صفحه نخست تاریخ اسلام زندگی نامه امام بخاری رحمه الله امام بخاری بدون خداحافظی شهر را ترک می‌كند.

امام بخاری بدون خداحافظی شهر را ترک می‌كند.

پس از آن امام بخاری از منزلش بیرون نمی‌آمد و مجلس املاء حدیث برگزار نمی‌کرد و کسی جز امام مسلم بن حجاج و احمد بن سلمه به ملاقاتش نمی‌رفتند.

با خود تصمیم گرفت نیشابور را ترک کند و تصنیفاتش را با خود ببرد. نور ایمان را با تمام وجود احساس می‌کرد و به توانایی و صبر عنایت می‌نمود.

و بر هیچ چیزی جز توطئه اهل علم و دانش افسوس نمی‌خورد در حالی که در مقابل استادش امام یحیی با ادب و فروتنی و تواضع رفتار می‌نمود.

به کسانی که هنگام نماز به آنان برخورد می‌کرد می‌فرمود:

«هرکس گمان می‌کند من گفته‌‌ام «قرآن مخلوق است» او دروغگو است. من هرگز چنین نگفته‌‌ام «افعال بندگان مخلوق هستند».

امام بخاری از تهمت‌ها و افتراء‌هایی که به او نسبت می‌دادند پاک و مبرا بود. ولی چه کار می‌توانست انجام دهد و شیوخ نیشابور با زبان‌های تند و تیز نسبت به او بد دهنی و ناسزاگویی می‌کردند.

و دروغگویان با بهتان و افتراء قصد بدنام کردن او را داشتند و به او چیزهایی نسبت می‌دادند که نگفته بود و آتش فتنه شعله و زبانه می‌کشید.

و دوستان و یارانش نتوانستند آتش فتنه را خاموش سازند.

و هر روزی که می‌گذشت. این اوهام به صورتی مجسم می‌گردید. تا جایی که در نیشابور برای امام بخاری مقام و اعتباری باقی نماند.

علیرغم سختی و سنگینی این محنت و مصیبت ناشی از حسد بد خواهان، شخصیت امام بخاری از ثبات و استواری برخوردار بود و تزلزل به آن راه نیافته و ذره‌ای هم تکان نخورد.

در شبی که می‌خواست نیشابور را ترک کند، احمد بن سلمه به تنهایی به دیدارش آمد و امام بخاری در تاریکی شب به سوی بخارا، زادگاهش به حرکت در آمد و در آن لحظات به احمد بن سلمه، در حالی که او را در آغوش گرفته بود فرمود:

«ای احمد – این مرد (یعنی – محمد بن یحیی) به خیر و برکتی که خداوند به من عنایت فرموده بود حسد ورزید. دانش موهبتی است که خداوند به هرکس بخواهد اعطاء می‌کند. اما مسئله مخلوق بودن قرآن که امام احمد بن حنبل/ در آن راه، به دلیل رد آن متحمل سختی‌ها و مشقات بسیار گردید تا جایی که به مسن بودنش هم رحم نکردند، و او را تازیانه زدند. من با معتزله در این امور مخالفت می‌کنم. و هنوز می‌گویم و تکرار می‌کنم کسی که اقرار کند قرآن مخلوق است، کافر محسوب می‌شود.

سپس به سوی بخارا حرکت کرد و این آخرین مسافرت و هجرت او بود.

***