۵٠- باب: قَوله عَزَّ وَجَلَّ: ﴿إِن تُبۡدُواْ شَيۡ‍ًٔا أَوۡ تُخۡفُوهُ
باب [۵٠]: قوله عزَّ وجلَّ: ﴿اگر چیزی را آشکار کرده و یا پنهان سازید...

۱٧۶۴- عَنْ عَائِشَةَ ل، قَالَتْ: اسْتَأْذَنَ عَلَيَّ أَفْلَحُ أَخُو أَبِي القُعَيْسِ بَعْدَمَا أُنْزِلَ الحِجَابُ، فَقُلْتُ: لاَ آذَنُ لَهُ حَتَّى أَسْتَأْذِنَ فِيهِ النَّبِيَّ ج، فَإِنَّ أَخَاهُ أَبَا القُعَيْسِ لَيْسَ هُوَ أَرْضَعَنِي، وَلَكِنْ أَرْضَعَتْنِي امْرَأَةُ أَبِي القُعَيْسِ، فَدَخَلَ عَلَيَّ النَّبِيُّ ج، فَقُلْتُ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أَفْلَحَ أَخَا أَبِي القُعَيْسِ اسْتَأْذَنَ فَأَبَيْتُ أَنْ آذَنَ لَهُ حَتَّى أَسْتَأْذِنَكَ، فَقَالَ النَّبِيُّ ج: «وَمَا مَنَعَكِ أَنْ تَأْذَنِي عَمُّكِ؟»، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الرَّجُلَ لَيْسَ هُوَ أَرْضَعَنِي، وَلَكِنْ أَرْضَعَتْنِي امْرَأَةُ أَبِي القُعَيْسِ، فَقَالَ: «ائْذَنِي لَهُ فَإِنَّهُ عَمُّكِ تَرِبَتْ يَمِينُكِ» [رواه البخاری: ۴٧٩۶].

۱٧۶۴- از عائشهل روایت است که گفت: بعد از اینکه حجاب نازل شد، (افلَح) برادر ابوقُعیس آمد و اجازۀ داخل شدن خواست.

گفتم: تا از پیامبر خدا ج نپرسم برایش اجازه نمی‌دهم، زیرا برادرش ابوقُعیس مرا شیر نداده است، [یعنی: مادر ابوقعیس مرا شیر نداده است، تا (افلح) برادر رضاعی‌ام باشد]، بلکه همسر ابو قُعیس مرا شیر داده است.

پیامبر خدا ج نزدم آمدند، گفتم یا رسول الله! (افلح) برادر (ابوقعیس) اجازه می‌خواست که نزدم بیاید، من برایش اجازه ندادم.

پیامبر خدا ج فرمودند: «چه مانع شد که کاکای خود را (عموی خود را) اجازه ندادی»؟

گفتم: یا رسول الله! آن شخص [یعنی: ابوقعیس] مرا شیر نداده است، بلکه مرا همسر ابوقعیس شیر داده است.

فرمودند: «دست‌هایت خاک آلود باد! برایش اجازه بده! او کاکایت (عمویت) می‌شود» [۳۱۳].

[۳۱۳] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) بعد از آنکه: همسر ابوقعیس عائشه را شیر داد، عائشه برای (ابوقعیس) دختر رضاعی شد، و برادر ابوقعیس که (افلح) باشد، کاکای (عموی) عائشه محسوب می‌شد، و البته کاکا (عمو)، چه از راه نسب باشد، و چه از راه شیر خوارگی، برای برادر زاده‌اش محرم شمرده می‌شود، و در این صورت مانعی نیست که در نزدش داخل گردد، و حتی تنها با وی سفر نماید. ۲) لفظ (تربت يمينك) که در حدیث نبوی شریف آمده است، و معنایش این است که دستت به خاک شود، برای نفرین نیست، که معنی حقیقی‌اش، یعنی: خشک شدن دست، مراد باشد، بلکه عبارتی است که برای شیرین زبانی و شوخی برای جانب مقابل گفته می‌شود، والله تعالی أعلم.