تناقضات اناجیل در معرّفی مسیح!

در نگاه نخستین، بدیهی بنظر می‌رسد که برای دستیابی به اصول آموزش‌های مسیح و شناخت حقیقت وی، به انجیل‌های موجود بنگریم و پاسخ این مسائل را از خلال آن‌ها دریافت کنیم ولی با اندک تأمّلی در مندرجات اناجیل، درمی‌یابیم که متأسّفانه، اینراه طریقی قابل اعتماد نیست. زیرا انجیل‌ها سخنانی متناقض از مسیح گزارش می‌کنند و چهرة اخلاقی وی را متفاوت نشان می‌دهند و خوانندة دقیق را دچار سرگردانی می‌کنند! مثلاً درانجیل مرقس و لوقا و متّی می‌خوانیم که: «وقتی عیسی عازم سفر شد، شخصی دوان‌دوان آمده در برابر او زانو زد و عرض کرد: ای استاد نیکو! من برای بدست‌آوردن حیات جاودانی چه باید بکنم؟ عیسی به او فرمود: چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچکس جز خدا نیکو نیست»[۲۳۰] .! چنانکه ملاحظه می‌شود مسیح÷ ازاینکه او را «استاد نیکو» بخوانند، نهی فرمود ولی با کمال شگفتی در انجیل یوحنّا می‌خوانیم که عیسی دربارة خود فرمود: «من شبان نیکو هستم»[۲۳۱] . آیا شبان نیکو بلحاظ مفهوم با استاد نیکو معادل نیست؟ و آیا وصفی را که عیسی در یکجا سزاوار خویشتن ندانسته، در جای دیگر باید برخود بندد؟!

انجیلها خبر می‌دهند که عیسی، انسانی «وسیع مشرب» بود و بنابگزارش مرقس و لوقا، فرمود: «هر که ضدّ ما نیست، با ما است»[۲۳۲] ولی نمی‌توان به این گزارش اعتماد نمود زیرا دوباره به گزارش لوقا و متّی می‌خوانیم که عیسی گفت: «هر که با من نیست، برخلاف من است»[۲۳۳] !! آیا کدامین را باید باور کرد؟!

انجیلها، مسیح را از پریشان‌گویی منزّه می‌شمارند و سخن وی را «کلام حق» معرّفی می‌کنند امّا از یک طرف یوحنّا گزارش می‌نماید که مسیح فرمود: «اگر من برخود شهادت دهم، شهادت من راست نیست»[۲۳۴] . و از سوی دیگر همین یوحنّا نقل می‌کند که مسیح گفت: «هرچند من بر خود شهادت دهم، شهادت من راست است»[۲۳۵] !! کدامیک را باید پذیرفت؟!

انجیلها ادّعا دارند که سخنِ مسیح، سخنِ خدا بشمار می‌رود و وعده‌های او تخلّف برنمی‌دارد ولی از یک طرف در انجیل متّی می‌خوانیم که عیسی به دوازده شاگرد[۲۳۶] خود وعده داد که آنان در روز رستاخیز بر کرسی جلال می‌نشیند و بر داوزده سبط اسرائیل داوری خواهند کرد چنانکه می‌نویسد: «عیسی ایشانرا گفت: هر آینه به شما می‌گویم: شما که مرا متابعت نموده‌اید در معاد، وقتی که پسرانسان بر کرسی جلال خود نشنید، شما نیز بر دوازده کرسی نشسته بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود»[۲۳۷] . و از سوی دیگر در همان انجیل متّی دوباره می‌خوانیم که یکی از آن دوازده شاگرد (یعنی یهودای اسخریوطی) به عیسی خیانت ورزید و سبب دستگیری و قتل وی گردید بطوریکه عیسی دربارة او گفت: «بهتر بودی، که تولّد نیافتی»!![۲۳۸]

از همین جا است که ملحدان ادّعا می‌کنند: مسیح، مردی فریبکار و گزافه‌گو بوده و برای جلب نظر افراد، وعده‌های دروغین به آن‌ها می‌داد! آیا این افتراء زشت، مولود اعتماد به گزارش انجیل‌ها نیست؟

باز در انجیل متّی می‌خوانیم که مسیح در مجلسی به شاگردان خود چنین نوید داد: «پسر انسان (عیسی) خواهد آمد و در جلال پدرخویش باتّفاق ملائکة خود، و در آن وقت هر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد. هرآینه بشما می‌گویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسانرا نبینند که در ملکوت خود می‌آید، ذائقة موت را نخواهند چشید (طعم مرگ را نمی‌چشند)»![۲۳۹]

