۵- باب: قوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿۞مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا نَأۡتِ بِخَيۡرٖ مِّنۡهَآ أَوۡ مِثۡلِهَآۗ
باب [۵]: قول خداوند متعال: ﴿ما هیچ آیۀ را نسخ و یا از یاد نمی‌بریم، مگر آنکه چیز بهتری از آن را آوریم

۱٧۱۶- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب، قَالَ: قَالَ عُمَرُ س: «أَقْرَؤُنَا أُبَيٌّ، وَأَقْضَانَا عَلِيٌّ، وَإِنَّا لَنَدَعُ مِنْ قَوْلِ أُبَيٍّ، وَذَاكَ أَنَّ أُبَيًّا يَقُولُ: لاَ أَدَعُ شَيْئًا سَمِعْتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ج». وَقَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: ﴿مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَايَةٍ أَوۡ نُنسِهَا [رواه البخاری: ۴۴۸۱].

۱٧۱۶- از ابن عباسب روایت است که گفت: عمرس گفت که: عالم‌تر به قراءت قرآن أُبیس، و داناتر به حکم و قضاء علیس است، ما چیزهای را از قول أُبیس ترک می‌کنیم، حال آنکه او می‌گوید: من هیچ چیزی را که از پیامبر خدا ج شنیده‌ام ترک نمی‌کنم، و خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ما هیچ آیه را نسخ نکرده و یا از یاد نمی‌بریم... [۲۴٠].

[۲۴٠] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) (نسخ): در لغت عبارت از ازاله و از بین بردن چیزی است، و نسخ در شریعت عبارت از آن است که حکمی از احکام شرعی که پیشتر مشروع شده است، به حکم دیگری که بعد از آن مشروع شده است، از بین برده شده، و به آن عمل نشود، مثلاً: حکم شریعت در اول هجرت آن بود که در وقت نماز خواندن، باید به طرف بیت المقدس نماز بخوانید، و این حکم مدت شانزده و یا هفده ماه ادامه داشت، بعد از آن نسخ گردید، یعنی: از بین رفت، و مسلمانان ماموریت یافتند که به طرف کعبه مشرفه نماز بخوانند. ۲) در مورد نسخ، مذهب أبَیس این بود که نسخی در قرآن وجود ندارد، ولی عمر بن خطابس قائل به نسخ بود، و برای اثبات نظر خود استشهاد به این قول خداوند نمود که: «ما هیچ آیه را نسخ و یا از یاد نمی‌بریم، مگر آنکه چیز دیگری را که از آن بهتر و مناسب‌تر و یا مثل آن است می‌آوریم».