١- اهمیت و فضیلت ذکر

اهمیت و فایده‌ی عظیم ذکر بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست، چرا که ذکر از ارزشمندترین مفاهیم و سودمندترین کارهایی است که آدمی را به خداوند نزدیک می‌کند. خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم بدان دستور داده، و آدمیان را به آن متمایل ساخته و اهل ذکر را با زیباترین و پاک‌ترین تعریف‌ها و تمجیدها ستوده و تحسین نموده است. خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا ٤١[الأحزاب: ٤١].

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا را فراوان یاد کنید‌».

و یا می‌فرماید:

﴿فَإِذَا قَضَيۡتُم مَّنَٰسِكَكُمۡ فَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَذِكۡرِكُمۡ ءَابَآءَكُمۡ أَوۡ أَشَدَّ ذِكۡرٗاۗ[البقرة: ٢٠٠].

«چون مراسم ] حج را به پایان رساندید ـ هم چنان که] فضایل] پدران خویش را ] به رسم جاهلیت] یاد می‌کردید] و به مفاخر موهوم آنها مباهات می‌کردید،] خدای را] به عظمت و پاکی] یاد کنید و حتی بیشتر».

و یا می‌فرماید:

﴿ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ[آل عمران: ١٩١].

«همان کسانی که [در همه حال] ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده، خدای را یاد می‌کنند».

ویا می‌فرماید:

﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا ٣٥ [الأحزاب: ٣٥].

«و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می‌کنند خدا برای [همه‌ی] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است».

خداوند در این آیات دستور داده که بسیار او را یاد کنند، و این به سبب شدت نیاز بنده به چنین کاری است. نیاز آدمی به ذکر و یاد خداوند از بالاترین نیازمندی‌های اوست و این که آدمی یک چشم برهم زدن نیز از آن بی‌نیاز نیست، هر لحظه‌ای که بنده در آن عاری از یاد خدا باشد به ضررش خواهد بود و نه به نفعش، و میزان زیان‌مندی‌اش در آن بسیار بیشتر از سودش (اگر سودی قابل تصور باشد) خواهد بود، و به هنگام دیدار خداوند در روز قیامت بر این لحظه که در غفلت از یاد خدا گذشته به شدت پشیمان خواهد شد.

این مطلب از سوی پیامبر ج به اثبات رسیده ‌است، چنان‌که در کتاب شعب الایمان اثر بیهقی، و کتاب الحلیه اثر ابو نعیم از ام‌المؤمنین عائشه ل نقل شده که پیامبر ج فرمودند: «جز این نیست که هر ساعتی که بر فرزند آدم می‌گذرد و او خداوند را در آن یاد نمی‌کند در روز قیامت بر آن زمان از دست رفته دریغ و اندوه خواهد خورد» [٩]. سنت سرشار از احادیثی است که نشان دهنده‌ی مزیت ذکر، و منزلت والا، و جایگاه برتر، و فزونی عایدات و بهره‌های آن برای مردان و زنانی است که بسیار به ذکر خداوند می‌پردازند.

ترمذی وابن ماجه و حاکم در حدیثی که حاکم آن را صحیح الإسناد دانسته و ذهبی با او موافقت نموده، از ابودرداء نقل کرده‌اند که رسول الله ج فرمودند: «آیا شما را به بهترین و پاک‌ترین اعمال‌تان نزد پروردگار و مؤثرترین آنها در بالا بردن درجات شما که برایتان از بخشیدن طلا و نقره و از این که با دشمنان‌تان رو به رو شوید و گردن آنها را بزنید و آنان گردن شما را بزنند، بهتر است، خبر دهم؟» گفتند بله، ای رسول خدا، [ایشان] فرمودند: «آن، یاد و ذکر خداوند است» [١٠].

امام مسلم در صحیح‌اش از ابوهریره سروایت کرده که پیامبر ج فرمودند: «مفردان سبقت گرفتند و برنده شدند» گفتند: ای رسول خدا! مفرّدان چه کسانی هستند؟ فرمودند: «مردان و زنانی که بسیار خدا را یاد می‌کنند» [١١].