ولی اینک، قرنها از آن روزگار سپری شده و همة حاضران در آن مجلس (یعنی شاگردان عیسی÷) طعم مرگ را چشیدند ولی از آمدن مسیح و پاداش وی خبری نیست، آیا اینگونه سخنان را می‌توان در اناجیل نادیده گرفت بطوریکه از اعتبار انجیل‌ها کاسته نشود؟

بازهم در انجیل متّی می‌خوانیم که مسیح به پطرس (یکی از برجسته‌ترین حواریّون خود) گفت:

«و من نیز تو را می‌گویم که تویی پطرس و بر این صخره، کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنّم بر آن استیلا نخواهد یافت و کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم و آنچه در زمین‌ ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود»[۲۴۰] .! ولی در همین انجیل متّی دوباره می‌خوانیم که (پس از گفتن سخنان مزبور) چیزی نگذشت که مسیح از پطرس خشمناک شده و به وی گفت:

«دور شو از من ای شیطان! زیرا که باعث لغزش من می‌باشی، زیرا نه امور الهی را بلکه امور انسانی را تفکّر می‌کنی».![۲۴۱]

آیا کسی که اندیشه‌اش از امور ظاهری فراتر نمی‌رفته و همچون شیطان درصدد برآمده تا مسیح را إغوا کند، چگونه در همان حال «کلیددار ملکوت آسمان» بوده است؟! آیا این تناقض‌گوییها را می‌توان به عیسای پاک نسبت داد، یا باید در اعتبار انجیل‌ها تردید نمود؟

انجیلها نه تنها به مسیح÷، نسبت‌های ناروا داده‌اند بلکه پیامبر پاک دیگری یحیی÷ را نیز به دروغگویی متّهم کرده‌اند! در انجیل یوحنّا آمده است که چون یحیی تعمیددهنده، دعوت خویش را آغاز کرد یهودیان از وی پرسیدند، آیا تو مسیح هستی؟ پاسخ داد: نه! «آنگاه از او سؤال کردند، پس چه؟ آیا تو إلیاس هستی؟ گفت: نیستم»[۲۴۲] . همانگونه که ملاحظه می‌شود یحیی÷ آشکارا، اعلام نموده که من «الیاس» نیستم ولی در انجیل متّی می‌خوانیم که شاگردان مسیح از استاد خود پرسیدند: «پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌باید الیاس، اوّل آید»؟ عیسی در جواب آن‌ها فرمود: «الحال الیاس آمده است و او را نشناختند بلکه آنچه خواستند با وی کردند، بهمانطور پسر انسان نیز از ایشان زحمت خواهد دید. آنگاه شاگردان دریافتند که دربارة یحیی تعمیددهنده بدیشان سخن می‌گفت»[۲۴۳] .! یعنی الیاس، همان یحیی بوده است ولی بدروغ می‌گفته که من الیاس نیستم!!

انجیل‌ها با نسبت‌دادن این دروغ‌ها و تناقضات به پیامبران خدا، اعتماد خواننده را از آن‌ها سلب می‌کنند و شخصیّت پیامبران را به تحریف می‌کشند. با وجود این آیا می‌توانیم حقیقت مسیح و تعالیم راستین وی را از اناجیل بشناسیم؟!

[۲۳۰] مرقس، باب ب۱۰، شماره ۱۷ و ۱۸ و لوقا، باب ۱۸، شماره ۱۸ و ۱۹ و متّی، باب ۱۹، شماره ۱۶ و ۱۷. [۲۳۱] یوحنّا، باب ۱۰، شماره ۱۴. [۲۳۲] مرقس، باب ۹، شماره ۴۰ و لوقا، باب ۹، شماره ۵۰. [۲۳۳] متّی، باب ۱۲، شماره ۳۰ و لوقا، باب ۱۱، شماره ۲۳. [۲۳۴] یوحنّا، باب ۵، شماره ۳۰. [۲۳۵] یوحنّا، باب ۸، شماره ۱۴. [۲۳۶] نامهای این داوزده شاگرد، در انجیل متّی باب ۱۰، شماره ۲ تا ۴ و در انجیل لوقا، باب ۶، شماره ۱۴ تا ۱۶ آمده است. [۲۳۷] متّی، باب ۱۹، شماره ۲۸. [۲۳۸] متّی، باب ۲۶، شماره ۲۴. [۲۳۹] متّی، باب ۱۶، شماره ۲۷ و ۲۸. [۲۴۰] متّی، باب ۱۶، شماره ۱۸ و ۱۹. [۲۴۱] متّی، باب ۱۶، شماره ۲۳. [۲۴۲] یوحنّا، باب ۱، شماره ۲۱. [۲۴۳] متّی، باب ۱۷، شماره ۱۲ و ۱۳.