۱۲- باب: قَوْلِ النَّبِىِّ ج لِلْحَسَنِ ابْنِ عَلِيِّ: إِنَّ ابْنِي هذَا سَيِّدٌ
باب [۱۲]: این قول پیامبر خدا ج که برای حسن بن علی گفتند: این فرزند من سردار است

۱۱۸٧- عَنْ أَبِي بَكْرَةَ س قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج عَلَى المِنْبَرِ وَالحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ إِلَى جَنْبِهِ، وَهُوَ يُقْبِلُ عَلَى النَّاسِ مَرَّةً، وَعَلَيْهِ أُخْرَى وَيَقُولُ: «إِنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدٌ وَلَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يُصْلِحَ بِهِ بَيْنَ فِئَتَيْنِ عَظِيمَتَيْنِ مِنَ المُسْلِمِينَ» [رواه البخاری: ۲٧٠۴] .

۱۱۸٧- از ابی بکرهس روایت است که گفت: پیامبر خدا ج را دیدم که بر بالای منبر [نشسته] بودند، و حسن بن علیب در پهلوی‌شان بود، در این وقت گاهی به طرف مردم، و گاهی به طرف حسنس رو آورده و می‌گفتند:

«این فرزند من سردار است، و شاید خداوند متعال به سبب وی بین دو گروه بزرگی از مسلمانان صلح برقرار سازد [٧۴].

[٧۴] ازاحکامو مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) آن چیزی را که پیامبر خدا ج توقع نموده بودند، به وقوع پیوست، زیرا خداوند به سبب حسنس بین دو گروه بزرگی از مسلمانان که گروه حسنس و گروه معاویهس باشد، صلح برقرار ساخت، و اصل قضیه از این قرار بود که: چون علیس به اثر ضربۀ ابن ملجم در روز جمعه هفدهم ماه رمضان سال چهل هجری مجروح گردید، و در شب یکشنبه ۱٩ رمضان به شهادت رسید، مردم برای حسنس بیعت نمودند، و برای آنکه از درگیری و خونریزی بین مسلمانان جلوگیری کرده باشد، در پنجم ماه ربیع الأول سال چهل و یک برای معاویهس از خلافت تنازل نمود، بنابراین مدت خلافت حسنس حدود پنج ماه و نیم بود، و آن چیزی را که پیامبر خدا ج پیش‌بینی نموده بودند، به وقوع پیوست، و این معجزۀ باهری از معجزا نبی کریم ج است.