صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۴٧- باب: إِتْيَانِ اليَهُودِ النَّبِيِّ

۴٧- باب: إِتْيَانِ اليَهُودِ النَّبِيِّ ج حِينَ قَدِمَ المَدِينَةَ
باب [۴٧]: آمدن یهود نزد پیامبر خدا ج هنگام آمدن‌شان به مدینه

۱۵٩۸- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، س عَنِ النَّبِيِّ ج، قَالَ: لَوْ آمَنَ بِي عَشَرَةٌ مِنَ اليَهُودِ، لآمَنَ بِي اليَهُودُ» [رواه البخاری: ۳٩۴۱].

۱۵٩۸- از ابوهریرهس از پیامبر خدا ج روایت است که فرمودند: «اگر ده نفر از [رؤسای] یهود به من ایمان می‌آوردند، همۀ یهود به من ایمان می‌آوردند» [۱٠۳].

[۱٠۳] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: شاید کسی بگوید که از یهود مردم بسیاری که بیش از ده‌ها نفر بودند، ایمان آوردند، ولی با این‌هم عدۀ بسیاری دیگری بودند که ایمان نیاوردند، پس وجه ملازمت بین ایمان آوردن ده نفر، و ایمان آوردن همۀ یهود چیست؟ درجواب گفته‌اند که مراد از این ده‌نفر: رؤساء و بزرگان یهود است، و از این رؤساء جز عدۀ بسیار اندکی که از آن‌جمله عبدالله بن سلام باشد، ایمان نیاوردند، و مشهورترین رؤساء و اشراف یهود در وقت قدوم پیامبر خدا ج به مدینۀ منوره این‌ها بودند: از قبیلۀ بنی نضیر: ابو یاسر بن اخطب، برادرش حیی بن اخطب، کعب بن أشرف، رافع بن ابی حقیق، و از قبیلۀ بنی قینقاع: عبدالله بن حنیف، فنحاص، ورفاعه بن یزید، و از قبیلۀ بنی قریظه: زبیر بن باطیا، کعب بن اسد، و شمویل بن یزد، و هیچکدام از این‌ها مسلمان نشدند، و اگر ده نفر از این‌ها مسلمان می‌شدند، دیگران به متابعت از آن‌ها مسلمانان می‌شدند.