امام بخاری از ابوموسی اشعریس روایت کرده که پیامبرج فرمودند: «مثال کسی که پروردگار خود را یاد می‌کند و کسی که او را یاد نمی‌کند، مثال زنده و مرده است» [١٢].

احادیث در این باره بسیارند، که پیش‌تر احادیثی را در فضیلت ذکر بیان داشتیم. در این جا مناسب است مطالبی را که اهل علم درباره‌ی فوائد یاد خدا که ذاکران در زندگی دنیا و آخرتشان آنها را چیده و درو می‌کنند به صورت خلاصه بیان کنم. از بهترین کسانی که دیده‌ام در این موضوع سخن گفته و آن را جمع‌بندی کرده و مجموعه‌ای به هم پیوسته ارائه داده، علامه امام ابن قیم/ است که در کتاب ارجمندش «الوابل الصیب من الكلم الطیِّب» چنین کرده است. این کتاب بارهای بار به چاپ رسیده و میان هواخواهان و اهل علم دست به دست می‌گردد. ایشان/ در این کتاب می‌گویند: در ذکر بیش از صد سود و بهره وجود دارد...، سپس شروع به برشمردن بهره‌های ذکر می‌کند، و بیش از هفتاد فایده آن را بیان می‌کند که هر کدام از آن‌ها به تنهایی برای تشویق جان‌ها و تحریک اراده‌ها برای مشغول شدن به ذکر کافی است، و چرا این گونه نباشد در حالی که این همه بهره‌های فراوان و دستاوردهای بسیار [در ذکر خداوند] یکجا شده‌است؟! موضوع برتر از آن است که توصیف کنندگان آن را توصیف کنند و شمارندگان آن را بشمارند:

﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ ١٧[السجدة: ١٧].

«هیچ کس نمی‌داند چه [بسیار] مایه‌ی روشنی چشم‌ها به پاداش رفتارشان برای آنان پیش‌بینی شده است».

برادر و خواهر مسلمانم شایسته است که در این جا یک فایده از فایده‌های ذکر را که امام ابن‌قیم/ بیان داشته برایت یادآوری کنم و ان‌شاءالله برخی دیگر از این بهره‌ها را برایت [گفته و تا حدودی] کامل خواهم کرد. با این توصیه که این کتاب را بدست آورده و از آن بهره‌ ببری. حقیقتاً این کتاب، کتابی سودمند و سرشار از فایده است:

یکی از فواید ذکر این است که شیطان را [از آدمی] دور کرده، و او را مقهور ساخته در هم می‌شکند [١٣]. خداوند می‌فرماید:

﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ ٣٦[الزخرف: ٣٦].

«هرکه از یاد خدای رحمان دل بگرداند، شیطانی بر او می‌گماریم تا هم‌نشینش باشد».

ویا می‌فرماید:

﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ ٢٠١ [الأعراف: ٢٠١].

«کسانی که تقوی دارند، چون وسوسه‌ای از] سوی] شیطان به آنان برسد، ] خداوند را] یاد می‌کنند، آن‌گاه ناگهان بینا می‌گردند».

در مسند امام احمد، و سنن ترمذی، و مستدرک حاکم و دیگران با إسناد صحیح آمده که حارث اشعری از رسول الله ج نقل کرد که فرمودند: «خداوند سبحان پنج گفته را به یحیی÷ پسر زکریا امر کرد که او بدان عمل کرده و به بنی اسرائیل نیز دستور داد تا بدان عمل نمایند، اما نزدیک بود که یحیی÷ در انجام این کار سستی ورزد، عیسی ÷ به او گفت: خداوند تو را امر نموده تا به پنج گفته عمل نموده و به بنی‌اسرائیل دستور دهی تا بدان عمل کنند؛ حال یا تو این دستور را می‌دهی و یا خودم آن را انجام می‌دهم. یحیی ÷ گفت: می‌ترسم اگر تو بر من پیشی بگیری خداوند مرا در زمین فرو برده یا عذابی (دیگر) دهد. سپس مردم را در بیت‌المقدس جمع کرد، مسجد پر شد، تا جایی که مردم بر پشت بام‌ها نیز گرد آمدند. یحیی÷ فرمود: خداوند به من دستور داده که به پنج گفته عمل کنم و به شما نیز دستور دهم تا بدان عمل کنید......» [١٤] سپس آنان را به توحید، و اقامه‌ی نماز، و گرفتن روزه، و دادن صدقه امر کرد. آن‌گاه پنجمین مورد را بیان کرده گفت: «من به شما دستور می‌دهم که به یاد «الله» باشید، زیرا مثال ذاکر مانند کسی است که دشمن به سرعت او را دنبال کرده، ولی آن شخص وارد قلعه‌ی مستحکمی گشته و خود را از دست دشمن مصون دارد. به همین منوال انسان تنها با یاد خدا می‌تواند خود را از شیطان حفاظت نماید...».

