صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۲۲- باب: غَزَوَةِ ذَاتِ قَرَدٍ
باب [۲۲]: غ...

۲۲- باب: غَزَوَةِ ذَاتِ قَرَدٍ
باب [۲۲]: غزوۀ ذات قَرد [۱۵۵]

۱۶۴۳- عَنْ سَلَمَةَ بْنَ الأَكْوَعِ س، قالَ: خَرَجْتُ قَبْلَ أَنْ يُؤَذَّنَ بِالأُولَى، وَكَانَتْ لِقَاحُ رَسُولِ اللَّهِ ج تَرْعَى بِذِي قَرَدَ، قَالَ: فَلَقِيَنِي غُلاَمٌ لِعَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ، فَقَالَ: أُخِذَتْ لِقَاحُ رَسُولِ اللَّهِ ج، وَذَكَرَ الحَديث بِطولِهِ، وقَدْ تَقَدَّم، وَقَالَ هُنا في آخِرِهِ. قَالَ: ثُمَّ رَجَعْنَا وَيُرْدِفُنِي رَسُولُ اللَّهِ ج عَلَى نَاقَتِهِ حَتَّى دَخَلْنَا المَدِينَةَ [رواه البخاری: ۴۱٩۴ وانظر حديث رقم: ۳٠۴۱].

۱۶۴۳- از سلمه بن اکوعس روایت است که گفت: پیش از اذان فجر بیرون شدم و شتران شیرآور پیامبر خدا ج در منطقه (ذی قَرد) می‌چریدند، غلام عبدالرحمن بن عوف با من ملاقی شد و گفت: شتران شیرآور پیامبر خدا ج را بردند، ...[و تمام حدیث قبلاً ذکر گردید، و در آخر این روایت آمده است که].

گفت: بعد از آن برگشتیم، و پیامبر خدا ج مرا پشت سر خود بر بالای ناقۀ خویش سوار کردند، تا به مدینه داخل شدیم، [این حدیث به شمار (۱۳٠٠) در کتاب جهاد قبلاً گذشت].

[۱۵۵] (ذی قرد) نام آبی است در سرزمین قطفان، بین مدینه و خیبر، و از مدینه دو شب راه فاصله دارد، و این غزوه در ربیع الاول سال ششم هجری واقع گردید.