صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۳۸- باب: ذِكْرِ الْجِنِّ
باب [۳۸]: دربارۀ ...

۳۸- باب: ذِكْرِ الْجِنِّ
باب [۳۸]: دربارۀ جن

۱۵۸۲- عَنْ عَبْدِ أللَّهِ بْنُ مَسْعُودِ س وقد سئل: مَنْ آذَنَ النَّبِيَّ ج بِالْجِنِّ لَيْلَةَ اسْتَمَعُوا القُرْآنَ؟ فَقَالَ: حَدَّثَنِي أَبُوكَ يَعْنِي عَبْدَ اللَّهِ أَنَّهُ آذَنَتْ بِهِمْ شَجَرَةٌ» [رواه البخاری: ۳۸۵٩].

۱۵۸۲- از عبدالله بن مسعودس روایت است که از وی پرسیده شد که چه کسی از آمدن جنیان در شبی که برای شنیدن قرآن آمده بودند، برای پیامبر خدا خبر داد؟ گفت: درختی از آمدن جنیان خبر داد [۶٩].

۱۵۸۳- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّهُ كَانَ يَحْمِلُ مَعَ النَّبِيِّ ج إِدَاوَةً لِوَضُوئِهِ وَحَاجَتِهِ، قَدْ تَقَدَّم» [رواه البخاری: ۳۸۶٠ وانظر حدیث رقم: ۱۵۵].

۱۵۸۳- از ابوهریرهس روایت است که وی ظرف آبی را جهت وضوء و دیگر حاجت پیامبر خدا ج با خود برمی‌داشت [و بقیۀ حدیث قبلا گذشت] [٧٠].

۱۵۸۴- «وزادَ في هَذِهِ الرَّوايَهَ قَوْلَهُ وَإِنَّهُ أَتَانِي وَفْدُ جِنِّ نَصِيبِينَ، وَنِعْمَ الجِنُّ، فَسَأَلُونِي الزَّادَ، فَدَعَوْتُ اللَّهَ لَهُمْ أَنْ لاَ يَمُرُّوا بِعَظْمٍ، وَلاَ بِرَوْثَةٍ إِلَّا وَجَدُوا عَلَيْهَا طَعَامًا» [رواه البخاری: ۳۸۶٠].

۱۵۸۴- و در این روایت این چیز هم آمده است که [پیامبر خدا ج فرموند]: «....نمایندگان جنیانی که از (نصیبین) بودند، نزدم آمدند،) [نصیبین: منطقه‌ای است بین شام و عراق]، و براستی جنیان خوبی بودند، و از من برای خود طلب توشه نمودند، و از خداوند خواستم که به هیچ استخوان و یا سرگینی نگذرند مگر آنکه از آن چیز، برای خود خوراکۀ بیابند [٧۱].

[۶٩] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: از ابن اسحاق روایت است که گفت: چون پیامبر خدا ج از ایمان آوردن ثقیف نا امید شدند، از طائف به طرف مکه برگشتند، تا اینکه به درختی رسیدند، نیم شب به نماز خواندن برخواستند، در این وقت هفت نفر از جنیان منطقۀ (نصیبین) گذرشان به آنجا افتاد، به قرآن خواندند پیامبر خدا ج گوش دادند، چون پیامبر خدا ج از نماز فارغ شدند، آن جنیان به نزد قوم خود برگشته و از ایمان آوردن خود برای آن‌ها خبر دادند، و خداوند متعال از این واقعه در قرآن کریم خبر داده و می‌گوید: ﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ ٢٩ [الأحقاف: ۲٩]، یعنی: در آن زمان که تنی چند از جنیان را نزد تو روانه کردیم که قرآن بشنوند، چون نزد او رسیدند گفت: (خاموش باشید)، و چون [قرآن خواندن پیامبر خدا ج] به پایان رسید، همچون هشدار دهندگانی نزد قوم خود بازگشتند. [٧٠] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: بقیۀ حدیث این است که ابوهریرهس می‌گوید: روزی در عقب پیامبر خدا ج می‌رفتم، پرسیدند: کیست؟ گفتم: ابوهریره، فرمودند: برایم چند دانه سنگ پیدا کن که با آن‌ها استنجا بزنم، ولی استخوان و سرگین را نیاوری، ابو هریرهس می‌گوید: چند عدد سنگ را در دامن خود آوردم و به پهلوی‌شان گذاشتم و خودم برگشتم، چون از قضای حاجت فارغ شدند، با ایشان براه افتادم و پرسیدم: چه سبب بود که گفتید استخوان و سرگین نیاوری؟ فرمودند: این دو چیز طعام جنیان است، گروهی از جن (نصیبین) نزدم آمدند، و جنیان خوبی بودند، از من برای خود توشۀ خواستند، و من از خداوند خواستم که بر هیچ استخوان و سرگینی نگذرند مگر آنکه در آنچیز، برای خود خوراکۀ بیابند، و جزئی از این حدیث در روایت آتی، و یک قسمت آن با تفصیل بیشتری، به شمارۀ (۱۲۴) قبلا گذشت [٧۱] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: در اینکه جنیان چه می‌خورند و چه نمی‌خوردند، سه نظر وجود دارد. نظر اول آن است که جنیان نه چیزی می‌خورند و نه چیزی می‌آشامند، این نظر کاملا مردود است، زیرا به احادیث صحیحی از آن جمله در همین حدیث به طور صریح آمده است، که چیزی می‌خورند. نظر دوم آن است که بعضی از اصناف جنیان هم می‌خورند، و هم می‌آشامند، و بعضی از اصناف آن‌ها می‌خورند، ولی نمی‌آشامند. و نظر سوم آن است که تمام جنیان هم می‌خورند و هم می‌آشامند، ولی در اینکه چگونه می‌خورند و می‌آشامند، اختلاف نظر دارند، بعضی می‌گویند که خورد و نوش آن‌ها به بوئیدن است، و بعضی می‌گویند که به جویدن و بلعیدن است، و امام عینی همین نظر اخیر را ترجیح می‌دهد. ولی نظرم این است که اگر ثابت شود که در این مورد حدیث صحیح وصریحی آمده است، باید یقین داشته باشیم که کیفیت خورد و نوش جنیان به همان گونه ای است که در آن حدیث نبوی شریف آمده است، و اگر چنین حدیثی نیامده باشد. چون این مسأله از غیبیات است، باید گفت که نظر به احادیث بسیاری که در مورد اصل خورد و نوش جنیان آمده است، می‌گوئیم که آن‌ها می‌خورند، و می‌آشامند، و چون در مورد کیفیت خورد و نوش آن‌ها حدیثی نیامده است، می‌گوئیم که خورد و نوش مورچه با خورد و نوش انسان و بسیاری از جانداران دیگر فرق دارد، خورد و نوش جنیان نیز با دیگر جانداران فرق دارد، و متناسب به جسم و هیکل خود آن‌ها است، والله تعالی اعلم.