۱٧- باب: مَرْجِعِ النَّبِيِّ ج مِنَ الأَحزَابِ وَمَخْرَجَهِ إِلى بَنِي قُرَيْظَةَ
باب [۱٧]: بازگشتن پیامبر خدا ج از احزاب و رفتن به سوی بنی قُریظه

۱۶۲٩- عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيَّ س، قَالَ: نَزَلَ أَهْلُ قُرَيْظَةَ عَلَى حُكْمِ سَعْدِ بْنِ مُعَاذٍ، فَأَرْسَلَ النَّبِيُّ ج إِلَى سَعْدٍ فَأَتَى عَلَى حِمَارٍ، فَلَمَّا دَنَا مِنَ المَسْجِدِ قَالَ لِلْأَنْصَارِ: قُومُوا إِلَى سَيِّدِكُمْ، أَوْ خَيْرِكُمْ. فَقَالَ: هَؤُلاَءِ نَزَلُوا عَلَى حُكْمِكَ. فَقَالَ: تَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهُمْ، وَتَسْبِي ذَرَارِيَّهُمْ، قَالَ: قَضَيْتَ بِحُكْمِ اللَّهِ وَرُبَّمَا قَالَ: بِحُكْمِ المَلِكِ» [رواه البخاری: ۴۱۲۱].

۱۶۲٩- از ابوسعید خدریس روایت است که گفت: مردم بنی قریظه به حکم سعد بن معاذس موافقت نمودند، پیامبر خدا ج طلبیدند، و او در حالی که بر بالای خری سوار بود آمد، چون به مسجد نزدیک شد، پیامبر خدا ج برای مردم انصار فرمودند: «بروید به سوی سر دار خود- و یا به سوی بهترین خود- و برای سعد بن معاذس گفتند: «این‌ها به حکم تو موافقت کرده‌اند».

سعد گفت: مردان آن‌ها را بکشید، و زنان و فرزندان آن‌ها را به اسارت بگیرید، [پیامبر خدا ج] فرمودند: «موافق حکم خدا قضاوت نمودی».- و یا شاید فرمودند: موافق حکم ملٍک که خداوند است، و یا حکم ملَک که جبرئیل÷ باشد، قضاوت نمودی [۱۴۱].

[۱۴۱] از احکام ومسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) بعضی‌ها از این گفتۀ پیامبر خدا ج که فرمودند: «قوموا إلى سيدكم» این طور فهمیده‌اند که برخاستن جهت اظهار احترام برای بزرگان واجب و یا سنت است، زیرا پیامبر خدا ج به این کار امر نمودند، و امر برای وجوب است، ولی این فهم مقرون به صواب نیست، زیرا: اول آنکه : پیامبر خدا ج فرمودند: «قوموا إلى سيدكم» یعنی: بر خیزید و به طرف سردار خود بروید، و این سخن را از آن جهت گفتند که سعدس مریض بود و احتیاج به کمک داشت، و اگر مقصود پیامبر خدا ج برخاستن جهت احترام کردن برای سعدس می‌بود می‌گفتند: «قوموا لسيدكم» یعنی: برای سر دار خود بپا خیزید، و البته بین این دو عبارت فرق فراوان است. دوم آنکه : در روایات صحیحی آمده است، که پیامبر خدا ج از برخاستن برای کسی منع می‌کردند، و از این کار بدشان می‌آمد، و چیزی که نبی کریم ج از آن منع کرده باشند و بدشان بیاید، نه تنها آنکه انجام دادن آن واجب و یا سنت نیست، بلکه مکروه و نا روا نیز هست. سوم آنکه: اگر برخاستن برای کسی جایز می‌بود، یقینا صحابهش که پیامبر خدا ج را از خود و از همۀ عالم بیشتر دوست داشتند، و برای‌شان احترام خارج از وصفی داشتند، برای‌شان برمی‌خاستند، ولی ثابت نشده است که آن‌ها چنین کاری کرده باشند، پس برخاستن برای کسی جهت اظهار احترام برای وی مشروع نیست، و چیزی که مشروع است، برخاستن صاحب خانه برای استقبال از مهمان و یا وداع مهمان، و یا برخاستن برای کسی است که احترام کردن وی بر انسان واجب باشد، مانند: پدر، مادر، استاد و امثال این‌ها.