بودند.