۶٩- باب: قَوله تَعَالَى: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ
باب [۶٩]: قوله تعالی: ﴿دشمن من و دشمن خود را برای خود دوست انتخاب نکنید

۱٧۸٧- عَنْ عَليَّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ س، قالَ: بَعَثَنِي رَسُولُ اللَّهِ ج أَنَا وَالزُّبَيْرَ وَالمِقْدَادَ ب، فَذَكَرَ حَديث حاطِبِ بْنِ بَلْتَعَةَ، وَ قالَ في آخِرِهِ: وَنَزَلَتْ فِيهِ: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ [رواه البخاری: ۴۸٩٠].

۱٧۸٧- از علی بن ابی طالبس روایت است که گفت: پیامبر خدا ج من و زبیر و مقدادب را فرستادند – و حدیث حاطب بن ابی بلتعه را ذکر نموده و در آخر آن گفت که – و این آیت نازل گردید که ای مسلمانان! ﴿دشمن من و دشمن خود را برای خود دوستان انتخاب نکنید [۳۴۶].

[۳۴۶] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: قصۀ حاطب بن ابی بلتعه از این قرار است که: چون پیامبر خدا ج آمادگی جنگ با اهل مکه را گرفتند، حاطب برای آن‌ها نامۀ نوشت، و از این قصد مسلمانان آن‌ها را خبر ساخت، و نامه را بدست زنی داد تا برای آن‌ها برساند، پیامبر خدا ج علی بن ابی طالبس را با چند نفر دیگر به عقب آن زن فرستادند، آن‌ها آن زن را گرفته و آوردند، پیامبر خدا ج حاطب را طلبیده و گفتند: این چه کاری بود که کردی؟ حاطب معذرت خواسته و گفت: این کار را از روی ردت نکردم، بلکه به این جهت کردم تا در نزد اهل مکه آبروی داشته باشم، و آن‌ها از خویشاوندانم در آنجا حمایت نمایند، پیامبر خدا ج فرمودند: «راست می‌گوید»، عمرس گفت: اجازه بدهید تا گردنش را بزنم، پیامبر خدا ج او را از این کار منع نموده و فرمودند: «او به جنگ بدر اشتراک داشته است، و خداوند در مورد اهل بدر گفته است، هرچه می‌خواهید بکنید، گناهان شما را آمرزیده‌ام».