صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۳٧- باب: غَزْوَةُ ذِي الخَلَصةِ
باب [۳٧]: ...

۳٧- باب: غَزْوَةُ ذِي الخَلَصةِ
باب [۳٧]: غزوۀ ذی الخَلَصَه

۱۶۸۱- تَقَدَّمَ حَديث جَرِيرٍ في ذلِكَ، وَقَوْل النَّبِيِّ ج: (أَلا تُريحُني مِنْ ذي الخَلَصَةِ؟) وَذَكَرَ في هذِهِ الرِوايَةِ، قالَ جَريرٌ: وَكَانَ ذُو الخَلَصَةِ بَيْتًا بِاليَمَنِ لِخَثْعَمَ، وَبَجِيلَةَ، فِيهِ نُصُبٌ تُعْبَدُ، قَالَ: وَلَمَّا قَدِمَ جَرِيرٌ اليَمَنَ، كَانَ بِهَا رَجُلٌ يَسْتَقْسِمُ بِالأَزْلاَمِ، فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ رَسُولَ رَسُولِ اللَّهِ ج هَا هُنَا، فَإِنْ قَدَرَ عَلَيْكَ ضَرَبَ عُنُقَكَ، قَالَ: فَبَيْنَمَا هُوَ يَضْرِبُ بِهَا إِذْ وَقَفَ عَلَيْهِ جَرِيرٌ، فَقَالَ: لَتَكْسِرَنَّهَا وَلَتَشْهَدَنَّ: أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، أَوْ لَأَضْرِبَنَّ عُنُقَكَ؟ قَالَ: فَكَسَرَهَا وَشَهِدَ [رواه البخاری: ۴۳۵٧].

۱۶۸۱- حدیث جریرس در مورد ذو الخَلَصه، و این گفته پیامبر خدا ج که فرمودند: «مرا از ذو الخَلَصَه راحت نمی‌سازد» قبلاً گذشت، و در این روایت، جریرس می‌گوید: ذوالخَلَصه خانه بود در یمن که مردم خَثعم و بَجِیلَه بتهائی را در آن قرار داده بودند و عبادت می‌کردند.

راوی می‌گوید: هنگامی که جریرس به یمن رسید، شخصی در آنجا وجود داشت که با (ازلام) فال می‌دید، کسی برای او گفت که فرستاده پیامبر خدا ج در همین‌جا است، اگر به دستش بیفتی گردنت را می‌زند.

گفت: و در حالی که او با آن (ازلام) فال می‌دید، جریرس بر بالای سرش ایستاد و گفت: یا این‌ها را می‌شکنی و شهادت می‌دهی که: (لا إلَه إلا الله) و یا آنکه گردنت را می‌زنم، او آن (ازلام) را شکست و مسلمان شد [۱٩۴].

[۱٩۴] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) فال بینی حرام است، و امام مسلمین باید مانع این کار شود، و کسانی که به این کار اشتغال می‌ورزند، (ولی امر) طوری که لازم می‌داند، باید آن‌ها را تعزیر و تادیب نماید. ۲) اینکه فالبین‌ها ادعای غیبگوئی را می‌کنند، دروغ می‌گویند، زیرا این شخص اگر غیب را می‌دانست، باید خبر می‌شد که فرستاده رسول خدا ج در یمن است، و خود را از وی پنهان می‌کرد، و حد اقل همان روز از خانه‌اش بیرون نمی‌شد، و یا اقلاً لحظه پیشتر از آنکه بر بالای سرش برسد، از وجودش در حول و حوش خود اطلاع حاصل می‌کرد، و چون هیچ یک از این چیزها را درک نکرد، و برای خود کاری کرده نتوانست، پس از اینکه برای دیگران کاری کرده بتواند، کاملاً مستحیل به نظر می‌رسد.