٧٩- «باب»
باب [٧٩]

۱۸٠۱- عَنْ عَبْد اللَّهِ بْنِ زَمْعَةَ س، أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ ج يَخْطُبُ، وَذَكَرَ النَّاقَةَ وَالَّذِي عَقَرَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «﴿إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشۡقَىٰهَا انْبَعَثَ لَهَا رَجُلٌ عَزِيزٌ عَارِمٌ، مَنِيعٌ فِي رَهْطِهِ، مِثْلُ أَبِي زَمْعَةَ» وَذَكَرَ النِّسَاءَ، فَقَالَ: «يَعْمِدُ أَحَدُكُمْ، فَيَجْلِدُ امْرَأَتَهُ جَلْدَ العَبْدِ، فَلَعَلَّهُ يُضَاجِعُهَا مِنْ آخِرِ يَوْمِهِ» ثُمَّ وَعَظَهُمْ فِي ضَحِكِهِمْ مِنَ الضَّرْطَةِ، وَقَالَ: «لِمَ يَضْحَكُ أَحَدُكُمْ مِمَّا يَفْعَلُ» وَقَالَ أَبُو مُعَاوِيَةَ: حَدَّثَنَا هِشَامٌ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَمْعَةَ، قَالَ: النَّبِيُّ ج مِثْلُ أَبِي زَمْعَةَ عَمِّ الزُّبَيْرِ بْنِ العَوَّامِ [رواه البخاری: ۴٩۴۲].

۱۸٠۱- از عبدالله بن زَمعهس [۳۶۶] روایت است که وی: از پیامبر خدا ج شنیده است که خطبه می‌دادند، [و در خطبۀ خود] از شتر [صالح÷] و کسی که شکمش را دریده بود یاد کرده و فرمودند:

«وقتی که بدترین آن قوم [برای کشتن شتر] برخاست، این شخص قوی و با جرأت، و شخص با شرارتی بود، و در عین حال شخصی بود که مانند ابوزمعه اقوام و خویشاوندان زیادی داشت.

و موضوع زن‌ها را ذکر نموده و فرمودند: «بعضی از شما زنش را به مانند آنکه غلامش را بزند، لت و کوب می‌کند، و چه بسا که در آخر همان روز با همان همسرش، همبستر گردد» [۳۶٧].

بعد از آن در مورد خنده کردن به کسی که از وی بادی خارج می‌شود وعظ کردند و گفتند: «چرا اگر از کسی بادی خارج می‌شود خنده می‌کنید»؟ [۳۶۸].

و از عبدالله بن زمعه در روایت دیگری آمده است که پیامبر خدا ج – عوض ابی زمعه گفتند - «مانند ابی زمعه عم زبیر بن عوام» [۳۶٩].

[۳۶۶] وی عبدالله بن زمعه بن أسود قرشی اسدی، خواهر زادۀ ام المؤمنین ام سلمهل است، در مدینه منوره سکنی گزین گردید، پنج سالش در هجرت گذشت، پدرش پیش از هجرت در حال کفر مرد، و خودش در سال سی وپنج هجری وفات یافت، (الاصابه: ۲/۳۱۱). [۳۶٧] یعنی: چنین شخص بین دو کار مخالف جمع می‌کند، زدن زن که سبب تنفر و دشمنی است، و همبستر شدن با زن که سببش محبت و دوستی است، پس چون احتمال همبستر شدن با زن وجود دارد، نباید هیچ وقت او را لت و کوب کند، و حتی اگر نخواسته باشد امروز و یا در چند روز آینده با همسرش همبستر شود، آیا مگر پیش از این با همسرش همبستر نشده است؟ و البته که شده است، و در صورتی که چنین است، این شخص چگونه به خود اجازه می‌دهد که همسرش را لت و کوب نماید. [۳۶۸] معنایش این نیست که بیرون کردن باد از دبر امر عادی است، و نباید به آن خندید، بلکه معنایش این است که نباید چنین کاری کرد، و سبب خنده دیگران شد، و حتی اگر از کسی بادی بدون اراده‌اش خارج می‌گردد، نباید به این کار خنده کرد، و سبب خجالت آن شخص گردید. [۳۶٩] یعنی: عاقر ناقه را به ابو زمعه عم زبیر بن عوام تشبیه کرده‌اند، و قابل تذکر است که ابو زمعه عم حقیقی زبیر نیست، زیرا نام ابو زمعه اسود است، و اسود بن مطلب بن اسد است، و عوام بن خویلد بن اسد است، پس اسد که همان ابو زمعه باشد، پسر عم عوام می‌شود نه عم وی، و اطلاق پسر عم، بر عم، در لسان عرب جائز است و رواج دارد.