صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ٩- باب: اسْتِذْكارِ القُرْآنِ وَتَعَاهُدِهِ
...

٩- باب: اسْتِذْكارِ القُرْآنِ وَتَعَاهُدِهِ
باب [٩]: حفظ کردن قرآن و تکرار نمودن آن

۱۸۱٩- عَنِ ابْنِ عُمَرَ ب: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج قَالَ: «إِنَّمَا مَثَلُ صَاحِبِ القُرْآنِ، كَمَثَلِ صَاحِبِ الإِبِلِ المُعَقَّلَةِ، إِنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا أَمْسَكَهَا، وَإِنْ أَطْلَقَهَا ذَهَبَتْ» [رواه البخاری: ۵٠۳۱].

۱۸۱٩- از ابن عمرب از پیامبر خدا ج روایت است که فرمودند:

«قاری قرآن مانند صاحب شتر بسته شده است، اگر همان طور او را نگهدارد، نزدش می‌ماند، و اگر او را رها کند، از نزدش می‌رود»، [یعنی: اگر قرآن را تکرار کند، به یادش می‌ماند، و اگر نخواند، از یادش می‌رود].

۱۸۲٠- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بنِ مَسْعُودٍ س، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ج: «بِئْسَ مَا لِأَحَدِهِمْ أَنْ يَقُولَ نَسِيتُ آيَةَ كَيْتَ وَكَيْتَ، بَلْ نُسِّيَ وَاسْتَذْكِرُوا القُرْآنَ، فَإِنَّهُ أَشَدُّ تَفَصِّيًا مِنْ صُدُورِ الرِّجَالِ مِنَ النَّعَمِ» [رواه البخاری: ۵٠۳۲].

۱۸۲٠- از عبدالله بن مسعودس روایت است که گفت: پیامبر خدا ج فرمودند:

«بد است کسی که می‌گوید: فلان و فلان آیت را فراموش کرده‌ام، بلکه در واقع فراموش ساخته شده است، [زیرا به سبب نخواندن از یادش رفته است]، قرآن را به خاطر بسپارید، زیرا قرآن در فراموش شدن از سینۀ انسان، نسبت به گریختن حیوان از نزد [صاحبش] سریع‌تر است» [۳۸٩].

۱۸۲۱- عَنْ أَبِي مُوسَى س، عَنِ النَّبِيِّ ج قَالَ: «تَعَاهَدُوا القُرْآنَ، فَوَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَهُوَ أَشَدُّ تَفَصِّيًا مِنَ الإِبِلِ فِي عُقُلِهَا» [رواه البخاری: ۵٠۳۳].

۱۸۲۱- از ابوموسیس از پیامبر خدا ج روایت است که فرموند: «قرآن را تکرار کنید، سوگند به ذاتی که جانم در دست او است که قرآن از شتری که زانویش بسته است، گریزان‌تر است» [۳٩٠].

[۳۸٩] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: سبب فراموشی سریع قرآن دو چیز است، اول آنکه: قرآن کلام بشر نیست، بلکه کلام خالق بشر است، و اسلوب و طریق خاص خود را دارد، و کسی که آن را تکرار می‌کند، به همان اسلوب عادت می‌کند و می‌تواند آن را به خاطر بسپرد، و کسی که از تکرارش خود داری می‌نماید، چون از کلام مالوف بشر نیست، بزودی از یادش می‌رود، دوم آنکه حفظ قرآن مجید نعمتی از نعمت‌های خداوند متعال است، و کسی که آن را تکرار نمی‌کند، گویا از این نعمت روگردان شده است، و چنین شخصی لایق برای چنین نعمت عظیمی نمی‌باشد، و از اینجا است که خداوند کلام خود را از سینه‌اش خارج می‌سازد. [۳٩٠] یعنی: همان طور که شتر زانو بسته اگر باز شود، می‌گریزد و به این طرف و آن طرف می‌رود، قرآنی را که شخص حفظ کرده است، نیز همین طور است که اگر به حال خودش رها شود، و تکرار نشود، از سینه برآمده و فراموش می‌شود.