علامه ابن قیم/ این حدیث را این گونه توصیف نموده که حدیثی بلند مرتبه بوده، و شایسته و برازنده‌ی هر مسلمانی است که آن را حفظ کرده و در آن بیندیشد [١٥]. این حدیث دربردارنده‌ی فضیلتی والا و بزرگ برای ذکر است و این که شیطان را رانده و آدمی را از دست او نجات می‌دهد، و بیانگر آن است که ذکر دژی است مستحکم و پناهگاهی است استوار و پابرجا؛ پناهگاهی که انسان تنها با پناه جستن به آن می‌تواند خود را از شرّ این دشمن سرسخت مصون دارد، بی‌شک این خود برای ذکر فضیلتی والاست و به همین خاطر ابن قیم/ می‌گوید: «اگر در ذکر جز همین یک ویژگی نمی‌بود، به طور قطع در خورِ آدمی است که زبانش از ذکر خداوند متعال سست و بی‌مبالات نشود، و پیوسته شیفته و دل بسته‌ی ذکر او باشد. زیرا آدمی جز با ذکر نمی‌تواند خود را از دشمنش حفاظت کند و دشمن فقط از دروازه‌ی غفلت بر او هجوم می‌برد. دشمن در کمین آدمی نشسته، هرگاه غفلت کند بر او شبیخون زده و او را در هم می‌کوبد. اما هر گاه آدمی خدا را به یاد آورد، دشمن خدا عقب نشسته، خوار گشته و سرکوب می‌شود تا این که همچون پرنده‌ای ضعیف و ناتوان و یا همچون مگسی می‌گردد، و به همین خاطر «الوسواسُ الخناس» نامیده شده است، یعنی: در سینه‌های آدمیان وسوسه کرده و چون خداوند به یادآورده شود باز پس رفته، و خود را در هم کشیده و پنهان می‌شود. ابن عباس س می‌گوید: «شیطان بر قلب فرزند آدم چمباتمه زده است در نتیجه هرگاه آدمی دچار غفلت و کوتاهی (از یاد خدا) گردد او را وسوسه می‌کند و هرگاه خداوند را به یاد آورد شیطان عقب رفته و دور می‌شود» [١٦].

از خداوند متعال می‌طلبیم که ما را از شر ابلیس و شرک او، و هم چنین از تحریک و دمیدن و نفوذ او مصون دارد، بی‌شک خداوند شنونده‌ی دعا و اجابت کننده‌ی آن، و نزدیک است.

[٩] شعب الایمان (شماره ٥٠٨)، الحلیه (٥/٣٦٢)، علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره: ٥٧٢) آن را حسن دانسته است. [١٠] سنن الترمذی (شماره: ٣٣٧٧) سنن ابن ماجه (٣٧٩٠) المستدرک (١/٤٩٦)، و علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره ٢٦٢٩) آن را صحیح دانسته است. [١١] صحیح مسلم (شماره: ٢٦٧٦). [١٢] صحیح بخاری (شماره: ٦٤.٧). [١٣] بنگر به: الوابل الصیّب (ص:٨٤). [١٤] المسند (٤/٢٠٢)، سنن ترمذی (٢٨٦٣)، المستدرک (١/١١٧،١١٨،٤٢١) و علامه آلبانی در صحیح الجامع (شماره ١٧٢٤) آن را صحیح دانسته است [١٥] الوابل الصیّب (ص: ٣١) [١٦] الوابل الصیب (ص: ٧٢)