۱۵- باب: قَولُهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ الآية
باب [۱۵]: قوله عزَّ وجلَّ: ﴿به تحقیق مردمان بر ضد شما جمع شده‌اند...

۱٧۲۶- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الوَكِيلُ، «قَالَهَا إِبْرَاهِيمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حِينَ أُلْقِيَ فِي النَّارِ، وَقَالَهَا مُحَمَّدٌ ج» حِينَ قَالُوا: ﴿إِنَّ ٱلنَّاسَ قَدۡ جَمَعُواْ لَكُمۡ فَٱخۡشَوۡهُمۡ فَزَادَهُمۡ إِيمَٰنٗا وَقَالُواْ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ [رواه البخاری: ۴۵۶۳].

۱٧۲۶- از ابن عباسب روایت است که گفت: ﴿حَسۡبُنَا ٱللَّهُ وَنِعۡمَ ٱلۡوَكِيلُ این [آیه] را ابراهیم÷ هنگامی که در آتش انداخته شد، تلاوت کرد، و پیامبر خدا ج این آیت را وقتی تلاوت کردند که [منافقین] برای‌شان گفتند که: «مردم برای نبرد با شما گرد آمده‌اند، از آن‌ها بترسید، و این چیز ایمان آن‌ها را زیادتر ساخت، و گفتند: خداوند برای ما بسنده، و بهترین حامی است» [۲۵۳].

[۲۵۳] کسی که آمادگی نبرد با مسلمانان را گرفته بود ابوسفیان بود، زیرا وی وقتی که از جنگ (احد) برگشت گفت: یا محمد! اگر می‌خواهی موعد ما در سال آینده منطقه (بدر) باشد، پیامبر خدا ج فرمودند: «إن‌شاء الله»، چون سال آینده شد با اهل مکه بیرون شد تا به (مر الظهران) رسید، در آنجا خداوند ترس را در دلش انداخت، و تصمیم گرفت که برگردد، و برای نُعَیم بن مسعود که به عمره آمده بود گفت: اگر توانستی که مسلمانان را از جنگ کردن با ما برحذر داری، برایت ده شتر بخشش می‌دهم، چون نُعَیم از مکه بیرون شد، دید که مسلمانان آمادگی جنگ را گرفته‌اند، آن‌ها را از رفتن به جنگ ترسانید و گفت که ابوسفیان تمام قبائل عرب را بر علیه شما گسیل داشته است، ولی این سخنش نه تنها آنکه مسلمانان را در هراس نینداخت، بلکه سبب هرچه بیشتر قوت ایمانی و تصمیم آن‌ها بر جهاد گردید.