۲۶- باب: بَعْثُ النَّبِيِّ ج أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ إِلى الحُرَقَاتِ
باب [۲۶]: فرستادن پیامبر خدا ج اسامه بن زید را به سوی حُرَقَات

۱۶۵۸- عَنْ أُسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ ب، يَقُولُ: بَعَثَنَا رَسُولُ اللَّهِ ج إِلَى الحُرَقَةِ، فَصَبَّحْنَا القَوْمَ فَهَزَمْنَاهُمْ، وَلَحِقْتُ أَنَا وَرَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ رَجُلًا مِنْهُمْ، فَلَمَّا غَشِينَاهُ، قَالَ: لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَكَفَّ الأَنْصَارِيُّ فَطَعَنْتُهُ بِرُمْحِي حَتَّى قَتَلْتُهُ، فَلَمَّا قَدِمْنَا بَلَغَ النَّبِيَّ ج، فَقَالَ: «يَا أُسَامَةُ، أَقَتَلْتَهُ بَعْدَ مَا قَالَ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» قُلْتُ: كَانَ مُتَعَوِّذًا، فَمَا زَالَ يُكَرِّرُهَا، حَتَّى تَمَنَّيْتُ أَنِّي لَمْ أَكُنْ أَسْلَمْتُ قَبْلَ ذَلِكَ اليَوْمِ [رواه البخاری: ۴۲۶٩].

۱۶۵۸- از اسامه بن زیدب روایت است که گفت: پیامبر خدا ج ما را به طرف (حُرقَه) فرستادند، هنگام صبح بر آن‌ها حمله نمودیم و آن‌ها را شکست دادیم، من و شخص دیگری از انصار، یکی از افراد دشمن را [که نامش مرداس بن عمرو بود] تعقیب نمودیم، و هنگام که او را مغلوب ساختیم گفت: (لا إله إلا الله)، انصاری از وی دست برداشت، و من با نیزه‌ام او را کشتم.

هنگامی که به مدینه آمدیم، خبر برای پیامبر خدا ج رسید، فرمودند: «ای اسامه! آیا بعد از اینکه آن شخص (لا إله إلا الله) گفت، او را کشتی»؟

گفتم: او برای نجاتش این چیز را گفت.

ایشان این سخن را چند بار تکرار کردند تا جایی که آرزو نمودم ای‌کاش پیش از امروز مسلمان نشده بودم [۱٧۱].

۱۶۵٩- عَنْ سَلَمَةَ بْنَ الأَكْوَعِ س، قَالَ: «غَزَوْتُ مَعَ النَّبِيِّ ج سَبْعَ غَزَوَاتٍ، وَخَرَجْتُ فِيمَا يَبْعَثُ مِنَ البُعُوثِ تِسْعَ غَزَوَاتٍ مَرَّةً عَلَيْنَا أَبُو بَكْرٍ، وَمَرَّةً عَلَيْنَا أُسَامَةُ ب» [رواه البخاری: ۴۲٧٠].

۱۶۵٩- از سلمه بن اکوعس روایت است که گفت: با پیامبر خدا ج در هفت غزوه اشتراک نمودم، و در گروه‌های که می‌فرستادند در نُه گروه سهم گرفتم، امیر ما گاهی ابوبکر صدیقس و گاهی اسامهس می‌بود [۱٧۲].

[۱٧۱] این آرزو به معنی حقیقی‌اش نیست، بلکه مراد از آن مبالغه در متاثر گشتن از موقف پیامبر خدا ج نسبت به کشته شدن آن شخص است، گویا اسامهس می‌گوید: ای کاش در حالت اسلام مرتکب چنین گناه زشتی نمی‌گردیدم. [۱٧۲] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) این هفت غزوۀ که سلمه بن اکوع در آن اشتراک کرده بود، عبارت اند از: غزوۀ حدیبیه، غزوۀ خیبر، غزوۀ حنین، غزوۀ قرد، غزوۀ فتح، غزوۀ طائف، و غزوۀ تبوک که آخرین غزوات پیامبر خدا ج می‌باشد. ۲) گروه‌های را که پیامبر خدا ج به جهاد می‌فرستادند به نام (سریه) یاد می‌شود، و جمع آن (سرایا) است، و سرایائی را که سلمه بن الاکوع در آن‌ها اشتراک نموده بود، عبارت‌اند از: سریه ابوبکر صدیقس بسوی بنی فزاره، سریۀ ابوبکر صدیقس بسوی بنی کلاب، رفتن ابوبکر صدیق به حج، سریۀ اسامه بسوی حرقات، سریۀ اسامه بسوی أبنی، که مجموعاً پنج سریه می‌شود، و از سرایای دیگری که سلمه بن الاکوع در آن‌ها اشتراک نموده است، کتب سیر و تاریخ چیزی ذکر نکرده‌اند.