صفحه نخست حدیث و سنت فیض الباری شرح مختصر صحیح البخاری- جلد اول ۱٠- باب: مَنْ تَبَرَّزَ عَلَى لَبِنَتَيْنِ
...

۱٠- باب: مَنْ تَبَرَّزَ عَلَى لَبِنَتَيْنِ
باب [۱٠]: کسی که در بالای دو خشت قضای حاجت نمود

۱۱٩- عَنْ عَبْدِ اللهُ بْنِ عُمَرَ ب قَالَ: إِنَّ نَاسًا يَقُولُونَ إِذَا قَعَدْتَ عَلَى حَاجَتِكَ فَلاَ تَسْتَقْبِلِ القِبْلَةَ وَلاَ بَيْتَ المَقْدِسِ، لَقَدْ ارْتَقَيْتُ يَوْمًا عَلَى ظَهْرِ بَيْتٍ لَنَا، فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج «عَلَى لَبِنَتَيْنِ، مُسْتَقْبِلًا بَيْتَ المَقْدِسِ لِحَاجَتِهِ». [رواه البخاری: ۱۴۵].

۱۱٩- از عبدالله بن عمرب روایت است که گفت: مردمانی می‌گویند: وقتی که به قضای حاجت نشستی، روی خود را به طرف قبله و یا بیت المقدس مکن، من روزی روی بام خانه‌ام بالا شدم، و پیامبر خدا ج را دیدم که بر روی دو خشت، در حالی که روی‌شان به طرف بیت المقدس بود، قضای حاجت می‌کردند [۲۳٧].

[۲۳٧] از احکام و مسائل متعلق به این حدیث آنکه: ۱) طوری که در حدیث گذشته دیدیم پیامبر خدا ج از رو آوردن به طرف قبله [خواه بیت المقدس و خواه مکۀ مکرمه باشد]، در وقت قضای حاجت نهی فرمودند، و از این حدیث، اباحت این کار دانسته می‌شود، بعضی از علماء می‌گویند که این حدیث ناسخ حدیث اول است، و در نتیجه روی آوردن به طرف بیت المقدس در وقت قضای حاجت جواز دارد، و بعضی از علماء می‌گویند که حدیث گذشته قولی، و این حدیث فعلی است، و حدیث قولی بر حدیث فعلی ترجیح دارد، و در نتیجه روی آوردن به طرف بیت المقدس در وقت قضای حاجت جواز ندارد، ولی باید گفت که اگر ضرورت نباشد، اقلا روی احتیاط رو نیاوردن به طرف بیت المقدس در وقت قضای حاجت، بهتر است. ۲) از این سخن راوی که می‌گوید: (مردمانی می‌گویند: وقتی که به قضای حاجت نشستی، روی خود را به طرف قبله و یا بیت المقدس مکن)، چنین دانسته می‌شود که صحابهش نیز در فهم بعضی از احادیث در بین خود اختلاف نظر داشتند، و اختلاف نظر یک امر طبیعی است، از این جهت بود که صحابهش در بعضی مسائل حتی در حضور نبی کریم ج نیز اختلاف می‌کردند، و نبی کریم ج ایشان را از این کار منع نمی‌کردند، و چنین مسائلی در فقه اسلامی بسیار زیاد است، از آن جمله اختلاف‌شان در قضیه اسیران بدر، در وقت ادای نماز عصر در روز رفتن به سوی بنی قریظه، در اعادۀ نماز نیست به کسی که آبی نیافته است و با تیمم نماز خوانده است، و سپس پیش از خارج شدن وقت به آب رسیده است، و در مسائل بسیار دیگری، ولی اختلاف‌شان بعد از عصر نبوت از این‌هم بیشتر و بیشتر است، و در مقدمۀ این کتاب، این موضوع را توضیح بیشتری داده‌ام، به آنجا مراجعه شود.