۴۵- باب: مَقْدَمِ النَّبِيِّ ج وَأَصْحَابِهِ المَدِينَةَ
باب [۴۵]: قدوم پیامبر خدا ج و صحابه‌های‌شان به مدینه

۱۵٩۶- عَنْ البَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ س، قَالَ: أَوَّلُ مَنْ قَدِمَ عَلَيْنَا مُصْعَبُ بْنُ عُمَيْرٍ، وَابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ وَكَانَا يُقْرِئَانِ النَّاسَ، فَقَدِمَ بِلاَلٌ وَسَعْدٌ وَعَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ، ثُمَّ قَدِمَ عُمَرُ بْنُ الخَطَّابِ فِي عِشْرِينَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ج، ثُمَّ «قَدِمَ النَّبِيُّ ج، فَمَا رَأَيْتُ أَهْلَ المَدِينَةِ فَرِحُوا بِشَيْءٍ فَرَحَهُمْ بِرَسُولِ اللَّهِ ج، حَتَّى جَعَلَ الإِمَاءُ يَقُلْنَ: قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ ج، فَمَا قَدِمَ حَتَّى قَرَأْتُ: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى فِي سُوَرٍ مِنَ المُفَصَّلِ» [رواه البخاری: ۳٩۲۵].

۱۵٩۶- از براءس روایت است که گفت: اولین کسانی که از مهاجرین به مدینه آمدند: مُصْعَب بن عُمَیْر و ابن أم مكتوم بودند، این دو نفر برای مردم قراءت یاد می‌دادند، بعد از این دو نفر: بلال و سعد و عمار بن یاسر، و بعد از آن‌ها عمر بن خطاب با بیست نفر دیگر از صحابه‌های پیامبر خدا ج آمدند [۱٠٠].

و بعد از این‌ها پیامبر خدا ج تشریف آوردند، و هیچ وقت ندیدم که مردم مدینه به چیزی به اندازۀ آمدن پیامبر خدا ج خوشحال شده باشند، تا جایی که کنیزان هم از آمدن ایشان خوشحال گردیده و می‌گفتند: اینک پیامبر خدا ج تشریف آوردند، و هنگامی به مدینه آمدند که سورۀ ﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى را با چند سورۀ دیگر از سوره‌های مفصل، حفظ کرده بودم.

[۱٠٠] ابن اسحاق از جملۀ این بیست نفر از این‌ها نام برده است: زید بن خطاب، عمرو بن عبدالله بن سراقه، خنیس بن حذافۀ سهمی، سعید بن زید بن عمرو بن نفیل، و اقد بن عبدالله سهمی، خولی بن ابی خولی، مالک بن ابی خولی، و چهار پسر بکیر که عبارت بودند از ایاس، و عاقل، و عامر، و خالد، و عیاش بن ابی ربیعه، که این سیزده نفر به خانۀ رفاعه بن عبدالدار بن زهیر در قبیلۀ بن عمرو بن عوف در قبا منزل گزیده بودند، در فتح الباری آمده است که شاید با قیماندۀ این بیست نفر از اتباع این‌ها بوده باشند، و ابن حامد در کتاب مغازی خود، از جملۀ این بیست نفر از زبیر نیز نامبرده است.