صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد سوم ۵۸- باب: مَنْ أَشْعَرَ وَقَلَّدَ بِذِي الحُلَیْفَة...

۵۸- باب: مَنْ أَشْعَرَ وَقَلَّدَ بِذِي الحُلَیْفَةِ ثُمَّ أَحْرَمَ
باب [۵۸]: کسی که شتر (هدی) را در ذو الحلَیفه قلاده کرد، و بعد از آن احرام بست

۸۴٠- عَنِ المِسْوَرِ بْنِ مَخْرَمَةَ، وَمَرْوَانَ ب قَالاَ: «خَرَجَ النَّبِيُّ ج زَمَنَ الحُدَيْبِيَةِ مِنَ المَدِينَةِ فِي بِضْعَ عَشْرَةَ مِائَةً مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّى إِذَا كَانُوا بِذِي الحُلَيْفَةِ، قَلَّدَ النَّبِيُّ ج الهَدْيَ، وَأَشْعَرَ وَأَحْرَمَ بِالعُمْرَةِ» [رواه البخاری: ۱۶٩۴].

۸۴٩- از مسور بن مخرمه [۱۸٠] و مروانب [۱۸۱] روایت است که گفتند: در واقعۀ (حدیبیه) پیامبر خدا ج با چند ده صد نفر از صحابه‌های خود از مدینه خارج شدند، چون به (ذو الحلَیفه) رسیدند، پیامبر خدا ج شتر (هدی) را قلاده و اشعار کردند، و برای ادای عمره نیت نمودند [۱۸۲].

[۱۸٠] وی مسور بن مخرمه بن نوفل، خواهر زادۀ عبد الرحمن بن عوف قرشی است، دو سال بعد از هجرت تولد یافت، از طرفداران علیس بود، و در مکه سکنی گزید، بعد از اینکه حصین بن نمیر با لشکرش به جنگ بن زبیر آمد، و کعبه را به منجنیق بست، در این وقت مسور بن مخرمه در (حجر) نماز می‌خواند که سنگی از منجنیق به او اصابت کرد، و بالآخره سسب کشته شدن او شد، و در اول ربیع الأول سال شصت و چهار هجری به سن شصت و دو سالگی وفات یافت، اسدالغابه (۴/۳٩۵). [۱۸۱] وی مروان بن حکم بن ابی العاص قرشی اموی است، در سال دوم هجری تولد یافت، و چون پیامبر خدا ج پدرش را به طائف تبعید کرده بودند، و او در این وقت طفل بود وبا پدرش به طائف رفته بود، لذا مشرف به دیدن و صحبت پیامبر خدا ج نشده بود، گرچه واقدی می‌گوید که پیامبر خدا ج را دیده است، روزی علیس به طرف او نگاه کرد و گفت: وای برتو، و وای بر امت محمد از تو و از اولاد تو، وی در دمشق در سوم ماه رمضان سال شصت و پنج هجری به عمر پنجاه و سه سالگی وفات یافت اسد الغابه (۴/۳۴۸-۳۴٩)، عمدة القاری (٧/۳٠۴). [۱۸۲] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) قلاده کردن شتر (هدی) عبارت از آن است که: یک جفت از کفش‌های احرام به گردن آن آویخته شود، تا دانسته شود که این شتر برای (هدی) است. ۲) إشعار کردن عبارت از آن است که طرف چپ کوهان شتر (هدی) را اندکی زخمی نمایند تا خون از آن جاری گردد. ۳) تقلید و اشعار باید پیش از احرام بستن انجام پذیرد. ۴) بهتر است که تقلید و إشعار ذریعۀ خود حاجی صورت بگیرد. ۵) حاجی که (هدی) می‌فرستد، تا وقتی که (هدی) به منی ذبح نمی‌شود، نباید خود را حلال سازد.