۳۲- «باب»
باب [۳۲]

۱۴٧۸- عَنِ السَّائِبَ بْنَ يَزِيدَ س، قَالَ وهو ابْنَ أَرْبَعٍ وَتِسْعِينَ، جَلْدًا مُعْتَدِلًا: قَدْ عَلِمْتُ: مَا مُتِّعْتُ بِهِ سَمْعِي وَبَصَرِي إِلَّا بِدُعَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ج، إِنَّ خَالَتِي ذَهَبَتْ بِي إِلَيْهِ، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ ابْنَ أُخْتِي شَاكٍ، فَادْعُ اللَّهَ لَهُ، قَالَ: «فَدَعَا لِي» [رواه البخاری: ۳۵۴٠].

۱۴٧۸- از سائب بن یزیدس که نود و چهار ساله و شخص قوی و راست اندامی بود روایت است که گفت: من یقین دارم که سلامت شنوائی و بینائی‌ام جز به سبب دعای پیامبر خدا ج نیست، خاله‌ام مرا نزد ایشان برد و گفت: یا رسول الله! خواهر زاده‌ام مریض است برای او دعا کنید، و ایشان برای من دعا کردند.