صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد سوم ۴٠- باب: أَخْذِ صَدَقَةِ التَّمْرِ عِنْدَ صِرَامِ ...

۴٠- باب: أَخْذِ صَدَقَةِ التَّمْرِ عِنْدَ صِرَامِ النَّخْلِ وَهَل یُتْرَكُ الصَّبِيُّ فَیمَسُّ تَمرَ الصَّدَقَةِ
باب [۴٠]: زکات خرما در وقت چیدن آن است، و آیا برای طفل اجازه است که به خرمای زکات دست بزند؟

٧۵۶- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ج يُؤْتَى بِالتَّمْرِ عِنْدَ صِرَامِ النَّخْلِ، فَيَجِيءُ هَذَا بِتَمْرِهِ، وَهَذَا مِنْ تَمْرِهِ حَتَّى يَصِيرَ عِنْدَهُ كَوْمًا مِنْ تَمْرٍ، فَجَعَلَ الحَسَنُ وَالحُسَيْنُ ب يَلْعَبَانِ بِذَلِكَ التَّمْرِ، فَأَخَذَ أَحَدُهُمَا تَمْرَةً، فَجَعَلَهَا فِي فِيهِ، فَنَظَرَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ ج، فَأَخْرَجَهَا مِنْ فِيهِ، فَقَالَ: «أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ آلَ مُحَمَّدٍ ج لاَ يَأْكُلُونَ الصَّدَقَةَ» [رواه البخاری: ۱۴۸۵].

٧۵۶- از ابو هریرهس روایت است که گفت: هنگام چیدن خرما برای پیامبر خدا ج خرما می‌آوردند، مقدار خرمایی این شخص، و مقدار خرمایی آن شخص، تا آنکه در نزدشان خرمن خرمایی جمع می‌شد.

حسن و حسینب با آن خرماها بازی می‌کردند، یکی از آن‌ها خرمایی را گرفت و به دهانش گذاشت، پیامبد خدا ج به طرفش نظر کردند وخرما را از دهانش بیرون کرده و فرمودند:

«آیا خبر نداری که اولاد محمد ج [از مال] زکات نمی‌خورند» [٧٠]؟

[٧٠] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) صدقه خواه واجب باشد و خواه صدقۀ نفلی برای پیامبر خدا ج به اتفاق علماء حرام است، ولی نسبت به دادن صدقه برای اولاد پیامبر خدا ج بین علماء اختلاف است، به این شرح: أ) در شرح قدوری در مذهب حنفی آمده است که صدقۀ واجبه مانند: زکات عشر، نذر و کفاره برای(بنی هاشم) روا نیست، ولی صدقۀ نفلی برای آن‌ها جواز دارد. ب) درنزد امام شافعی/ در این مسئله دو قول است، جواز و عدم آن. ج) بعضی از علمای معاصر از آن جمله شیخ یوسف قرضاوی نظرش این است که چون در این عصر برای بنی هاشم خمس داده نمی‌شود، دادن زکات برای آن‌ها جواز داد، و ندادن زکات در این حالت برای آن‌ها عقوبت است نه مکرمت، زیرا اگر شخصی از بنی هاشم فقیر بوده و برایش زکات داده نشود، مجبور می‌شود که گدائی کند، و این برایش اهانت است نه عزت. و اگر به واقع امر نگاه کنیم همین نظر راجح‌تر به نظر می‌رسد، زیرا علمای سابق که دادن صدقه را برای او لاد پیامبر خدا ج حرام می‌دانستند سببش آن بود که در آن وقت برای سادات و بنی هاشم ازطرف بیت المال معاش کافی تعیین شده بود، ولی اکنون که چنین معاشی وجود ندارد، اگر اشخاصی فقیر از اولاد نبی کریم ج وجود داشته باشند، وکار مناسبی هم برای آن‌ها یافت نشود، و بگوئیم که نباید برای آن‌ها از مال صدقه چیزی داده شود، در این حالت مجبور‌اند که گدائی کند، و همان طور که واضح است گدائی سسبب ذلت و آبرو ریزی است، و این ظاهراً برای منتسبین به نبی کریم ج به هیچ وجه مناست نیست. ۲) (ولی امر) باید زکات اموال مردم را جمع آوری نماید. ۳) زکات میوه و امثال آن باید در وقت چیدن آن اداء گردد، و تاخیر آن بدون ضرورت مکروه است. ۴) جوز دارد که از مسجد و ملحقات آن در مصالح عمومی استفاده گردد. ۵) نباید برای اطفال اجازه داده شود که مرتکب محرمات گردند. ۶) اگر طفلی را از کاری منع می‌کنم، باید سبب منع کردن را برایش بگوئیم، تا قناعتش حاصل گردد.