صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد پنجم ۳۵- باب: أَيَّامِ الجَاهِلِيَّةِ
باب [۳۵]:...

۳۵- باب: أَيَّامِ الجَاهِلِيَّةِ
باب [۳۵]: زمان جاهلیت

۱۵٧۸- عَنِ ابْنِ عُمَرَ ب، عَنِ النَّبِيِّ ج، قَالَ: أَلاَ مَنْ كَانَ حَالِفًا فَلاَ يَحْلِفْ إِلَّا بِاللَّهِ، فَكَانَتْ قُرَيْشٌ تَحْلِفُ بِآبَائِهَا، فَقَالَ: لاَ تَحْلِفُوا بِآبَائِكُم» [رواه البخاری: ۳۸۳۶].

۱۵٧۸- از ابن عمرب از پیامبر خدا ج روایت است که فرمودند: «بدانید که اگر کسی سوگند می‌خورد، به غیر از خدا به چیز دیگری سوگند نخورد».

وعادت قریش این بود که به پدران خود سوگند می‌خوردند، و پیامبر خدا ج فرمودند که «به پدران خود سوگند نخورید» [۶۵].

۱۵٧٩- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ ج: «أَصْدَقُ كَلِمَةٍ قَالَهَا الشَّاعِرُ، كَلِمَةُ لَبِيدٍ: أَلاَ كُلُّ شَيْءٍ مَا خَلاَ اللَّهَ بَاطِلٌ وَكَادَ أُمَيَّةُ بْنُ أَبِي الصَّلْتِ أَنْ يُسْلِمَ» [رواه البخاری: ۳۸۴۱].

۱۵٧٩- از ابوهریرهس روایت است که گفت: پیامبر خدا ج فرمودند: «راست‌ترین سختی را که شاعر گفته است این گفتۀ (لَبید) است که هرچه که غیر از خدا است باطل است، و چیزی نمانده بود که أمیه بن ابی صَلت مسلمان شود» [۶۶].

[۶۵] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) سبب آنکه پیامبر خدا ج از سوگند خوردن به هر چیزی جز خدا منع کردند، این است که سوگند خوردن به چیزی،مشعر بر تعظیم نمودن برای آن چیز است، و حقیقت تعظیم جز برای خداوند متعال نیست، از ابن عباسب روایت است که گفت اگر صد بار به خد سوگند بخورم و حانث شوم، بهتر از آن می‌دانم که یکبار به غیر خدا سوگند بخورم و لو آنکه به آن وفا نمایم [وحانث نشوم] ۲) سوگند خوردن به پدران و به هرچیزی دیگری ما سوی الله جائزنیست. ۳) اگر کسی بگوید که این حدیث مخالف حدیث دیگری است که پیامبر خدا ج در یکی از سخنان خود گفتند: به سر پدرم که اگر راست بگوید رستگاراست، و این عبارت معنی سوگند را می‌دهد، جوابش آن است که چیزی را که پیامبر خدا ج منع کرده بودند، سوگند خوردن به پدران بود، و آنچه را که پیامبر خدا ج گفته بودند، چیزی بود که روی عادت و جریان لسان گفته شده بود نه جهت سوگند خوردن. [۶۶] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) لبید از شعرای جاهلی است، بسیار فصیح، سخنرانی وشاعر زبردستی بود، زمان جاهلیت و اسلام را دریافت، نزد پیامبر خدا ج آمد و مسلمان شد، و بعد از اینکه مسلمان شد شعر نسرود، و در زمان خلافت عثمانس به سن یکصدوپنجاه وهفت سالگی در کوفه وفات یافت. ۲) امیه بن صلت شاعر دیگری از شعرای زمان جاهلیت است، در شعرش ذکر توحید بسیار دیده می‌شود، زمان اسلام را دریافت، ولی به ولی به اسلام مشرف نگردید.