با پیامبر و اصحابش

آیا بعد از این کسی پیدا می‌شود که در مورد صحت حتی یک حدیث از احادیث «الجامع الصحیح» شک و تردید کند؟

آیا کسی می‌تواند این کتاب را با اسانیدش حفظ کند ولو در تمام عمرش به حفظ آن مشغول بشود. اساتید حدیث مباهات می‌کنند که می‌توانند احادیث پیامبرص را شرح و تفسیر کنند ولی از هیچ‌یک از آنان نشنیده‌ایم که این کتاب را با اسانیدش حفظ کرده باشد. و راستی این توانایی را از کجا و چگونه می‌تواند کسب کند؟

برایمان کافی است که از این کتاب «صحیح» آنچه را که از تعالیم دین لازم و ضروری است فراگیریم. همچنین خداوند سبحانه و تعالی به امام بخاری نبوغ سرشاری اعطاء نموده بود تابه بالاترین درجات فهم و آگاهی صعود کند تا جایی که گاهی حدیثی را در شام می‌شنید در عراق تدوین می‌کرد و حدیثی را که در مکه می‌شنید آن را در خراسان تدوین می‌کرد، بدون اینکه حرفی را کم و یا زیاد کند.

همچنین خداوند به او قلبی پاک، که ضربات آن برای غیر خدا به تپش نیامده و وسوسه گناه نداشته، اعطا فرمود. او دائماً در پیشگاه پیامبر و یارانش حضور دارد.

تجارتی ندارد که خود را با آن مشغول کند و جاه و منصبی که شیفته آن باشد و نه دنیایی که دین خود را به خاطر آن بفروشد.

اگر چنانچه زندگی امام بخاری را از دوران کودکی‌اش بررسی کنیم اتفاقات و رفتارهای شگفتی را خواهیم دید، در حالی که کودکی ده ساله بود اسانید حدیث را حفظ داشت و استادش را به تجدید نظر در روایت حدیث وامیداشت.. و استاد سخنش را قبول می‌کرد. مانند اطفال دیگر در سنین کودکی به بازی و سرگرمی مشغول نبود.. زیرا که وظیفه مهمی را که عنایت الهی به او عرضه کرده بود به خوبی درک می‌کرد و در این باره می‌فرماید: «از ده سالگی به حفظ حدیث تمایل پیدا کردم» قبل از پانزده سالگی در کنار ائمه بخارا، مرو و نیشابور حاضر می‌شود تا احادیثی را که شیوخ قادر به حفظ آنان نیستند حفظ کند.

تا قبل از بیست سالگی پنج باز مناسک حج را بجای آورده بود و جمله‌ای در مجلس استادش اسحاق بن راهویه می‌شنود و آن جمله قلبش را به تپش وامی دارد و احساسات و عواطفش را تحریک می‌کند «کاش مختصری از احادیث صحیح پیامبرص را جمعآوری می‌کردید». پس از آن امام بخاری به انجام این کار مهم تصمیم قاطع می‌گیرد و شروع به جمع آوری احادیث و به تدوین کتاب «الجامع الصحیح» می‌پردازد.

احادیث را با وضو و طهارت کامل در کتاب «الجامع الصحیح» ثبت می‌کند چرا که او در محضر پیامبر حضور دارد!!.

به راستی چه شخصیت با عظمتی است؟ وجدان او از زمان طفولیت و ولادت به عشق الهی و پیامبرص در هم آمیخته بود و به آنچه کودکان و هم سالانش فکر می‌کردند نمی‌اندیشید. کتاب تاریخ صحابه و تابعین را در جوار روضه خضراء پیامبرص تالیف می‌کند تا صاحب رسالت عظمی را بر هر کلمه (هر حرفی که می‌نویسد) شاهد بگیرد.

و از اینجا عظمت کتابش را که «الجامع الصحیح الـمسند الـمختصر من حدیث رسول اللهص وسننه وأیامه» نامیده درک می‌کنیم. کتابش را با آنچه که شایسته عظمت و بزرگی است و با تکریم و احترام تناسب دارد شروع کرد و آن را با مقدمه‌ای تقلدی به روش نویسندگان شروع نکرد زیرا حیای آن بیشتر از آن بود که سخن و کلامش بر حدیث پیامبرص پیشی بگیرد و شایسته نبود که بر حدیث پیامبرص پیشی بگیرد و کتابش را با آیه کریمه زیر شروع کرد:

﴿إِنَّآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ كَمَآ أَوۡحَيۡنَآ إِلَىٰ نُوحٖ وَٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ مِنۢ بَعۡدِهِۦ [النساء: ۱۶۳].

ترجمه: «همانا وحی فرستادیم به سوی تو همان گونه که وحی فرستادیم بسوی نوح و پیامبران بعد از وی».

***