صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد دوم ۱- باب: الصَّلاَةِ فِي كُسُوفِ الشَّمْسِ
ب...

۱- باب: الصَّلاَةِ فِي كُسُوفِ الشَّمْسِ
باب [۱]: نماز خواندن در وقت خورشید گرفتگی

۵۶۱- عَنْ أَبِي بَكْرَةَ س، قَالَ: كُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ ج فَانْكَسَفَتِ الشَّمْسُ، فَقَامَ النَّبِيُّ ج يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى دَخَلَ المَسْجِدَ، فَدَخَلْنَا، فَصَلَّى بِنَا رَكْعَتَيْنِ حَتَّى انْجَلَتِ الشَّمْسُ، فَقَالَ ج: «إِنَّ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ لاَ يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ، فَإِذَا رَأَيْتُمُوهُمَا، فَصَلُّوا، وَادْعُوا حَتَّى يُكْشَفَ مَا بِكُمْ». وَفِي رواية عَنْهُ قَالَ: «وَلَكِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُخَوِّفُ بِهَا عِبَادَهُ». و تكرر حديث الكسوف كثيرًا ففي رواية عَنِ المُغِيرَةِ بْنِ شُعْبَةَ، قَالَ: كَسَفَتِ الشَّمْسُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ج يَوْمَ مَاتَ إِبْرَاهِيمُ، فَقَالَ النَّاسُ: كَسَفَتِ الشَّمْسُ لِمَوْتِ إِبْرَاهِيمَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «إِنَّ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ لاَ يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَلاَ لِحَيَاتِهِ، فَإِذَا رَأَيْتُمْ فَصَلُّوا، وَادْعُوا اللَّهَ» [رواه البخاری: ۱٠۴٠، ۱٠۴۳، ۱٠۴۸].

۵۶۱- از ابی‌بکرهس روایت است که گفت: نزد پیامبر خدا ج بودیم که آفتاب گرفت، پیامبر خدا ج برخاستند و در حالی که ردای خود را با خود می‌کشیدند، به مسجد آمدند [۲٩۸]، ما هم به مسجد آمدیم، با ما دو رکعت نماز خواندند، [و نماز را آنقدر طولانی نمودند] که آفتاب گرفتگی بر طرف گردید، بعد از آن فرمودند:

«گرفتگی آفتاب و مهتاب به سبب مرگ کدام کسی نیست [۲٩٩]، چون گرفتگی آفتاب و مهتاب را مشاهده نمودید، تا هنگامی که به حال عادی برمی‌گردند، نماز بخوانید و دعا کنید».

و در روایت دیگری آمده است که فرمودند: «... ولی خداوند متعال به سبب گرفتگی آفتاب و مهتاب، بندگان خود را می‌ترساند» [۳٠٠].

حدیث گرفتگی آفتاب چندین بار تکرار گردیده است، و در یکی از روایات از مغیره بن شعبهس آمده است که گفت: در زمان پیامبر خدا ج در روزی که ابراهیم [فرزند پیامبر خدا ج] فوت نمود، آفتاب گرفت، مردم گفتند: سبب آفتاب گرفتگی موت ابراهیم [فرزند پیامبر خدا ج] است [۳٠۱]. پیامبر خدا ج فرمودند: «آفتاب گرفتگی و مهتاب گرفتگی به سبب مرگ و حیات کسی نیست، چون [این پیش آمد] را دیدید، نماز بخوانید و دعا کنید».

[۲٩۸] یعنی طوری سریع و شتابان به طرف مسجد رفتند که فرصت پوشیدن رداء را نیافتند، بلکه گوشه رداء راگرفتند، و با خود کشیده و داخل مسجد شدند، از این نگاه سنت آن است که هنگام ظهور آفتاب گرفتگی هرچه زودتر به اقامه نماز کسوف اقدام شود. [۲٩٩] این سخن را از این جهت گفتند که در این روز ابراهیم فرزند ایشان فوت نموده بود، و مردم می‌گفتند که مرگ ابراهیم سبب آفتاب گرفتگی شده است، و در روایات مغیرهس که در اخیر این حدیث مذکور است، به این چیز تصریح شده است. [۳٠٠] زیرا گرفتگی آفتاب و مهتاب نمونه از روز قیامت است، خداوند می‌فرماید: ﴿فَإِذَا بَرِقَ ٱلۡبَصَرُ ٧ وَخَسَفَ ٱلۡقَمَرُ٨ وَجُمِعَ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ ٩، و کسانی که به روز قیامت ایمان دارند، با دیدن علائم، آن – که آفتاب گرفتگی و مهتاب گرفتگی باشد – بخود می‌لرزند. [۳٠۱] ابراهیم فرزند نبی کریم ج از همسرشان ماریه قبطیه بود، و وفاتش در سال دهم هجری در مدینه منوره صورت گرفت، و اینکه در کدام ماه در این سال بوده است، رایات مختلفی آمده است، و آنچه که مورد نظر اهل سیر و تاریخ است این است که در ربیع الاول، و یا رمضان همین سال بوده است.