صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۳٩- باب: هِجْرَةِ الحَبَشَةِ
باب [۳٩]: هجر...

۳٩- باب: هِجْرَةِ الحَبَشَةِ
باب [۳٩]: هجرت به حبشه

۱۵۸۵- عَنْ أُمِّ خَالِدٍ بِنْتِ خَالِدٍ ل قَالَتْ: قَدِمْتُ مِنْ أَرْضِ الحَبَشَةِ وَأَنَا جُوَيْرِيَةٌ فَكَسَانِي رَسُولُ اللَّهِ ج خَمِيصَةً لَهَا أَعْلاَمٌ، فَجَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ج يَمْسَحُ الأَعْلاَمَ بِيَدِهِ وَيَقُولُ: سَنَاهْ سَنَاهْ قَالَ الحُمَيْدِيُّ: يَعْنِي حَسَنٌ، حَسَنٌ» [رواه البخاری: ۳۸٧۴].

۱۵۸۵- از ام خالد بنت خالدب روایت است که گفت: از سرزمین حبشه آمدم و من در این وقت دخترک خورد سالی بودم، پیامبر خدا ج بر من بردیمانی گلداری پوشاندند، و بر آن دست می‌کشیدند و می‌گفتند:

«سنَاه، سنَاه» یعنی: زیبا است، زیبا [٧۲].

[٧۲] این حدیث پیشتر در کتاب جهاد گذشت، برای تفصیل بیشتر آن، به حدیث (۱۳۱۱) مراجعه نمائید.