۶۲- باب: قَوله تَعَالَى: ﴿وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ
باب [۶۲]: قوله تعالی: ﴿وصلۀ رحم خود را قطع می‌کنید

۱٧٧۸- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، عَنِ النَّبِيِّ ج قَالَ: «خَلَقَ اللَّهُ الخَلْقَ، فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهُ قَامَتِ الرَّحِمُ، فَأَخَذَتْ بِحَقْوِ الرَّحْمَنِ، فَقَالَ لَهُ: مَهْ، قَالَتْ: هَذَا مَقَامُ العَائِذِ بِكَ مِنَ القَطِيعَةِ، قَالَ: أَلاَ تَرْضَيْنَ أَنْ أَصِلَ مَنْ وَصَلَكِ، وَأَقْطَعَ مَنْ قَطَعَكِ، قَالَتْ: بَلَى يَا رَبِّ، قَالَ: فَذَاكِ» قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: «اقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ: ﴿فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ [رواه البخاری: ۴۸۳٠].

۱٧٧۸- از ابوهریرهس از پیامبر خدا ج روایت است که فرمودند:

«خداوند خلائق را خلق کرد، و چون خلق کردن آن‌ها فارغ شد، (رحم) برخاست و نزد خداوند عارض شد [۳۳۱].

خداوند برایش گفت: چه می‌گوئی؟

(رحم) گفت: اینجا جای داد خواهی در نزد تو از قطع صلۀ رحم است.

خداوند فرمودند: آیا راضی نیستی که اگر کسی حق تو را اداء کند، بر او رحمت کنم، و کسی که از تو مقاطعه کند، [و حق تو را اداء نکند]، او را به حال خودش واگذارم؟

(رحم) گفت: چرا راضی نیستم؟ بلکه پروردگارا راضی هستم.

خداوند متعال فرمود: و چنین خواهد بود».

و ابوهریرهس گفت: اگر می‌خواهید این آیۀ مبارکه را تلاوت نمائید: ﴿آیا امیدوارید که با بدست گرفتن حکومت، در روی زمین به فساد برخیزید، و صلۀ ارحام خود را قطع کنید [۳۳۲].

۱٧٧٩- وَعَنْهُ س في رواية، قالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «اقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ: ﴿فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ [رواه البخاری: ۴۸۳۱].

۱٧٧٩- و از ابوهریرهس در روایت دیگری آمده است که گفت: پیامبر خدا ج فرمودند: «اگر می‌خواهید این آیه را تلاوت نمائید: ﴿آیا امید وارید [۳۳۳].

[۳۳۱] در لفظ حدیث آمده است که «فَأَخَذَتْ بِحَقْوِ الرَّحْمَنِ» یعنی: رحم از کمر بند رحمن و یا از کمر رحمن گرفت، و البته این امر نسبت به خداوند متعال مستحیل است، و علماء گفته‌اند که این چیز کنایه از شدت الحاح و زاری (رحم) در نزد خداوند متعال است. [۳۳۲] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) (صلۀ رحم) واجب بوده و قطع آن از گناهان کبیره است. ۲) مراد از (صلۀ رحم) تعاون و همکاری و کمک و دید و بازدید از کسانی است که صلۀ رحم نسبت به آن‌ها واجب است، و آنچه که قابل تذکر است این است که صلۀ رحم عبارت از آن نیست که اگر کسی که صلۀ رحم نسبت به وی واجب است، برایت نیکی کند، برایش نیکی کنی، و اگر نیکی نکند برایش نیکی نکنی، و اگر به بدیدنت بیاید، به دیدنش بروی، ورنه او را فراموش نمائی، بلکه صلۀ رحم آن است که آن کسی که صلۀ رحم نسبت به وی واجب است، خواه برایت خوبی کند، و خواه نکند، و خواه به خانه‌ات بیاید و یا نیاید، و خواه در برابرت موقف خوبی داشته باشد، و یا نداشته باشد، باید تو نسبت به وی نیکی کنی، بدیدنش بروی، اگر مریض شد، از وی عیادت کنی، اگر به کمک تو احتیاج داشت، برایش کمک نمائی، و همین طور هر خوبی و نیکی دیگری. ۳) (صلۀ رحم) نسبت به کسی واجب است که نکاح انسان با وی به طور ابد حرام باشد، مانند: والدین، پدر کلان، مادر کلان، برادر، برادر زاده، خواهر، خواهر زاده، کاکا (عمو)، عمه، ماما (دائی)، خاله. [۳۳۳] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) تمام آیۀ مبارکه چنین می‌شود که: آیا امید وارید که با بدست گرفتن حکومت، در زمین به فساد برخیزید، و قطع رحم کنید، اینان کسانی هستند که خدا لعنت‌شان کرده، و گوش‌هایشان را کر، و چشم‌هایشان را کور ساخته است. ۲) فرق بین این روایت، و روایت قبلی آن است، که در روایت اول، استدلال به آیت قرآنی به راوی حدیث که ابوهریره باشد نسبت داده شده است، و در روایت دوم به خود پیامبر خدا ج.