۵۸- باب: قَوله عَزَّ وَجَلَّ: ﴿إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ
باب [۵۸]: قوله عزَّ وجلَّ: ﴿جز محبت خویشاوندی

۱٧٧۳- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب، قالَ: إِنَّ النَّبِيَّ ج لَمْ يَكُنْ بَطْنٌ مِنْ قُرَيْشٍ، إِلَّا كَانَ لَهُ فِيهِمْ قَرَابَةٌ، فَقَالَ: «إِلَّا أَنْ تَصِلُوا مَا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ مِنَ القَرَابَةِ» [رواه البخاری: ۴۸۱۸].

۱٧٧۳- از ابن عباسب روایت است که گفت: هیچ قبیلۀ در قریش نبود مگر آنکه پیامبر خدا ج با آن قبیلۀ قرابتی داشتند، [و برای قریش گفتند: من از شما در مقابل رسالت خود چیزی نمی‌خواهم] «مگر اینکه صلۀ قرابتی را که بین من و شما است بجا آورید» [۳۲۴].

[۳۲۴] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) بدون شک ذریۀ طاهرۀ پیامبر خدا ج از نگاه حسب و نسب، و از نگاه عفت و طهارت، بالاترین و والاترین نسب و خانواده‌ای است که در روی زمین بوجود آمده است. ۲) ابوحاتم روایت می‌کند که: چون آیت (مودت قربی) نازل گردید: مردم پرسیدند: یا رسول الله! کسانی که خداوند محبت آن‌ها را لازم گردانیده است کیانند؟ فرمودند: «فاطمه و دو فرزندش»، ولی این حدیث از نگاه سند ضعیف است، زیرا طوری که امام ابن کثیر/ می‌گوید: در سندش شخص مجهولی وجود دارد، و علاوه بر آن آیۀ کریمه (مودت قربی) در مکه نازل گردید، و فاطمهل در این وقت بطور یقین فرزندی نداشت، زیرا وی با علیس در سال دوم هجری بعد از غزوۀ بدر در مدینه ازدواج نمود، و با آن هم اگر حدیث ابی حاتم ثابت شود، معنایش این است که پیامبر خدا ج از آینده خبر داده‌اند، و این امر نسبت به پیامبر خدا ج اشکالی ندارد، والله تعالی أعلم.