۵- مَناَقِبُ قَرَابَةِ رَسُولِ الله ج
باب [۵]: مناقب اقارب پیامبر خدا ج [۱۵]

۱۵۳۴- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ، قَالَ: كُنْتُ يَوْمَ الأَحْزَابِ جُعِلْتُ أَنَا وَعُمَرُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ فِي النِّسَاءِ، فَنَظَرْتُ فَإِذَا أَنَا بِالزُّبَيْرِ، عَلَى فَرَسِهِ، يَخْتَلِفُ إِلَى بَنِي قُرَيْظَةَ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاَثًا، فَلَمَّا رَجَعْتُ قُلْتُ: يَا أَبَتِ رَأَيْتُكَ تَخْتَلِفُ؟ قَالَ: أَوَهَلْ رَأَيْتَنِي يَا بُنَيَّ؟ قُلْتُ: نَعَمْ، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ج، قَالَ: مَنْ يَأْتِ بَنِي قُرَيْظَةَ فَيَأْتِينِي بِخَبَرِهِمْ . فَانْطَلَقْتُ، فَلَمَّا رَجَعْتُ جَمَعَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ج أَبَوَيْهِ فَقَالَ: «فِدَاكَ أَبِي وَأُمِّي» [رواه البخاری: ۳٧۲٠].

۱۵۳۴- از عبدالله بن زُبیرس [۱۶] روایت است که گفت: در جنگ احزاب من و عمر بن ابی سلمه در بین زن‌ها قرار داده شدیم [۱٧]، نگاه کرده دیدم که (زُبیر)س در حالی که بر اسپش سوار بود، به طرف بنی قُریظه دو سه بار رفت و آمد نمود.

چون برگشتم، گفتم: پدرم! دیدم که به طرف بنی قریظه رفت و آمد دارید گفت: فرزندم! مگر مرا دیدی؟

گفتم: بلی

گفت: چون پیامبر خدا ج فرموده بودند: «کیست که خبر بنی قُریظه را برایم بیاورد»؟ من رفتم و این کار را کردم، و چون برگشتم پیامبر خدا ج پدر و مادرشان را در مورد من با هم ذکر نموده و فرمودند: «پدر و مادر فدای تو باد» [۱۸].

[۱۵] اقارب پیامبر خدا ج کسانی هستند که به نزدیکترین جدشان که عبدالمطلب باشد، نسبت داده می‌شوند، و یا پیامبر خدا ج صحبت کرده باشند، و یا ایشان را دیده باشند، چه مرد باشند و چه زن، و این‌ها عبارت‌اند از: علی و اولاد وی که عبارت‌اند از: حسن، و حسین، و محسن، و ام کلثوم از فاطمهش جعفر و اولاد وی که عبارت‌اند از: عبدالله، عون، محمد، احمد. عقیل بن ابی طالب و فرزندش مسلم. حمزه بن عبدالمطلب و اولادش که عبارت‌اند از: یعلی، عماره، و امامه. عباس و اولادش که عبارت‌اند از: فضل، عبدالله، قثم، عبیدالله، حارث، معبد، عبدالرحمن، کثیر، عون، تمام، ام حبیبه، آمنه، و صفیه. معتب ابن ابی لهب. عباس بن عتبه بن ابی لهب. عبدالله بن زبیر بن عبدامطلب، و خواهرش ضباعه. ابو سفیان بن حارث، و فرزندش جعفر. نوفل بن حارث بن عبدالمطلب، و دو فرزندش مغیره و حارث. و دختران عبدالمطلب که عبارت‌اند از: امیمه، اروی، عاتکه، و صفیه. [۱۶] وی عبدالله بن زبیر بن عوام قرشی است، مادرش اسماء بنت ابوبکر صدیقس است، در سال اول هجرت متولد گردید، و وی اولین مولودی است که در مدینه منوره از مسلمانان مهاجر متولد شده است، وی یکی از عبادله و یکی از دلاوران صحابه است، در سال شصت و چهار به خلافت رسید، و در جمادی الاولی سال هفتاد‌و‌سه در جنگ با حجاج به شهادت رسید، (الاصابه: (۲/۳٠٩-۳۱۱). [۱٧] گویند: مراد از زن‌ها در اینجا امهات المؤمنین می‌باشند، در این وقت عبدالله بن زبیر سه ساله و چند ماهه بود، و از این دانسته می‌شود که طفل به هر سن و سالی که حدیث را شنیده باشد، تحمل آن برایش روا است، و عمر بن أبی سلمه فرزند أم سلمه است که در آغوش نبی کریم ج پرورش یافته بود. [۱۸] و این فضیلت بس بزرگی برای زبیرس است، و وی زبیر بن عوام بن خویلد اسدی است، مادرش صفیه بنت عبدالمطلب عمۀ پیامبر خدا ج است، زبیرس به سن پانزده سالگی مسلمان شد، در جنگ برموک و فتح مصر اشتراک داشت، در جنگ جمل در صف عائشهل بود، در وقت بازگشت از جنگ جمل در سال سی وشش هجری در (وادی السباع) وفات یافت.